سلیمان پور

سلیمان پور

چهارشنبه, 25 بهمن 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 31

bagare 31

 

و خداوند همه‏ ى اسما (حقائق و اسرار هستى) را به آدم آموخت، سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى‏ گوييد، از اسامى اينها به من خبر دهيد؟

نكته‏ ها:

خداوند متعال اسما و اسرار عالم، از نام اولياى خود تا جمادات را به آدم تعليم داد. به تعبير امام صادق عليه السلام: تمام زمين‏ها، كوهها، دره‏ها، بستر رودخانه‏ ها و حتّى همين فرشى كه در زير پاى ماست، به آدم شناسانده شد.

پيام‏ها:

1- معلّم واقعى خداست وقلم، بيان، استاد وكتاب، زمينه‏ هاى تعليم هستند. «عَلَّمَ»

2- برترى انسان بر فرشتگان، به خاطر علم است. «وَ عَلَّمَ آدَمَ ...»

3- انسان براى دريافت تمام علوم، استعداد و لياقت دارد. «كُلَّها»

4- فرشتگان عبادت بيشترى داشتند و آدم، علم بيشترى داشت. رابطه مقام خلافت با علم، بيشتر از عبادت است. «نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ ... عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ»

5- براى روشن كردن ديگران، بهترين راه، برگزارى امتحان و به نمايش گذاشتن تفاوت‏ها و لياقت‏هاست. «عَلَّمَ ... ثُمَّ عَرَضَهُمْ ... فَقالَ أَنْبِئُونِي»

6- فرشتگان، خود را به مقام خليفةاللهى لايق‏تر مى ‏دانستند. «إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ»

چهارشنبه, 25 بهمن 1396 ساعت 00:00

روز شمار فاطمیه قسمت پنجم

fATEMIE 5

حوادث روز جمعه ( چهار روز پس از وفات)

اتمام جمع آوری قرآن

امروز سومین و آخرین روزی است که امیرالمومنین (ع) به جمع آوری قرآن مشغول اند. آن حضرت قرآن را به ترتیب نزول، همراه با مطالبی حاوی شأن نزول تفسیر و تأئیل زمان نزول ناسخ و منسوخ و... تدوین نمود. در پایان این روز پر ماجرا این کردآورینیز به اتمام می رسد. اکنون این یادگار نبوت از گزند تحریف و تغییر در امان است.

اولین نماز جمعه به امامت ابوبکر صورت می پذیرد. آن گروه به نشانه اعتراض در خانه امیرالمومنین (ع) تحصن کرده بودند امروز نیز به خانه آن حضرت می آیند و از شرکت در نمازی که در مسجد النبی تشکیل شده است امتناع می کنند.

هجوم منجر به شکستن تحصن:

بار دیگر قنفذ غلام ابوبکر با گروهی راهی می شوند تا متخلفان را که در خانه امیرالمومنین (ع) جمع شده اند برای بیعت با ابوبکر فراحواند. متحصنن در خانه امیرالمومنین (ع) از خروج امتناع می کنند. قنفذ در کنار خانه می ایستد و فردی را سوی خلیفه روانه می کند تا کسب تکلیف کنند.

این بار عمر، به همراه گروه زیادی از انصار و عده کمی از مهاجران به سوی خانه امیرالمومنین (ع) حرکت می کنند. خالد بن ولید از مهاجران و اسید بن خضیر، سلمه بن سلامه، زیاد بن لبید انصاری، زید بن اسلم و... از انصار عمر را همراهی می کنند.

عمر و اطرافیان وی پس از رسیدن به خانه امیرالمومنین (ع) با فریاد و سر و صدا تهدید را آغاز می کنند و از انها می خواهند که خارج شده و بیعت کنند.

در این میان چند نفری از جمله زید بن اسلم هیزم می آورند و تهدید به آتش زدن خانه می کنند. از میان متحصنین زبیر با شمشیر خارج می شود. عده ای بر سر او می ریزند و دستش را گرفته و شمشیر وی را با با سنگ می شکنند. مهاجمان به خنه وارد می شوند و تمامی متحصنین را خارج کرده و به زور تا مسجد می کشانند و از همگی بیعت می گیرند.

در این میان امیرالمومنین که قسم یاد کرده بودند تا قرآن را جمع نکنند از خانه خارج نشوند همچنان در منزل باقی می مانند. مهاجمان نیز با توجه به تهدید حضرت زهرا(س) به نجام نفرین، اقدام بیشتری برای گرفتن بیعت از وی انجام نمی دهند. اهل سقیفه به سخن می آیند. علی یک نفر است به بیعت او احتیاجی نیست. اما در این هجوم به شدت حرمت حریم بیت علوی می شکند و بیت فاطمه (س) تا مرز سوختن در آتش جلو می رود.

اولین شب یاری طلبی

در پایان روز پس از آن که امیرالمومنین (ع) از جمع آوری قرآن فارغ می شوند برای اتمم حجت به خانه تک تک مهاجران و انصار که در جنگ بدر شرکت داشتند می روند. خاندان وحی نیز همگی آن حضرت را همراهی می کنند. حضرت صدیقه کبری (س) سوار بر مرکب و حسنین دست در دست امیرالمومنین (ع). عده ای بهانه می آورند، برخی سکوت می کنند دسته ای بی شرمانه می گویند: اگر زودتر این سخنان را می شنیدیم با شما بیعت می کردیم...

پنج شنبه, 19 بهمن 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 30

Bagare 30

وهنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من بر آنم كه در زمين جانشينى قرار دهم. فرشتگان گفتند: آيا كسى را در زمين قرار مى‏دهى كه در آن فساد كند و خون‏ها بريزد؟ در حالى كه ما با حمد و ستايش تو، ترا تنزيه و تقديس مى ‏كنيم.

خداوند فرمود: همانا من چيزى مى‏ دانم كه شما نمى ‏دانيد.

نكته ‏ها:

در آيه ‏ى قبل خوانديم كه خداوند، همه‏ ى مواهب زمين را براى انسان آفريده است. در اين آيه و آيات بعد، مسأله‏ ى خلافت انسان در زمين مطرح مى ‏شود كه نگرانى فرشتگان از فسادهاى بشر و توضيح و توجيه خدا و سجده آنان در برابر نخستين انسان را بدنبال دارد.

فرشتگان، يا از طريق اخبار الهى ويا مشاهده‏ ى انسان‏هاى قبل از حضرت آدم عليه السلام در عوالم ديگر يا در همين عالم ويا به خاطر پيش‏ بينى صحيحى كه از انسان خاكى و مادّى وتزاحم‏ هاى طبيعى آنها داشتند، خونريزى وفساد انسان راپيش‏ بينى مى‏ كردند.

گرچه همه‏ ى انسان‏ها، بالقوّه استعداد خليفه خدا شدن را دارند، امّا همه خليفه‏ ى خدا نيستند و به فرموده روايات افراد خاصى هستند، چون برخى از آنها با رفتار خود به اندازه‏ اى سقوط مى‏ كنند كه از حيوان هم پست ‏تر مى ‏شوند. چنانكه قرآن مى‏ فرمايد: «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»

قرارگاه اين خليفه، زمين است، ولى لياقت او تا «قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏» مى ‏باشد.

به ديگران اجازه دهيد سؤال كنند. خداوند به فرشتگان اذن داد تا سؤال كنند و گرنه ملائك، بدون اجازه حرف نمى ‏زنند و فرشتگان مى‏ دانستند كه براى هر آفريده‏ اى، هدفى عالى در كار است.

سؤال: چرا خداوند در آفرينش انسان، موضوع را با فرشتگان مطرح كرد؟

پاسخ: انسان، مخلوق ويژه‏ اى است كه ساخت مادّى او به بهترين قوام بوده: «أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» و در او روح خدايى دميده شده و بعد از خلقت او خداوند به خود تبريك گفت.

سؤال: خدايى كه دائماً حاضر، ناظر وقيّوم است چه نيازى به جانشين وخليفه دارد؟

پاسخ: اوّلًا جانشينى انسان نه به خاطر نياز و عجز خداوند است، بلكه اين مقام به خاطر كرامت و فضيلت رتبه‏ ى انسانيّت است. ثانياً نظام آفرينش بر اساس واسطه‏ هاست. يعنى با اينكه خداوند مستقيماً قادر بر انجام هر كارى است، ولى براى اجراى امور، واسطه‏ هايى را قرار داده كه نمونه‏ هايى را بيان مى‏ كنيم:

* با اين‏كه مدبّر اصلى اوست: «اللَّهُ الَّذِي ... يُدَبِّرُ» ليكن فرشتگان را مدبّر هستى قرار داده است. «فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً»

* با اين‏كه شفا به دست اوست؛ «فَهُوَ يَشْفِينِ» امّا در عسل شفا قرار داده است. «فيه شفاء»

* با اين‏كه علم غيب مخصوص اوست؛ «إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ»ليكن بخشى از آن را براى بعضى از بندگان صالحش ظاهر مى‏كند. «إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ»

پس انسان مى ‏تواند جانشين خداوند شود و اطاعت از او، همچون اطاعت از خداوند باشد.

«مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» و بيعت با او نيز به منزله‏ ى بيعت با خداوند باشد. «انّ‏ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ ... إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ» و محبّت به او مثل محبّت خدا باشد. «من احبّكم فقد احب الله»

براى قضاوت درباره‏ ى موجودات، بايد تمام خيرات و شرور آنها را كنار هم گذاشت و نبايد زود قضاوت كرد. فرشتگان خود را ديدند كه تسبيح و حمد آنها بيشتر از انسان است. ابليس نيز خود را مى‏ بيند و مى‏ گويد: من از آتشم و آدم از خاك و زير بار نمى ‏رود. امّا خداوند متعال مجموعه را مى ‏بيند كه انسان بهتر است و مى‏ فرمايد: «إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ».

پيام‏ها:

1- شايد بتوان از اين دو آيه (29- 30) فهميد: خداوند ابتدا اسباب زندگى را براى انسان فراهم كرد، سپس او را آفريد. «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ... إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ» چنانكه حضرت على عليه السلام فرمود: «فلمّا مهد ارضه و انفذ امره اختار آدم ...» همين كه زمين را گسترد و فرمانش را متنفّذ قرارداد، انسان را آفريد.

2- آفرينش ملائكه، قبل از آدم بوده است. زيرا خداوند آفريدن انسان را با آنان در ميان گذاشت. «قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ»

3- انتصاب خليفه و جانشين و حاكم الهى، تنها بدست خداست. «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»

4- انسان، جانشين دائمى خداوند در زمين است. «جاعِلٌ» (كلمه «جاعل» اسم فاعل و رمز تداوم است.)

5- انسان مى ‏تواند اشرف مخلوقات و لايق مقام خليفةاللهى باشد. «جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» البتّه ستمكاران از نيل به اين مقام محروم شده‏اند: «لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»

6- ملائكه، فساد و خونريزى را كار دائمى انسان مى‏ دانستند. «يُفْسِدُ ... وَ يَسْفِكُ» (فعل مضارع نشانه‏ى استمرار است.)

7- حاكم و خليفه‏ ى الهى بايد عادل باشد، نه فاسد و فاسق. خليفه نبايد «يفسد فى الارض» باشد.

8- طرح لياقتِ خود، اگر بر اساس حسادت نباشد، مانعى ندارد. «وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ»

9- عبادت و تسبيح در فضاى آرام، تنها ملاك و معيار لياقت نيست. «نَحْنُ نُسَبِّحُ»

10- به خاطر انحراف يا فساد گروهى، نبايد جلوى امكان رشد ديگران گرفته شود. با آنكه خداوند مى‏ دانست گروهى از انسان‏ها فساد مى‏ كنند، امّا نعمت‏ آفرينش را از همه سلب نكرد.

11- مطيع و تسليم بودن با سؤال كردن براى رفع ابهام منافاتى ندارد. «أَ تَجْعَلُ فِيها»

12- خداوند فساد و خونريزى انسان را مردود ندانست، ليكن مصلحت مهمتر و شايستگى و برترى انسان را طرح نمود. «إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ»

13- توقّع نداشته باشيد همه‏ ى مردم بى ‏چون و چرا، سخن يا كار شما را بپذيرند.زيرا فرشتگان نيز از خدا سؤال مى‏كنند. «قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها»

14- علوم و اطلاعات فرشتگان، محدود است. «ما لا تَعْلَمُونَ»

------------

ابن بابویه از محمد بن  موسی بن متوکل از .... از حضرت امام جعفر صادق (ع) روایت کرده است که ایشان فرمودند: خداوند تبارک و تعالی نام تمامی حجت های خود را به آدم (ع) آموخت و سپس ایشان را به صورت روح بر فرشتگان نمایان ساخت و فرمود: اگر راست می گویید که چون شما مرا می ستایید و بزرگ می شمارید برای جانشینی من روی زمین سزاوارتر از آدم هستید از نام های ایشان مرا خبر دهید. فرشتگان گفتند : « منزهی تو، ما را جز آنچه به ما آموخته ای هیچ دانشی نیست تویی دانای حکیم» خداوند فرمود، «آی آدم! ایشان را از اسمائشان خبر ده » فرشتگان والایی جایگاه آنان را نزد پروردگاردریافتند و دانستند که ایشان سزاوارترند تا جانشین او در زمین باشند تفسیر برهان ج 2 ص 245

پنج شنبه, 19 بهمن 1396 ساعت 00:00

روزشمار فاطمیه قسمت چهارم

89313 270


سه روز پس از وفات پیامبر (ص(


ادامه جمع آوری قرآن و تحصن
با طلوع خورشید فراق و دوری مسلمانان از پیامبرشان به سومین روز خود وارد می شود.
امروز نیز امیرالمومنین به جمع آوری قرآن مشغول اند
تاریخ حکایت می کند که این امر مهم سه روز متوالی طول می کشد.
هنوز هم عده ای به نشانه اعتراض به خانه امیرالمومنین (ع) رفت و آمد دارند. در این روز یا روز بعد در میان متحصنان نام طلحه و سعد بن ابی وقاص نیز مشاهده می شود. بی شک این دو نفر از عاملان دستگاه خلافت هستند و آمده اند تا از درون تحصن کنندگان اخبار را پیگیری کنند....

پنج شنبه, 19 بهمن 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 29

Bagare 29

 

اوست آن كس كه آنچه در زمين است، همه را براى شما آفريده، سپس به آفرينش آسمان پرداخت و آنها را به صورت هفت آسمان، استوار نمود و او بر هر چيزى آگاه است.

نكته‏ها:

كلمه «سماء» در زبان عربى به معنى بالاست. گاهى به چند مترى بالاتر از سطح زمين، مانند شاخه‏هاى درخت كه در ارتفاع كمى قرار دارند، گفته شده است: «وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ» و گاهى به ارتفاع ابرها كه از آن باران مى‏بارد؛ «وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً» و گاهى به جوّ اطراف زمين اطلاق شده است. «جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً»

پيام‏ها:

1- كفر به خداوند بخشنده‏ى توانا وبرطرف كننده نيازها، شگفت انگيز است. «كَيْفَ تَكْفُرُونَ ... هُوَ الَّذِي ...»

2- هستى، براى بشر آفريده شده است. «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً»

3- نظام هستى، هدفدار است و در آفرينش جهان، تدبير و طرح حكيمانه مطرح بوده است. «خَلَقَ لَكُمْ»

4- هيچ آفريده‏اى در طبيعت بيهوده نيست، هر چند ما راه استفاده از آن را ندانيم. «خَلَقَ لَكُمْ»

5- اصل آن است كه همه چيز براى انسان مباح است، مگر دليل مخصوصى آن را ردّ كند. «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً»

6- دنيا براى انسان است، نه انسان براى دنيا. «خَلَقَ لَكُمْ»

7- انسان مى‏تواند از نظر علمى، به جايى برسد كه از تمام مواهب طبيعى بهره‏بردارى و آن را تسخير كند. «لَكُمْ»

8- بهره‏گيرى از مواهب زمين، براى همه است. «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ»

9- آسمان‏هاى متعدد جهان، داراى اعتدال و بدون كمترين اعوجاج و ناهماهنگى است. «فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ»

10- آفرينش آسمان‏ها و زمين، همه بر اساس علم الهى است. «خَلَقَ لَكُمْ ... عَلِيمٌ»

11- آفرينش زمين و آسمان‏هاى هفتگانه، دليل توانايى خدا بر زنده كردن مردگان است كه در آيه قبل آمده بود. «ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ... هُوَ الَّذِي»

----------

محمد بن یعقوب به اسناد خود، از حسن بن یعقوب .... از حضرت امام جعفر صادق (ع) روایت کرده است که فرموده اند: خداوند عزوجل بهشت را پیش از دوزخ و فرمان بری را پیش از نافرمانی و رمت را پیش از خشم و نیکی رل پیش از بدی و زمین را پیش از آسمان و زندگی را پیش از مرگ و خورشید را پیش از ماه و نور را پیش ز تاریکی آفرید. تفسیر برهان ج 2 ص 243

چهارشنبه, 18 بهمن 1396 ساعت 00:00

روز شمار فاطمیه قسمت سوم

fatemie 3

حوادث روز چهارشنبه: (دو روز بعد از وفات پیامبر (ص))

جمع آوری قرآن

امیرالمومنان (ع) اینک به سفارش رسول خدا (ص) به امر مهم دیگری دست یازیده است. جمع آوری قرآن امروز اولین روز از ایام جمع آوری قرآن است. در ایام رسالت رسول خدا (ص) یات قرآن بر روی پوست، سنگ های صاف، استخوان کتف شتر و... نوشته و ثبت شده بود اینک در فقدان نبی (ص) پایان نبوت و اتمام نزول قرآن، همه آیات در یک مجموعه و به شیوه ای خاص قابل جمع آوری است. این جمع آوری بر عهده وصی پیامبر خاتم (ص) است. آن حضرت قرآن را بر اساس ترتیب نزول آیات و مشخص کردن مواردی چون شأن نزول، محکم و متشابه مطلق و مقید ناسخ و منسوخ و تفسیر و تأویل هر یک از آیات آن گردآوری نمود.

آغاز تحصن :

در مسجد همچنان اخذ بیعت برای ابوبکر صورت می گیرد. گروهی از صحابه به نشانه اعتراض به غصب خلافت به خانه حضرت زهرا (س) وارد شده و در آنجا متحصن می شوند. در روز اول عده ای مانند زبیر مقداد و گروهی از انصار به همراه عده کمی از مهاجران در این خانه اجتماع کرده اند.

  • اولین هجوم مقدماتی

ابوبکر به اصرار عمر، قنفذ (پسرعموی عمر) که به خشونت مشهور است می فرستد تا امیرالمومنین را که اینک از مراسم تجهیز و تدفین پیامبر فترغ شده است برای بیعت فراخواند. عمر اصرار دارد که تا از او بیعت نگیریم به جایی نرسیم. برخی از طرفداران گرفتن بیعت را در آن شرایط مناسب نمی دانند اما عمر همچنان اصرار می کرد. قنفذ سه بار مرجعه کرد. در مرتبه اول بیان می کند: با خلیفه رسول الله بیعت کنید که او شمار را می خواند. در مرحله دوم می گوید: با خلیفه مسلمین بیعت کنید. و در سومین مراجعه می گوید: امیرالمومنین ابوبکر را اجابت کرده و با او بیعت کنید.

پاسخ در هر سه بار روشن است. اهل بیت این القاب را مخصوص امیرالمومنین می دانند و با ناراحتی هرچه تمام تر او را جواب می گویند. پس از مراجعه سوم عمر که قصد ارعاب حاضران را دارد خطاب به ابوبکر می گوید: امر خلافت جز با کشتن او به استواری نخواهد رسید. ابوبکر زیرکانه او را به آرامش فرامیخواند و به قنفذ می گویدکه بار دیگر مراجعه کند و به علی (ع) بگوید پاسخ ابوبکر را بده. امیرالمومنین در پاسخ می فرماید: من به سفارش برادرم رسول خدا(ص) مشغول جمع آوری قرآن هستم و از خانه خارج نمی شوم تو نیز به نزد ابوبکر بازگرد.

  • دومین هجوم

اینک نوبت عمر است او با اشاره ابوبکر به همراه قنفذ به خانه امیرالمومنین می آید. عمر از خشونت و اعمال زور سخن به میان می آورد. او حتی اهل خانه را به آتش زدن تهدید می کند. آنان می دانند که برای اعلان رسمی خلافت احتیاج دارند که بیعت شخص عی بن ابی طالب را به همراه داشته باشند. در این ماجرانه امیرالمومنان با حضور در آستانه در می فرمایند: قسم یاد کرده ام که از خانه خارج نشوم و ردا بر دوش نگیرم تا آنکه قرآن را جمع آوری کنم. این سخن مهاجمان را که شرایط را نامناسب می بینند به ظاهر آرام می کند. آنان پراکنده می شوند تا در فرصتی دیگر بازگردند...

سه شنبه, 17 بهمن 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 28

Bagare 28

چگونه به خداوند كافر مى ‏شويد، درحالى كه شما (اجسام بى‏ روح و) مردگانى بوديد كه او شما را زنده كرد، سپس شما را مى‏ ميراند و بار ديگر شما را زنده مى ‏كند، سپس به سوى او باز گردانده مى‏شويد.

نكته‏ ها:

بهترين راه خداشناسى، فكر در آفرينش خود و جهان است. حضرت ابراهيم عليه السلام در مقام اثبات خداوند به ديگران فرمود: «رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ» پروردگار من كسى است كه زنده مى‏ كند ومى‏ ميراند. تفكّر در پديده‏ ى حيات وانديشيدن در مسئله مرگ، انسان را متوجه مى‏ كند كه اگر حيات از خود انسان بود، بايد هميشگى باشد. چرا قبلًا نبود، بعداً پيدا شد وسپس گرفته مى‏ شود؟! خداوند مى‏ فرمايد: اكنون كه ديديد چگونه موجود بى‏ جان، جاندار مى‏ شود، پس بدانيد كه زنده شدن مجدّد شما در روز قيامت نيز همينطور است.

مسئله حيات، حقيقتش مجهول، ولى آثارش در وجود انسان مشهود است. خالق اين‏ حيات نيز حقيقتش قابل درك نيست، ولى آثارش در هر چيز روشن است.

پيام ‏ها:

1- بيدار كردن عقل و فطرت، يكى از شيوه‏ هاى تبليغ و ارشاد است. «كَيْفَ تَكْفُرُونَ ...»

2- تفكّر در تحولات مرگ و حيات، بهترين دليل بر اثبات وجود خداوند است.

«كُنْتُمْ أَمْواتاً» خودشناسى مقدّمه خداشناسى است.

3- در بينش الهى، هدف از حيات ومرگ، تكامل وبازگشت به منبع كمال است.

یکشنبه, 15 بهمن 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 27

27

 

(فاسقان) كسانى هستند كه پيمان خدا را پس از آنكه محكم بستند مى‏ شكنند، و پيوندهايى را كه خدا دستور داده برقرار سازند قطع مى ‏نمايند، و در زمين فساد مى‏ كنند، قطعاً آنان زيان‏كارانند.

نكته‏ ها:

پيمان‏هاى الهى كه در اين آيه مطرح گرديده، متعدّد است: خداوند از انبيا پيمان گرفته تا آيات الهى را به مردم بگويند. و از اهل كتاب تعهّد گرفته تا كتمان حقايق نكنند و به‏ بشارت‏هاى تورات و انجيل كه درباره پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است عمل كنند. و از عامّه مردم نيز عهد گرفته، به فرمان الهى عمل كرده و راه شيطان را رها كنند.

در اسلام وفاى به عهد واجب است، حتّى نسبت به كفّار و عهدشكن، فاقد دين كامل معرّفى شده، هرچند كه اهل نماز باشد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: «لا دين لمن لا عهد له» آن كس‏ كه پايبند تعهّدات خود نيست، از دين كامل ندارد.

خداوند در اين آيه فرمان داده تا با گروه‏هايى پيوند و رابطه داشته باشيم: «أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ» در روايات آن گروه‏ ها چنين معرّفى شده‏اند: رهبران آسمانى، دانشمندان، خويشاوندان، مؤمنان، همسايگان و اساتيد. و هركس رابطه‏ ى خود را با اين افراد قطع كند، خود خسارت مى‏ بيند. زيرا جلو رشد و تكاملى را كه در سايه اين ارتباطات مى‏ توانسته داشته باشد، گرفته است.

وفاى به عهد، كمالى است كه خداوند خود را به آن ستوده است؛ «وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ»  كيست كه بهتر از خدا به پيمانش وفا كند؟. وفاى به عهد حتّى نسبت به مشركان لازم است؛ «فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى‏ مُدَّتِهِمْ» تا پايان مدّت قرارداد به پيمانى كه با مشركان بسته‏ ايد وفادار باشيد. همچنين در آيه 25 سوره رعد پيمان‏ شكنان لعنت شده ‏اند.

عهد دو گونه است: عهدو پيمانى كه مردم با يكديگر مى ‏بندند وبايد به آن وفادار باشند. و عهد و پيمانى كه خداوند براى رهبرى يك جامعه، بر عهده‏ ى پيامبر يا امام قرار مى ‏دهد كه ‏اين عهد مقام الهى است. «لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»

بخشى از پيمان‏هاى الهى كه اين آيه بر آن تأكيد مى‏كند، همان پيمان‏هاى فطرى است كه خداوند در نهاد همه افراد بشر قرار داده است. چنانكه حضرت على عليه السلام فلسفه‏ ى نبوّت را شكوفا كردن پيمان فطرى مى‏داند. «و واتر اليهم انبيائه ليستأدوهم ميثاق فطرته»

سؤال: عهد خداوند چيست؟

پاسخ: از جمله‏ «لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» استفاده مى‏شود كه رهبرى آسمانى، عهد خداوند است و از روايات نيز استفاده مى ‏شود كه نماز، عهد خداوند است. هرگونه تعهّدى كه انسان بين خود و خدا داشته باشد، عهد الهى است. قوانين عقلى، فكرى و احكام الهى نيز مصداق عهد الهى مى‏باشند.

علّامه مجلسى قدس سره به دنبال آيه‏ ى‏ «وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ» يكصد وده حديث درباره اهميت صله رحم، بيان نموده و آنها را مورد بحث قرار داده است. در اينجا برخى از نكات جالبى كه در آنها آمده را نقل مى‏كنيم:

* با بستگان خود ديدار داشته باشيد، هر چند در حدّ نوشاندن آبى باشد.

* صله‏ ى رحم، عمر را زياد و فقر را دور مى‏سازد.

* با صله‏ ى رحم، رزق توسعه مى ‏يابد.

* بهترين قدم‏ها، قدمى است كه براى صله ‏ى رحم و ديدار اقوام برداشته مى‏ شود.

* در اثر صله رحم، به مقام مخصوصى در بهشت دست مى ‏يابيد.

* به سراغ بستگان برويد، گرچه آنها بى اعتنايى كنند.

* صله‏ ى رحم كنيد هر چند فاميل از نيكان نباشد.

* صله‏ ى رحم كنيد، گرچه با سلام كردن باشد.

* صله‏ ى رحم، مرگ و حساب روز قيامت را آسان مى ‏كند.

* بويى از بهشت نصيب شخص قاطع رحم نمى‏شود.

* صله‏ ى رحم باعث تزكيه عمل و رشد اموال مى‏شود.

* كمك مالى به فاميل، بيست و چهار برابرِ كمك به ديگران پاداش دارد.

* صله رحم كنيد، گرچه يكسال راه برويد.

امام صادق عليه السلام مى ‏فرمايد: «پدرم سفارش كرد، با افرادى كه با فاميل خود رابطه ندارند، دوست مشو». 

پيام‏ ها:

1- پيمان ‏شكنى، شيوه‏ ى فاسقان است. «الْفاسِقِينَ. الَّذِينَ يَنْقُضُونَ» (فعل مضارع، نشانه دوام و استمرار است.)

2- به پيمان فاسقان، اعتماد نكنيد. كسى‏ كه پيمان خداوند را نقض مى كند، به عهد و پيمان ديگران وفادار نخواهد بود. «يَنْقُضُونَ، يَقْطَعُونَ»

3- انسان در برابر خداوند مسئول است، چون با عقل و فطرت خود، با او عهد و ميثاق بسته كه به احكام دين عمل كند. «عَهْدَ اللَّهِ»

4- اسلام با انزوا مخالف است. «أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ»

5- عهدشكن به خود ضربه مى‏زند، نه خداوند. «أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ»

-----------------------

در تفسیر امام حسن عسکری(ع) : امام محمد باقر (ع) فرمودند: ... «ینقضون عهدالله» عهدی است که به ربوبیت پروردگار،نبوت حضرت محمد(ص) و امامت علی (ع) از انسان گرفته شده است. فاسقان کسانی هستند که عهدهای یاد شده را می شکنند بعد از محکم کردن آن و قطع می کنند آنچه را که خداوند امر به وصل نمودن آنها نموده است....  قطع رحم و خویشان : حق آنها را به جا بیاورید و بالاترین و بافضیلت ترین  خویشان پیامبر است. حق رحم پیامبر (ص) مانند حق خویشان است نسبت به پدر و مادر و حق پیامبر در قبال مردم از حق پدر و مادر بالاتر ... تفسیر برهان ج 2 ص 236

 

یکشنبه, 15 بهمن 1396 ساعت 00:00

روز شمار فاطمیه قسمت دوم

fatemie 2

حوادث روز سه شنبه :
یک روز بعد از وفات

               بیعت عمومی

ساعاتی پیش از ظهر، ابوبکر، عمر و ابو عبیده به مسجد وارد می شوند و با ورود آنان، بلافاصله عثمان و قومش (بنی امیه) و عبدالرحمن بن عوف و قبیله اش ( بنی زهره) که در مسجد بودند برخاسته و بیعت کردند. آری! امروز روز بیعت عمومی است. مسلمانان که دیروز، تهدید و دیشب تطمیع را تجربه کرده اند امروز برای بیعت با ابوبکر از یکدیگر پیشی می گیرند و دست خویش را با دست های خلیفه آشنا می کنند تا گوی سبقت را از هم بربایند. در گوشه شرقی و چسبیده به مسجد حجره ای قرار دارد که جنازه پیامبر (ص) در آن جای گرفته است و این خانه خاموش است. هنوز اهل سقیفه و برخی همسران پیامبر برای نماز خواندن بر جنازه رسول خاتم (ص) وقت پیدا نکرده اند. گروهی از اطرافیان دستگاه خلافت به جهت خوش خدمتی به خلیفه در کنار منزل امیرالمومنین فریاد « بیعت کنید» و «از اجتماع مسلمانان دوری نگزینید» سرمیدهند. در این روز سخن از تهدید نیز به میان می آید.

تلاش برای تطمیع عباس عموی پیامبر

در انتهای شب در جلسه مشورتی ابوبکر نظر عمر ابو عبیده و مغیره بن شعبه را درباره ایجاد شکاف بین بنی هاشم خواستار شد. مغیرة بن شعبه پیشنهاد تطمیع و مصالحه با عباس عموی پیامبر (ص) را مطرح می کند.

این گروه چهار نفره همان شب با مراجعه به منزل عباس بن عبدالمطلب برای او و فرزندانش سهمی از خلافت را پیشکش می کنند. پاسخ منفی عباس این نقشه را به بن بست می کشاند. جنازه پیامبر (ص) هنوز برروی زمین است. کسانی که قصد خداحافظی با پیامبر خویش را داشتند دیروز برای خواندن نماز حاضر شده اند و امروز (سه شنبه) کمتر کسی به خانه پیامبر (ص) مراجعه می کند.

امیرالمومنین چندبار برای سقیفه گران پیام می فرستند تا برای نماز بر پیامبر (ص) آماده شوند.

در انتهای روز ابوبکر و عمر که در مسجد به بیعت گرفتن مشغول اند، اعلام می کنند که نمی توانند بر جنازه رسول خد که در خانه مجاور مسجد است حاضر شوند. امیرالمومنین به تدفین پیامبر (ص) مشغول می شوند و بدن پیامبر (ص) در شب چهارشنبه دو روز بعد از وفات به خاک سپرده می شود. هنوز اطرافیان خلافت و برخی همسران رسول الله (ص) (عایشه و حفضه) بر جنازه ا« حضرت نماز نخواندند. عایشه که اتاق او گوشه مسجد واقع است می گوید: به خدا قسم نفهمیدم پیامبر چه زمانی دفن شد تا این که در شب چهارشنبه صدای بیل ها ر از حجره پیامبر شنیدم!

همانا سقیفه گران هدف دیگری را دنبال می کنند... 

شنبه, 14 بهمن 1396 ساعت 00:00

روز شمار فاطمیه قسمت اول

Fatemie 1

 

حوادث روز دوشنبه : روز وفات پیامبر(ص)
آخرین نماز پیامبر (ص) :
صدای اذان بلال بلند می شود هنگام نماز صبح اهل مدینه برای اقامه نماز به سوی مسجد می آیند. در میان تعجب همگان ابوبکر که باید به همراه سپاه اسامه حرکت کرده و از مدینه خارج شده باشد؛ به مسجد النبی وارد می شود و به عنوان امام جماعت نماز را آغاز می کند.
دوستان وی از جمله، عمر، اوعبیده از سپاه اسامه خارج شده و او را همراهی می کنند.
بلال خبر این توطئه را به خانه پیامبر (ص) می رساند.
پیامبر که به شدت بیمار هستند با شنیدن این خبر غضبناک می شوند.
امیرالمومنین و فضل ابن عباس پسر عموی پیامبر زیر بغل آن حضرت را می گیرند و پیامبر (ص) در حالی که پاهای مبارکشان برروی زمین کشیده می شود به مسجد وارد می شوند. رسول خدا ابوبکر را کنار می زند و خود نماز را نشسته برگزار می نمایند و مسلمانان به ایشان اقتدا می کنند.
آخرین خطبه پیامبر:
پس از نماز پیامبر (ص) به زحمت بر اولین پله منبر خویش قرار گرفته و با اشاره به حدیث ثقلین بار دیگر بر راه هدایت پافشاری می نماید و در برابر سوال معنرضانه عمر، تک تک اهل بیت را معرفی می فرمایند و در انتها از وجود فتنه های بی پایان سخن به میان می آورند.
پیامبر (ص) از منبر پایین آمده و به منزل برمی گردند. ابوبکر و یارانش دیگر تا هنگام وفات پیامبر (ص) دیده نمی شوند. اب.بکر به طرز مشکوکی به خارج از مدینه به منزل خویش سنخ رفته است.
به دستور پیامبر (ص) بر بدن مبارک آن حضرت آب می ریزند. تب اندکی فرو نشسته است. پیامبر (ص) بار دیگر اسامه را فرا می خواند و برای چندمین بار به او دستور اکید می دهد که با سپاهیان خویش شهر مدینه را ترک کنند.
وفات پیامبر (ص) :
اندکی بعد بیماری پیامبر (ص) شدت می یابد. آن حضرت امیر مومنان را فرا می خواند. علی (ع) سر پیامبر (ص) را بر سینه خود می گیرد. لحظاتی بعد پیامبر (ص) در حجره شخصی خویش و در سن 63 سالگی دار فانی را وداع می گویند. خبر رحلت خاتم الانبیا به سرعت مدینه را در می نوردد و سپاه اسامه این خبر را توسط پیکی که عایشه او را روانه کرده است می شنود. عمر ابن خطاب و ابوعبیده به سرعت سپاه را ترک می کنند و باز می گردند. عمر به مسجد رفته و پیوسته فریاد می کشد رسول خدا نمرده است هرکس بگوید او مرده با این شمشیر او را نشانه می روم. این سخنان رنگ خشونت به خود می گیرد. خبر وفات با کمی تاخیر به ابوبکر می رسد او خود را به سرعت به مدینه می رساند. او روانداز پیامبر (ص) را کنار می زند و پس از اطمینان از وفات آن حضرت برمیخیزد و می گوید: هر کس محمد را می پرستید بداند که او مرده است و هرکس خدا را می پرستید بداند که خدا زنده است و نمی میرد.
سقیفه بنی ساعده:
ابوبکر در خانه پیامبر (ص) در کناری نشسته و حوادث را به دقت زیر نظر می گیرد. معن بن عدی و عویم بن ساعده خبر گردهمایی انصار در سقیفه را به عمر می رساند. او نیز ابوبکر را با خبر می سازد و هر دو روانه سقیفه بنی ساعده می شوند. ابوبکر در راه ابو عبیده را نیز با خود همراه می سازد. در سقیفه به علت اختلاف دیرینه دو قبیله اوس و خزرج مهاجرین با یاری هواداران قدیمی خود در میان انصار که بر این اختلافات دامن می زدند گوی سبقت را از سعد ابن عباده انصاری می ربایند.
انصار در رقابت با یکدیگر برای بیعت با ابوبکر پیش دستی می کنند. ابتدا بشیر بن سعد خزرجی و سپس اسید بن خضیر اوسی که هر دو از هواداران با سابقه ابوبکر به شمار می آیند به شتاب بیعت می کنند تا سایر انصار نیز از این دو پیروی کنند. عمر و ابوعبیده نیز پس از آن دو با ابوبکر بیعت می کنند. گرد و غبار همه جا را فرا گرفته عمر ریاد می زند و به سوی سعد بن عباده حمله ور می شود. سعد بن عباده را از زیر دست و پا خارج می کنند و از سقیفه بیرون می برند. اوضاع به نفع ابو بکر آرام می شود.
بیعت اولیه :
ابوبکر از سقیفه به سوی مسجد پیامبر (ص) خارج می شود. اطرافیان او هرکس را که در راه می بینند گرفته و نزد ابوبکر می آورند. دست او را جلو آورده و به عنوان بیعت به دست ابوبکر می زنند. بدین ترتیب ابوبکر به همراه هوادارانش وارد مسجد می شوند. هنگام نماز ظهر است. ابوبکر به عنوان خلیفه پیامبر (ص) نماز می گزارد.
تغسیل و تدفین پیامبر (ص):
مراسم غسل و کفن پیامبر (ص) با تمامی آداب و مستحبات آن به پایان رسیده و جز امیرالمومنین، صدیقه کبری، حسنین سلمان ابوذر مقداد عمار حذیفه ابی بن کعب و... جماعتی نزدیک به چهل نفرند کس دیگری در نماز بر جنازه پیامبر حاضر نمی شوند. پس از نماز امیرالمومنین در خطبه ای کوتاه خود را در امر خلافت از مهاجر و انصار برتر می دانند. جو مسجد هر لحظه سنگین تر می شود.
ورود قبیله اسلم:
عمر به همراه گروهی در مدینه می چرخید و در کوچه های آن فریاد می زد: همانا با ابوبکر بیعت شده پس برای بیعت بشتابید. قبیله اسلم که گویا با هماهنگی قبلی در بیرون مدینه آماده بودند با چوب دستی های بلندی وارد مدینه می شوند. عمر بن خطاب با دیدن این افراد مطمئن می شود که حکومت آنها پابرجا خواهد بود. افراد این قبیله دستور دارند که همگان را برای بیعت به مسجد بفرستند و اگر کسی امتناع کرد به سر و پیشانی او بزنند. مدتی بعد این گروه که با لباس های هماهنگ مشخص هستند وارد خانه های مردم می شوند و افراد را به اکراه برای بیعت بیرون می آورند. کوچه های مدینه از شدت تحرکات آنان برای گرفتن بیعت تنگ شده است.

صفحه1 از61

درباره قاسمیه

هیئت زنجیرزنان و شاه حسین گویان محله شتربان در تاریخ 1346 به همت جوانان این محله تاسیس شده و تاکنون به فعالیت خود در زمینه های مذهبی ادامه می دهد

ادامه مطلب

اوقات شرعی