روز شمار فاطمیه - هیئت زنجیر زنی قاسمیه شتربان تبریز
روز شمار فاطمیه

روز شمار فاطمیه (5)

چهارشنبه, 25 بهمن 1396 ساعت 00:00

روز شمار فاطمیه قسمت پنجم

نوشته شده توسط

fATEMIE 5

حوادث روز جمعه ( چهار روز پس از وفات)

اتمام جمع آوری قرآن

امروز سومین و آخرین روزی است که امیرالمومنین (ع) به جمع آوری قرآن مشغول اند. آن حضرت قرآن را به ترتیب نزول، همراه با مطالبی حاوی شأن نزول تفسیر و تأئیل زمان نزول ناسخ و منسوخ و... تدوین نمود. در پایان این روز پر ماجرا این کردآورینیز به اتمام می رسد. اکنون این یادگار نبوت از گزند تحریف و تغییر در امان است.

اولین نماز جمعه به امامت ابوبکر صورت می پذیرد. آن گروه به نشانه اعتراض در خانه امیرالمومنین (ع) تحصن کرده بودند امروز نیز به خانه آن حضرت می آیند و از شرکت در نمازی که در مسجد النبی تشکیل شده است امتناع می کنند.

هجوم منجر به شکستن تحصن:

بار دیگر قنفذ غلام ابوبکر با گروهی راهی می شوند تا متخلفان را که در خانه امیرالمومنین (ع) جمع شده اند برای بیعت با ابوبکر فراحواند. متحصنن در خانه امیرالمومنین (ع) از خروج امتناع می کنند. قنفذ در کنار خانه می ایستد و فردی را سوی خلیفه روانه می کند تا کسب تکلیف کنند.

این بار عمر، به همراه گروه زیادی از انصار و عده کمی از مهاجران به سوی خانه امیرالمومنین (ع) حرکت می کنند. خالد بن ولید از مهاجران و اسید بن خضیر، سلمه بن سلامه، زیاد بن لبید انصاری، زید بن اسلم و... از انصار عمر را همراهی می کنند.

عمر و اطرافیان وی پس از رسیدن به خانه امیرالمومنین (ع) با فریاد و سر و صدا تهدید را آغاز می کنند و از انها می خواهند که خارج شده و بیعت کنند.

در این میان چند نفری از جمله زید بن اسلم هیزم می آورند و تهدید به آتش زدن خانه می کنند. از میان متحصنین زبیر با شمشیر خارج می شود. عده ای بر سر او می ریزند و دستش را گرفته و شمشیر وی را با با سنگ می شکنند. مهاجمان به خنه وارد می شوند و تمامی متحصنین را خارج کرده و به زور تا مسجد می کشانند و از همگی بیعت می گیرند.

در این میان امیرالمومنین که قسم یاد کرده بودند تا قرآن را جمع نکنند از خانه خارج نشوند همچنان در منزل باقی می مانند. مهاجمان نیز با توجه به تهدید حضرت زهرا(س) به نجام نفرین، اقدام بیشتری برای گرفتن بیعت از وی انجام نمی دهند. اهل سقیفه به سخن می آیند. علی یک نفر است به بیعت او احتیاجی نیست. اما در این هجوم به شدت حرمت حریم بیت علوی می شکند و بیت فاطمه (س) تا مرز سوختن در آتش جلو می رود.

اولین شب یاری طلبی

در پایان روز پس از آن که امیرالمومنین (ع) از جمع آوری قرآن فارغ می شوند برای اتمم حجت به خانه تک تک مهاجران و انصار که در جنگ بدر شرکت داشتند می روند. خاندان وحی نیز همگی آن حضرت را همراهی می کنند. حضرت صدیقه کبری (س) سوار بر مرکب و حسنین دست در دست امیرالمومنین (ع). عده ای بهانه می آورند، برخی سکوت می کنند دسته ای بی شرمانه می گویند: اگر زودتر این سخنان را می شنیدیم با شما بیعت می کردیم...

پنج شنبه, 19 بهمن 1396 ساعت 00:00

روزشمار فاطمیه قسمت چهارم

نوشته شده توسط

89313 270


سه روز پس از وفات پیامبر (ص(


ادامه جمع آوری قرآن و تحصن
با طلوع خورشید فراق و دوری مسلمانان از پیامبرشان به سومین روز خود وارد می شود.
امروز نیز امیرالمومنین به جمع آوری قرآن مشغول اند
تاریخ حکایت می کند که این امر مهم سه روز متوالی طول می کشد.
هنوز هم عده ای به نشانه اعتراض به خانه امیرالمومنین (ع) رفت و آمد دارند. در این روز یا روز بعد در میان متحصنان نام طلحه و سعد بن ابی وقاص نیز مشاهده می شود. بی شک این دو نفر از عاملان دستگاه خلافت هستند و آمده اند تا از درون تحصن کنندگان اخبار را پیگیری کنند....

چهارشنبه, 18 بهمن 1396 ساعت 00:00

روز شمار فاطمیه قسمت سوم

نوشته شده توسط

fatemie 3

حوادث روز چهارشنبه: (دو روز بعد از وفات پیامبر (ص))

جمع آوری قرآن

امیرالمومنان (ع) اینک به سفارش رسول خدا (ص) به امر مهم دیگری دست یازیده است. جمع آوری قرآن امروز اولین روز از ایام جمع آوری قرآن است. در ایام رسالت رسول خدا (ص) یات قرآن بر روی پوست، سنگ های صاف، استخوان کتف شتر و... نوشته و ثبت شده بود اینک در فقدان نبی (ص) پایان نبوت و اتمام نزول قرآن، همه آیات در یک مجموعه و به شیوه ای خاص قابل جمع آوری است. این جمع آوری بر عهده وصی پیامبر خاتم (ص) است. آن حضرت قرآن را بر اساس ترتیب نزول آیات و مشخص کردن مواردی چون شأن نزول، محکم و متشابه مطلق و مقید ناسخ و منسوخ و تفسیر و تأویل هر یک از آیات آن گردآوری نمود.

آغاز تحصن :

در مسجد همچنان اخذ بیعت برای ابوبکر صورت می گیرد. گروهی از صحابه به نشانه اعتراض به غصب خلافت به خانه حضرت زهرا (س) وارد شده و در آنجا متحصن می شوند. در روز اول عده ای مانند زبیر مقداد و گروهی از انصار به همراه عده کمی از مهاجران در این خانه اجتماع کرده اند.

  • اولین هجوم مقدماتی

ابوبکر به اصرار عمر، قنفذ (پسرعموی عمر) که به خشونت مشهور است می فرستد تا امیرالمومنین را که اینک از مراسم تجهیز و تدفین پیامبر فترغ شده است برای بیعت فراخواند. عمر اصرار دارد که تا از او بیعت نگیریم به جایی نرسیم. برخی از طرفداران گرفتن بیعت را در آن شرایط مناسب نمی دانند اما عمر همچنان اصرار می کرد. قنفذ سه بار مرجعه کرد. در مرتبه اول بیان می کند: با خلیفه رسول الله بیعت کنید که او شمار را می خواند. در مرحله دوم می گوید: با خلیفه مسلمین بیعت کنید. و در سومین مراجعه می گوید: امیرالمومنین ابوبکر را اجابت کرده و با او بیعت کنید.

پاسخ در هر سه بار روشن است. اهل بیت این القاب را مخصوص امیرالمومنین می دانند و با ناراحتی هرچه تمام تر او را جواب می گویند. پس از مراجعه سوم عمر که قصد ارعاب حاضران را دارد خطاب به ابوبکر می گوید: امر خلافت جز با کشتن او به استواری نخواهد رسید. ابوبکر زیرکانه او را به آرامش فرامیخواند و به قنفذ می گویدکه بار دیگر مراجعه کند و به علی (ع) بگوید پاسخ ابوبکر را بده. امیرالمومنین در پاسخ می فرماید: من به سفارش برادرم رسول خدا(ص) مشغول جمع آوری قرآن هستم و از خانه خارج نمی شوم تو نیز به نزد ابوبکر بازگرد.

  • دومین هجوم

اینک نوبت عمر است او با اشاره ابوبکر به همراه قنفذ به خانه امیرالمومنین می آید. عمر از خشونت و اعمال زور سخن به میان می آورد. او حتی اهل خانه را به آتش زدن تهدید می کند. آنان می دانند که برای اعلان رسمی خلافت احتیاج دارند که بیعت شخص عی بن ابی طالب را به همراه داشته باشند. در این ماجرانه امیرالمومنان با حضور در آستانه در می فرمایند: قسم یاد کرده ام که از خانه خارج نشوم و ردا بر دوش نگیرم تا آنکه قرآن را جمع آوری کنم. این سخن مهاجمان را که شرایط را نامناسب می بینند به ظاهر آرام می کند. آنان پراکنده می شوند تا در فرصتی دیگر بازگردند...

یکشنبه, 15 بهمن 1396 ساعت 00:00

روز شمار فاطمیه قسمت دوم

نوشته شده توسط

fatemie 2

حوادث روز سه شنبه :
یک روز بعد از وفات

               بیعت عمومی

ساعاتی پیش از ظهر، ابوبکر، عمر و ابو عبیده به مسجد وارد می شوند و با ورود آنان، بلافاصله عثمان و قومش (بنی امیه) و عبدالرحمن بن عوف و قبیله اش ( بنی زهره) که در مسجد بودند برخاسته و بیعت کردند. آری! امروز روز بیعت عمومی است. مسلمانان که دیروز، تهدید و دیشب تطمیع را تجربه کرده اند امروز برای بیعت با ابوبکر از یکدیگر پیشی می گیرند و دست خویش را با دست های خلیفه آشنا می کنند تا گوی سبقت را از هم بربایند. در گوشه شرقی و چسبیده به مسجد حجره ای قرار دارد که جنازه پیامبر (ص) در آن جای گرفته است و این خانه خاموش است. هنوز اهل سقیفه و برخی همسران پیامبر برای نماز خواندن بر جنازه رسول خاتم (ص) وقت پیدا نکرده اند. گروهی از اطرافیان دستگاه خلافت به جهت خوش خدمتی به خلیفه در کنار منزل امیرالمومنین فریاد « بیعت کنید» و «از اجتماع مسلمانان دوری نگزینید» سرمیدهند. در این روز سخن از تهدید نیز به میان می آید.

تلاش برای تطمیع عباس عموی پیامبر

در انتهای شب در جلسه مشورتی ابوبکر نظر عمر ابو عبیده و مغیره بن شعبه را درباره ایجاد شکاف بین بنی هاشم خواستار شد. مغیرة بن شعبه پیشنهاد تطمیع و مصالحه با عباس عموی پیامبر (ص) را مطرح می کند.

این گروه چهار نفره همان شب با مراجعه به منزل عباس بن عبدالمطلب برای او و فرزندانش سهمی از خلافت را پیشکش می کنند. پاسخ منفی عباس این نقشه را به بن بست می کشاند. جنازه پیامبر (ص) هنوز برروی زمین است. کسانی که قصد خداحافظی با پیامبر خویش را داشتند دیروز برای خواندن نماز حاضر شده اند و امروز (سه شنبه) کمتر کسی به خانه پیامبر (ص) مراجعه می کند.

امیرالمومنین چندبار برای سقیفه گران پیام می فرستند تا برای نماز بر پیامبر (ص) آماده شوند.

در انتهای روز ابوبکر و عمر که در مسجد به بیعت گرفتن مشغول اند، اعلام می کنند که نمی توانند بر جنازه رسول خد که در خانه مجاور مسجد است حاضر شوند. امیرالمومنین به تدفین پیامبر (ص) مشغول می شوند و بدن پیامبر (ص) در شب چهارشنبه دو روز بعد از وفات به خاک سپرده می شود. هنوز اطرافیان خلافت و برخی همسران رسول الله (ص) (عایشه و حفضه) بر جنازه ا« حضرت نماز نخواندند. عایشه که اتاق او گوشه مسجد واقع است می گوید: به خدا قسم نفهمیدم پیامبر چه زمانی دفن شد تا این که در شب چهارشنبه صدای بیل ها ر از حجره پیامبر شنیدم!

همانا سقیفه گران هدف دیگری را دنبال می کنند... 

شنبه, 14 بهمن 1396 ساعت 00:00

روز شمار فاطمیه قسمت اول

نوشته شده توسط

Fatemie 1

 

حوادث روز دوشنبه : روز وفات پیامبر(ص)
آخرین نماز پیامبر (ص) :
صدای اذان بلال بلند می شود هنگام نماز صبح اهل مدینه برای اقامه نماز به سوی مسجد می آیند. در میان تعجب همگان ابوبکر که باید به همراه سپاه اسامه حرکت کرده و از مدینه خارج شده باشد؛ به مسجد النبی وارد می شود و به عنوان امام جماعت نماز را آغاز می کند.
دوستان وی از جمله، عمر، اوعبیده از سپاه اسامه خارج شده و او را همراهی می کنند.
بلال خبر این توطئه را به خانه پیامبر (ص) می رساند.
پیامبر که به شدت بیمار هستند با شنیدن این خبر غضبناک می شوند.
امیرالمومنین و فضل ابن عباس پسر عموی پیامبر زیر بغل آن حضرت را می گیرند و پیامبر (ص) در حالی که پاهای مبارکشان برروی زمین کشیده می شود به مسجد وارد می شوند. رسول خدا ابوبکر را کنار می زند و خود نماز را نشسته برگزار می نمایند و مسلمانان به ایشان اقتدا می کنند.
آخرین خطبه پیامبر:
پس از نماز پیامبر (ص) به زحمت بر اولین پله منبر خویش قرار گرفته و با اشاره به حدیث ثقلین بار دیگر بر راه هدایت پافشاری می نماید و در برابر سوال معنرضانه عمر، تک تک اهل بیت را معرفی می فرمایند و در انتها از وجود فتنه های بی پایان سخن به میان می آورند.
پیامبر (ص) از منبر پایین آمده و به منزل برمی گردند. ابوبکر و یارانش دیگر تا هنگام وفات پیامبر (ص) دیده نمی شوند. اب.بکر به طرز مشکوکی به خارج از مدینه به منزل خویش سنخ رفته است.
به دستور پیامبر (ص) بر بدن مبارک آن حضرت آب می ریزند. تب اندکی فرو نشسته است. پیامبر (ص) بار دیگر اسامه را فرا می خواند و برای چندمین بار به او دستور اکید می دهد که با سپاهیان خویش شهر مدینه را ترک کنند.
وفات پیامبر (ص) :
اندکی بعد بیماری پیامبر (ص) شدت می یابد. آن حضرت امیر مومنان را فرا می خواند. علی (ع) سر پیامبر (ص) را بر سینه خود می گیرد. لحظاتی بعد پیامبر (ص) در حجره شخصی خویش و در سن 63 سالگی دار فانی را وداع می گویند. خبر رحلت خاتم الانبیا به سرعت مدینه را در می نوردد و سپاه اسامه این خبر را توسط پیکی که عایشه او را روانه کرده است می شنود. عمر ابن خطاب و ابوعبیده به سرعت سپاه را ترک می کنند و باز می گردند. عمر به مسجد رفته و پیوسته فریاد می کشد رسول خدا نمرده است هرکس بگوید او مرده با این شمشیر او را نشانه می روم. این سخنان رنگ خشونت به خود می گیرد. خبر وفات با کمی تاخیر به ابوبکر می رسد او خود را به سرعت به مدینه می رساند. او روانداز پیامبر (ص) را کنار می زند و پس از اطمینان از وفات آن حضرت برمیخیزد و می گوید: هر کس محمد را می پرستید بداند که او مرده است و هرکس خدا را می پرستید بداند که خدا زنده است و نمی میرد.
سقیفه بنی ساعده:
ابوبکر در خانه پیامبر (ص) در کناری نشسته و حوادث را به دقت زیر نظر می گیرد. معن بن عدی و عویم بن ساعده خبر گردهمایی انصار در سقیفه را به عمر می رساند. او نیز ابوبکر را با خبر می سازد و هر دو روانه سقیفه بنی ساعده می شوند. ابوبکر در راه ابو عبیده را نیز با خود همراه می سازد. در سقیفه به علت اختلاف دیرینه دو قبیله اوس و خزرج مهاجرین با یاری هواداران قدیمی خود در میان انصار که بر این اختلافات دامن می زدند گوی سبقت را از سعد ابن عباده انصاری می ربایند.
انصار در رقابت با یکدیگر برای بیعت با ابوبکر پیش دستی می کنند. ابتدا بشیر بن سعد خزرجی و سپس اسید بن خضیر اوسی که هر دو از هواداران با سابقه ابوبکر به شمار می آیند به شتاب بیعت می کنند تا سایر انصار نیز از این دو پیروی کنند. عمر و ابوعبیده نیز پس از آن دو با ابوبکر بیعت می کنند. گرد و غبار همه جا را فرا گرفته عمر ریاد می زند و به سوی سعد بن عباده حمله ور می شود. سعد بن عباده را از زیر دست و پا خارج می کنند و از سقیفه بیرون می برند. اوضاع به نفع ابو بکر آرام می شود.
بیعت اولیه :
ابوبکر از سقیفه به سوی مسجد پیامبر (ص) خارج می شود. اطرافیان او هرکس را که در راه می بینند گرفته و نزد ابوبکر می آورند. دست او را جلو آورده و به عنوان بیعت به دست ابوبکر می زنند. بدین ترتیب ابوبکر به همراه هوادارانش وارد مسجد می شوند. هنگام نماز ظهر است. ابوبکر به عنوان خلیفه پیامبر (ص) نماز می گزارد.
تغسیل و تدفین پیامبر (ص):
مراسم غسل و کفن پیامبر (ص) با تمامی آداب و مستحبات آن به پایان رسیده و جز امیرالمومنین، صدیقه کبری، حسنین سلمان ابوذر مقداد عمار حذیفه ابی بن کعب و... جماعتی نزدیک به چهل نفرند کس دیگری در نماز بر جنازه پیامبر حاضر نمی شوند. پس از نماز امیرالمومنین در خطبه ای کوتاه خود را در امر خلافت از مهاجر و انصار برتر می دانند. جو مسجد هر لحظه سنگین تر می شود.
ورود قبیله اسلم:
عمر به همراه گروهی در مدینه می چرخید و در کوچه های آن فریاد می زد: همانا با ابوبکر بیعت شده پس برای بیعت بشتابید. قبیله اسلم که گویا با هماهنگی قبلی در بیرون مدینه آماده بودند با چوب دستی های بلندی وارد مدینه می شوند. عمر بن خطاب با دیدن این افراد مطمئن می شود که حکومت آنها پابرجا خواهد بود. افراد این قبیله دستور دارند که همگان را برای بیعت به مسجد بفرستند و اگر کسی امتناع کرد به سر و پیشانی او بزنند. مدتی بعد این گروه که با لباس های هماهنگ مشخص هستند وارد خانه های مردم می شوند و افراد را به اکراه برای بیعت بیرون می آورند. کوچه های مدینه از شدت تحرکات آنان برای گرفتن بیعت تنگ شده است.

درباره قاسمیه

هیئت زنجیرزنان و شاه حسین گویان محله شتربان در تاریخ 1346 به همت جوانان این محله تاسیس شده و تاکنون به فعالیت خود در زمینه های مذهبی ادامه می دهد

ادامه مطلب

اوقات شرعی