متفرقه - هیئت زنجیر زنی قاسمیه شتربان تبریز

متفرقه

متفرقه (6)

میثم تمار همان‌طور که از اسمش مشخص است،خرما فروشی بود که در کوفه زندگی می‌کرد و از موالیان بود. او اهل آذربایجان بود.
میثم،آزاد شده امیرالمومنین علی علیه‌السلام
ایشان اولین بار امیرالمومنین را در کوفه دیدار می‌کند و در آن زمان جناب میثم غلام یک زن عرب بوده و چون موالی بوده خدمتگزاری این خانواده را در کوفه انجام می‌داده است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام،میثم را که غلام و برده آن زن عرب بوده، می‌خرد و آزاد می‌کند،میثم آزاد شده امیرالمومنین علیه‌السلام است.


پیشگویی حضرت علی علیه‌السلام از شهادت میثم


داستان از این قرار است که ایشان یک صبحی خدمت امیرالمومنین علیه‌السلام می‌رسد و به منزل حضرت می‌رود. حضرت در چشمان میثم خیره می‌شود و می‌فرماید: به خدا قسم روزی را می‌بینم که به خاطر دوستی تو با من، دست و زبانت را می‌برند و تو را از نخل آویزان می‌کنند.
میثم می‌پرسد: آیا واقعا این اتفاق می‌‌افتد؟ حضرت می‌فرمایند: آری به خدای کعبه قسم که این اتفاق می‌افتد و این رازی است که پیامبر صلی الله علیه و آله به من گفته است. میثم در پاسخ به امیرالمومنین می‌گوید: هرگز پیامبر اکرم دروغ نمی‌گوید و من ایمان دارم همان چیزی که شما فرمودید، اتفاق می‌افتد.
20 سال از این ماجرا می‌گذرد. امیرالمومنین و امام حسن مجتبی علیهم‌السلام به شهادت رسیده‌اند.
در نهایت پیشگویی که امیرالمومنین علیه‌السلام درمورد شهادت میثم تمار می‌کند، به واقعیت می‌پیوندد. وقتی عبیدالله بن زیاد حاکم کوفه می‌شود، دستور می‌دهد تا یاران و مرتبطین با امام حسین علیه‌السلام را دستگیر کنند.
میثم نیز دستگیر می‌شود و هنگامی که با دستان بسته او را به دیدار عبید الله می‌برند، عبیدالله با تمسخر می‌گوید این برده ایرانی اینقدر مهم شده است که با حسین علیه‌السلام دیدار می‌کند و وارد نهاد سیاست شده است.
میثم از چهره‌های سرشناس کوفه بوده و همه او را به عنوان شیعه ائمه اطهار می‌شناختند. در جایی نقل شده که ابن زیاد به جناب میثم جسارت می‌کند و از اینکه میثم با دشمنان خلیفه که یزید بوده، رویارویی می‌کند و با امام حسین علیه‌السلام ارتباط گرفته، ایشان را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهد.
ابن زیاد تا حدی پیش می‌رود که می‌گوید الآن خدای تو کجاست که تو را کمک کند. میثم خون از چهره پاک می‌کند و می‌گوید در کمین تو و دشمنان است. در نهایت میثم اینقدر درشت‌گویی می‌کند و پاسخ‌های دندان شکن به ابن زیاد می‌دهد که وی می‌گوید چطور جرأت می‌کنی با من این‌گونه صحبت کنی؟
میثم می‌گوید امیرالمومنین علیه‌السلام به من گفته تو زبان مرا می‌بری و از نخلی آویزانم می‌کنی و در پایان مرا می‌کشی. 
ابن زیاد برای اینکه امیرالمومنین علیه‌السلام را دروغگو خطاب کرده باشد، می‌گوید حالا که این‌طور است، من برخلاف آن گفته کار می کنم. اما میثم که ایمان کامل به ائمه خود داشته، می‌گوید مولای من هرگز دروغ نمی‌گوید و این به واقعیت می‌پیوندد.
عبیدالله، میثم را زندانی می‌کند. میثم در زندان کوفه شروع به سخنرانی می‌کند و زندانیان را علیه حکومت مرکزی بنی‌امیه و یزید و حاکمیت کوفه یعنی عبیدالله، بر می‌شوراند. میثم تمار اینقدر از اینها بدگویی می‌کند تا نظام سلطه مجبور می‌شود ایشان را از زندان خارج کرده و دست و پای ایشان را بریده و بر نخلی آویزان کند.
جناب میثم هنوز بر بالای دار با دست و پای بریده، دست از برداشتن پرده از چهره کریه نظام سلطه اموی نمی‌کشد و برای مردم صحبت می‌کند و ظلم حکومت را افشا می‌کند. تا جایی پیش می‌رود که در روز سوم همان جا بالای دار عبیدالله مجبور می‌شود همان پیش‌گویی حضرت امیر علیه‌السلام را رقم بزند. 
عبیدالله بن زیاد دستور می‌دهد تا زبان جناب میثم را می‌برند و سپس ایشان با نیزه‌ای توسط عبیدالله به شهادت می‌رسد. این‌گونه وعده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین علیه‌السلام درباره جناب میثم به واقعیت می‌پیوندد.


اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن عدوهم أجمعين 
بر پسر مرجانه لعنت

روز مباهله  نزول آیه تطهیر

بیست و چهارم ذی الحجه روز مباهله نام گرفته و روزی است بسیار گرامی و دارای فضیلت بسیار. در این روز که روز نزول آیه «تطهیر» نیز هست، خداوند مهر تأییدی دیگر بر ارزش ها و فضیلت های اهل بیت (علیهم السلام) و جایگاه راستین آنان در درک و شناخت اسلام راستین را بازنمود. پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله عبا بر دوش گرفته است و علي بن ابي‌طالب(ع)، فاطمه(س)، حسن و حسين(عليهما السلام) را زير آن عبا گرد آورده است و در همان حال اين جملات از سوي خداوند تعالي بر او نازل گشته است.

«خداوند اراده کرد که پليدي را از شما خاندان دور بدارد و شما را بسيار پاک بدارد...» احزاب 33

بررسی کلمه مباهله:
**************
مباهله در اصل از ریشه ی «بهل» به معنای رها کردن و قید و بند را از چیزی برداشتن است. از این رو، هنگامی که حیوانی را به حال خود واگذارند. و پستان آن را در کیسه قرار ندهند تا نوزادش بتواند به آزادی شیر بنوشد به آن «باهل» می گویند. و «ابتهال» در دعا، به معنای تضرع و واگذار کردن کار خود به خداست. بنابراین، اگر در مواردی «مباهله» را به معنای «هلاکت، لعن و دوری از خدا» گرفته اند، به خاطر آن است که رها کردن و واگذار کردن بنده به حال خود، هلاکت و لعنت و دوری از درگاه خدا را به دنبال دارد.

این بود معنای «مباهله» از نظر ریشه ی لغوی، اما مفهوم آن در آیه ی مورد بحث نفرین کردن دو نفر به یکدیگر است؛ یعنی افرادی که درباره ی یک مسأله ی مهم مذهبی اختلاف نظر دارند، در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرع کنند و از او بخواهند که طرف مقابل را که دروغگو است، رسوا ساخته و به سزای اعمال خود برساند

اهمیت مباهله
***********
در این واقعه تاریخى سه جهت قابل توجه و ملاحظه است :

جهت اول: ظهور حقانیت اسلام در برابر مسیحیت. و جالب توجه آن است كه تا به امروز نیز هیچ عالم و عابد مسیحى نخواسته است كه بار دیگر به میدان مباهله با مسلمانان درآید تا بدین وسیله از اعتقاد راسخ خود به صحت ادعایش و یقین به حقانیت دینش خبر دهد ؛ بلكه در پیرامون واقعه مباهله حوادثى به ثبت رسید كه عكس این مطلب را ثابت كرد و بخوبى آشكار شد كه مسیحیان علائم پیغمبر خاتم را كه در كتب آسمانى موجود در نزد خود خوانده بودند، بر پیامبر اسلام منطبق دیدند و او را در ادعاى نبوت بر حق مىدانستند ولى با این حال نمىخواستند از دین خود و موقعیت ویژه اى كه نزد مردم خود پیدا كرده اند دست بكشند.

جهت دوم: اثبات فضیلت عظیم براى على علیه السلام و زهراءعلیها السلام و حسنین علیهما السلام كه تنها همراهان رسولخدا در این ماجرا بودند و اختیار نمودن پیغمبر اینان را از میان فرزندان و زنان و اصحاب خود، بهترین دلیل بر علو مرتبه و منزلت آنها نزد خدا و رسولخداست.

جهت سوم: دلالت آیه مباهله بر امامت على علیه السلام چرا كه كلمه «انفسنا» در آیه مذكور شاهد بر وجود مقام و منزلتى براى خصوص على علیه السلام نزد رسول خداست كه هیچكس بدان نرسیده و نخواهد رسید و هموست كه در لسان وحى نفس پیغمبر شمرده شده است و از اینجاست كه مىتوان گفت على علیه السلام افضل صحابه بلكه افضل خلق بعد از رسول خدا است و طبعا همه كمالاتى كه براى رسولخدا ثابت است، براى او نیز ثابت مىگردد مگر اصل نبوت.

﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ)سورهٔ آل‌عمران-۶۱
پس هر که در این (باره) پس از دانشی که تو را (حاصل) آمده با تو محاجه کند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.

انگشتر بخشی امیرالمومنین علی(ع)
*****************
روز مباهله حقانیت اهل بیت پیامبر را به جهانیان ثابت کرد،مباهله روز حقانيت اسلام و فضيلت اهل بيت (ع) ، روز مباهله ،روز حقانيت اسلام و شيعه مبارك و روز انگشتر بخشي اميرالمومنين امام علي بن ابي طالب عليه السلام مبارك.
(إنَّما وَلِيُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ) المائده - 55

غزالي، دانشمند پرآوازه اهل تسنن در قرن ششم در باره تبريك و تهنيت خليفه دوم و پيمانى كه در آن روز بست و فقط چند روز بعد آن را فراموش كرد، مى‌نويسد:

واجمع الجماهير على متن الحديث من خطبته في يوم عيد غدير خم باتفاق الجميع وهو يقول: «من كنت مولاه فعلي مولاه» فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولى كل مولى فهذا تسليم ورضى وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا.

از خطبه‌هاى رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) خطبه غدير خم است كه همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند. رسول خدا فرمود: هر كس من مولا و سرپرست او هستم، على مولا و سرپرست او است. عمر پس از اين فرمايش رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) به على (عليه السلام) اين گونه تبريك گفت: 
«تبريك، تبريك، اى ابوالحسن، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاى ديگرى هستي.»
اين سخن عمر حكايت از تسليم او در برابر فرمان پيامبر و امامت و رهبرى على (عليه السلام) و نشانه رضايتش از انتخاب على (عليه السلام) به رهبرى امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها، عمر تحت تأثير هواى نفس و علاقه به رياست و رهبرى خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مكان اصلى تغيير داد و با لشكر كشى‌ها، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمين‌هاى ديگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلى هموار كرد و از مصاديق اين سخن شد: (فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا). پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن، بهايى ناچيز به دست آوردند، و چه بد معامله‏اى كردند.

الغزالي، أبو حامد محمد بن محمد، مجموعة رسائل الإما الغزالي. ص483.

حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمود مرعشی نجفی پسر ارشد آیت الله  مرعشی نجفی‌(ره) که نزدیک به پنجاه سال از عمر با برکت پدر را درک کرده است، در گفت‌وگویی با مرکز خبر حوزه‌های علمیه، ناگفته‌های زیادی را از زندگی زاهدانه این عالم ربانی تشریح کرد.

نیکی به والدین، رمز موفقیت آیت الله مرعشی نجفی

جـنـگ احد در حالى پایان یافت كه تعدادى بین 65 تا هفتاد نفر از مسلمانان به شهادت رسیده، عده زیادى، از جمله پیامبر خدا(ص ) زخمى شده بودند. مشركان در این نبرد 22 كشته از خود به جاى گذاردند و هیچ كدام از طرفین موفق به گرفتن اسیر نشدند. مـسـلمـانـان در جـنـگ احد به دلیل سرپیچى از فرمان پیامبر(ص ) نتوانستند، پیروزى اولیه را نگه دارند و شكست خوردند، اما این شكست مقطعى بود. هر چند خسارتهاى مادى زیادى دیدند، ولى تـجـربه سازنده اى نصیب آنها شد. (1) از مجموع آیاتی که به موضوع جنگ احد پرداخته اند می توان به یک رشته نکاتی اشاره کرد که همگی بیانگر نتایج جنگ «احد» است که ناخواسته به دست آمده و این نکات عبارتند از:

در سال 3 هـ در روز جنگ احد حضرت حمزه وسيد الشهداء و 69 نفر از مسلمانان به شهادت رسيدند(1). بعضى جنگ احد را در 17 شوال نقل كرده اند(2).
در اين جنگ مسلمانان هزار نفر بودند كه به نوشته عده اى سيصد نفر در بين راه برگشتند و براى جنگ 700 نفر باقى ماند. كفار 3000 نفر بودند و 2000 نفر و 4000 نفر و 5000 نفر هم گفته اند تعداد كشته هاى كفار 22 يا 23 يا 28 نفر و تعداد شهداء 70 نفر بود(3).  در اين روز دندان و پيشانى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را شكستند(4).

درباره قاسمیه

هیئت زنجیرزنان و شاه حسین گویان محله شتربان در تاریخ 1346 به همت جوانان این محله تاسیس شده و تاکنون به فعالیت خود در زمینه های مذهبی ادامه می دهد

ادامه مطلب

اوقات شرعی