توسط: حامد سلیمان پور
875 بازدید
1396/3/18
ساعت:19:30
بيماردلي منافقان
ازنظر قرآن، روح انسان همچون جسم او، گاه به بیماری هایی دچار می شود که اگر درمان نشوند، گسترش یافته و رشد می کنند، تا جایی که انسانیتِ انسان را ازبین می برند.
نفاق از بیماری های خطرناک روحی است که زمینه را برای بروز بیماری های دیگر روحی همچون بخل و حسد و طمع مهیا می کند.
انسان سالم یک چهره بیشتر ندارد و میان فکر و عمل او هماهنگی کامل است. زبانش چیزی را می گوید که در دل دارد و رفتارش با عقایدش مطابق است. اما اگر غیر از این شد، روح بیمار شده و دچار انحراف گردیده است.
نفاق همچون مرداری است که اگر در روح و دل انسان باقی بماند، باعث می شود منافق بهجای تسلیمشدن در برابر دستورات نازل شده از طرف خداوند، ریاکاری کند و پلیدی نفاق او بیشتر آشکار گردد و بدین گونه بیماری نفاقش افزایش یابد. نفاق همچون لاشه و مردار در آب افتاده است که بوی نامطبوع می دهد و هرچه بارانِ پاک بر آن ببارد، بهجای آنکه آلودگی اش برطرف شود، آلودگی اش بیشتر می گردد.
«نفاق» معنای وسیعی دارد و هرگونه دوگانگی میان گفتار و عمل و ظاهر و باطن را شامل می شود. لذا افراد مؤمن نیز ممکن است گاهی دچار آن شوند. ریا و تظاهر در ادای عبادت، یعنی کار را برای غیرخدا انجامدادن، نوعی نفاق است.
پیامبر گرامی اسلام می فرمایند: سه صفت است که در هر کس باشد، منافق است، هرچند روزه بگیرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند: کسی که در امانت خیانت کند؛ کسی که به هنگام سخنگفتن دروغ بگوید؛ کسی که وعده بدهد، ولی عمل نکند.
از اين آيه مى آموزيم:
- نفاق، بيماری روحی است و منافق همچون فرد بيمار، نه سالم است و نه مرده، نه مؤمن است و نه كافر.
- نفاق، رشدی سرطانی و فراگير دارد كه اگر درمان نشود، همۀ ابعاد وجودی انسان را فرامی گيرد.
- سرچشمۀ نفاق، دروغ است و دروغگويی شيوۀ معمول منافقان است.
نکتههای آیه: «فِى قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ فَزَادَهُمْ اللَّهُ مَرَضاً وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْذِبُونَ» (بقره/10)
بیمارى، گاهى مربوط به جسم است، نظیر آیه 185 سوره بقره؛ «ومن كان مریضاً» كه درباره احكام روزه بیماران مى باشد. و گاهى مربوط به روح، نظیر این آیه «فى قلوبهم مرض» كه درباره بیمارى نفاق مى باشد.
داستان منافق، به لاشه و مردارى بد بو مى ماند كه در مخزن آبى افتاده باشد. هر چه آب در آن بیشتر وارد شود، فسادش بیشتر شده و بوى نامطبوع و آلودگى آن افزایش مى یابد. نفاق، همچون مردارى است كه اگر در روح و دل انسان باقى بماند، هر آیه و حكمى كه از طرف خداوند نازل شود، به جاى تسلیم شدن در برابر آن، دست به تظاهر و ریاكارى مى زند و یك گام بر نفاق خود مى افزاید. این روح مریض، تمام افكار و اعمال او را، ریاكارانه و منافقانه مى كند و این نوعى افزایش بیمارى است. «فزادهم اللَّه مرضاً»
شاید جمله «فزادهم اللَّه مرضاً» نفرین باشد. نظیر «قاتلهم اللَّه» یعنى اكنون كه در دل بیمارى دارند، خدا بیمارى آنان را اضافه كند.
پیامهای آیه: «فِى قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ فَزَادَهُمْ اللَّهُ مَرَضاً وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْذِبُونَ» (بقره/10)
- نفاق، یك مرض روحى و منافق بیمار است. همانطور كه بیمار، نه سالم است و نه مرده، منافق هم نه مؤمن است و نه كافر. «فى قلوبهم مرض»
- اصلِ انسان، دل و روح اوست. «زادهم اللَّه» (حقّ این بود كه بگوید «فزادها اللَّه مرضاً» یعنى در دل آنان مرض بود، خداوند مرض آنها را زیاد كرد. ولى فرمود: مرض خود آنان را زیاد كرد. پس قلب انسان، به منزله تمام انسان است. زیرا اگر روح و قلب منحرف شود، آثارش در سخن و عمل هویداست.) (تفسیر راهنما)
- نفاق، مرضى است كه رشد سرطانى دارد. (در قرآن، آیاتى را مى خوانیم كه در آن اوصاف پسندیده اى همچون: علم، هدایت و ایمان، قابل افزایش معرّفى شده است. همانند: «زدنى علماً» طه، 114 و «زادتهم ایمانا» انفال، 2 و «زادهم هدى» محمد، 17. همچنین برخى از امراض و اوصاف ناپسند مانند: رجس، نفرت، ترس و خسارت نیز قابل ازدیاد دانسته شده اند. همانند: «زادتهم رجساً» توبه، 125 و «زادهم نفوراً» فرقان، 60 و «مازادوكم الاّ خَبالاً» توبه، 47 و «ولا یزید الظالمین الاّ خساراً» اسراء، 82. با توجّه به آیات مذكور، معلوم مى شود كه سنّت خداوند، آزادى دادن به هر دو گروه خیر و شر است. «كلاّ نُمدّ هؤلاء و هؤلاء» اسراء، 20.) «زادهم اللَّه مرضاً»
- زمینه هاى عزّت و سقوط را، خود انسان در خود به وجود مى آورد. «لهم عذاب الیم بما كانوا یكذبون»
- دروغگویى، از روش هاى متداول منافقان است. «كانوا یَكذبون»
دسته بندی: تفسیر قرآن سوره بقره
سوره بقره آیه 254-251
1402/7/20
تفسیر قطره ای قرآنفَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿۲۵۱﴾ ترجمه : پس آنان را به اذن خدا شكست دادند و...
یَنبَغی لَکُم اَن تَتقرّبوا اِلیَ الله تَعالی بِالبِرّ وَ الصوُم وَ الصَلوةِ وَ صِلَة الرَحم وَ صِلَة الِاخوان، فَانَّ الاَنبیاء علیهم السلام کَانوُا اِذا اَقاموُا اوصیاءهِم فَعلوُا ذَلک وَ اَمروُا بِه.
شایسته است با نیکی کردن به دیگران و روزه و نماز و بجا آوردن صله رحم و دیدار برادران ایمانی به خدا نزدیک شوید، زیرا پیامبران زمانی که جانشینان خود را نصب می کردند، چنین می کردند و به آن توصیه می فرمودند.