پنج شنبه, 19 بهمن 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 30

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

Bagare 30

وهنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من بر آنم كه در زمين جانشينى قرار دهم. فرشتگان گفتند: آيا كسى را در زمين قرار مى‏دهى كه در آن فساد كند و خون‏ها بريزد؟ در حالى كه ما با حمد و ستايش تو، ترا تنزيه و تقديس مى ‏كنيم.

خداوند فرمود: همانا من چيزى مى‏ دانم كه شما نمى ‏دانيد.

نكته ‏ها:

در آيه ‏ى قبل خوانديم كه خداوند، همه‏ ى مواهب زمين را براى انسان آفريده است. در اين آيه و آيات بعد، مسأله‏ ى خلافت انسان در زمين مطرح مى ‏شود كه نگرانى فرشتگان از فسادهاى بشر و توضيح و توجيه خدا و سجده آنان در برابر نخستين انسان را بدنبال دارد.

فرشتگان، يا از طريق اخبار الهى ويا مشاهده‏ ى انسان‏هاى قبل از حضرت آدم عليه السلام در عوالم ديگر يا در همين عالم ويا به خاطر پيش‏ بينى صحيحى كه از انسان خاكى و مادّى وتزاحم‏ هاى طبيعى آنها داشتند، خونريزى وفساد انسان راپيش‏ بينى مى‏ كردند.

گرچه همه‏ ى انسان‏ها، بالقوّه استعداد خليفه خدا شدن را دارند، امّا همه خليفه‏ ى خدا نيستند و به فرموده روايات افراد خاصى هستند، چون برخى از آنها با رفتار خود به اندازه‏ اى سقوط مى‏ كنند كه از حيوان هم پست ‏تر مى ‏شوند. چنانكه قرآن مى‏ فرمايد: «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»

قرارگاه اين خليفه، زمين است، ولى لياقت او تا «قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏» مى ‏باشد.

به ديگران اجازه دهيد سؤال كنند. خداوند به فرشتگان اذن داد تا سؤال كنند و گرنه ملائك، بدون اجازه حرف نمى ‏زنند و فرشتگان مى‏ دانستند كه براى هر آفريده‏ اى، هدفى عالى در كار است.

سؤال: چرا خداوند در آفرينش انسان، موضوع را با فرشتگان مطرح كرد؟

پاسخ: انسان، مخلوق ويژه‏ اى است كه ساخت مادّى او به بهترين قوام بوده: «أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» و در او روح خدايى دميده شده و بعد از خلقت او خداوند به خود تبريك گفت.

سؤال: خدايى كه دائماً حاضر، ناظر وقيّوم است چه نيازى به جانشين وخليفه دارد؟

پاسخ: اوّلًا جانشينى انسان نه به خاطر نياز و عجز خداوند است، بلكه اين مقام به خاطر كرامت و فضيلت رتبه‏ ى انسانيّت است. ثانياً نظام آفرينش بر اساس واسطه‏ هاست. يعنى با اينكه خداوند مستقيماً قادر بر انجام هر كارى است، ولى براى اجراى امور، واسطه‏ هايى را قرار داده كه نمونه‏ هايى را بيان مى‏ كنيم:

* با اين‏كه مدبّر اصلى اوست: «اللَّهُ الَّذِي ... يُدَبِّرُ» ليكن فرشتگان را مدبّر هستى قرار داده است. «فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً»

* با اين‏كه شفا به دست اوست؛ «فَهُوَ يَشْفِينِ» امّا در عسل شفا قرار داده است. «فيه شفاء»

* با اين‏كه علم غيب مخصوص اوست؛ «إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ»ليكن بخشى از آن را براى بعضى از بندگان صالحش ظاهر مى‏كند. «إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ»

پس انسان مى ‏تواند جانشين خداوند شود و اطاعت از او، همچون اطاعت از خداوند باشد.

«مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» و بيعت با او نيز به منزله‏ ى بيعت با خداوند باشد. «انّ‏ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ ... إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ» و محبّت به او مثل محبّت خدا باشد. «من احبّكم فقد احب الله»

براى قضاوت درباره‏ ى موجودات، بايد تمام خيرات و شرور آنها را كنار هم گذاشت و نبايد زود قضاوت كرد. فرشتگان خود را ديدند كه تسبيح و حمد آنها بيشتر از انسان است. ابليس نيز خود را مى‏ بيند و مى‏ گويد: من از آتشم و آدم از خاك و زير بار نمى ‏رود. امّا خداوند متعال مجموعه را مى ‏بيند كه انسان بهتر است و مى‏ فرمايد: «إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ».

پيام‏ها:

1- شايد بتوان از اين دو آيه (29- 30) فهميد: خداوند ابتدا اسباب زندگى را براى انسان فراهم كرد، سپس او را آفريد. «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ... إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ» چنانكه حضرت على عليه السلام فرمود: «فلمّا مهد ارضه و انفذ امره اختار آدم ...» همين كه زمين را گسترد و فرمانش را متنفّذ قرارداد، انسان را آفريد.

2- آفرينش ملائكه، قبل از آدم بوده است. زيرا خداوند آفريدن انسان را با آنان در ميان گذاشت. «قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ»

3- انتصاب خليفه و جانشين و حاكم الهى، تنها بدست خداست. «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»

4- انسان، جانشين دائمى خداوند در زمين است. «جاعِلٌ» (كلمه «جاعل» اسم فاعل و رمز تداوم است.)

5- انسان مى ‏تواند اشرف مخلوقات و لايق مقام خليفةاللهى باشد. «جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» البتّه ستمكاران از نيل به اين مقام محروم شده‏اند: «لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»

6- ملائكه، فساد و خونريزى را كار دائمى انسان مى‏ دانستند. «يُفْسِدُ ... وَ يَسْفِكُ» (فعل مضارع نشانه‏ى استمرار است.)

7- حاكم و خليفه‏ ى الهى بايد عادل باشد، نه فاسد و فاسق. خليفه نبايد «يفسد فى الارض» باشد.

8- طرح لياقتِ خود، اگر بر اساس حسادت نباشد، مانعى ندارد. «وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ»

9- عبادت و تسبيح در فضاى آرام، تنها ملاك و معيار لياقت نيست. «نَحْنُ نُسَبِّحُ»

10- به خاطر انحراف يا فساد گروهى، نبايد جلوى امكان رشد ديگران گرفته شود. با آنكه خداوند مى‏ دانست گروهى از انسان‏ها فساد مى‏ كنند، امّا نعمت‏ آفرينش را از همه سلب نكرد.

11- مطيع و تسليم بودن با سؤال كردن براى رفع ابهام منافاتى ندارد. «أَ تَجْعَلُ فِيها»

12- خداوند فساد و خونريزى انسان را مردود ندانست، ليكن مصلحت مهمتر و شايستگى و برترى انسان را طرح نمود. «إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ»

13- توقّع نداشته باشيد همه‏ ى مردم بى ‏چون و چرا، سخن يا كار شما را بپذيرند.زيرا فرشتگان نيز از خدا سؤال مى‏كنند. «قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها»

14- علوم و اطلاعات فرشتگان، محدود است. «ما لا تَعْلَمُونَ»

------------

ابن بابویه از محمد بن  موسی بن متوکل از .... از حضرت امام جعفر صادق (ع) روایت کرده است که ایشان فرمودند: خداوند تبارک و تعالی نام تمامی حجت های خود را به آدم (ع) آموخت و سپس ایشان را به صورت روح بر فرشتگان نمایان ساخت و فرمود: اگر راست می گویید که چون شما مرا می ستایید و بزرگ می شمارید برای جانشینی من روی زمین سزاوارتر از آدم هستید از نام های ایشان مرا خبر دهید. فرشتگان گفتند : « منزهی تو، ما را جز آنچه به ما آموخته ای هیچ دانشی نیست تویی دانای حکیم» خداوند فرمود، «آی آدم! ایشان را از اسمائشان خبر ده » فرشتگان والایی جایگاه آنان را نزد پروردگاردریافتند و دانستند که ایشان سزاوارترند تا جانشین او در زمین باشند تفسیر برهان ج 2 ص 245

خواندن 457 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 25 بهمن 1396 ساعت 15:38
برای ارسال نظر وارد سایت شوید

درباره قاسمیه

هیئت زنجیرزنان و شاه حسین گویان محله شتربان در تاریخ 1346 به همت جوانان این محله تاسیس شده و تاکنون به فعالیت خود در زمینه های مذهبی ادامه می دهد

ادامه مطلب

اوقات شرعی