سلیمان پور

سلیمان پور

 سيد بحر العلوم (ره) روزي به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد.در بين راه درباره اين مساله كه «گريه بر امام حسين عليه السلام گناهان را مي آمرزد» فكر مي كرد. همان وقت متوجه شد كه شخص عربي، سوار بر اسب به او رسيد و سلام كرد. بعد در لحظه اي پرسيد: جناب سيد! درباره چه چيز به فكر فرو رفته اي؟ و در چه انديشه اي؟ اگر مساله علمي است مطرح كنيد، شايد من پاسخش را بدانم. سيد بحر العلوم فرمود: در اين باره فكر مي كنم كه چطور مي شود، خداي تعالي اين همه ثواب به زائران و گريه كنندگان بر حضرت سيدالشهدا عليه السلام مي دهد; مثلا در هر قدمي كه در راه زيارت بر مي دارد، ثواب يك حج و يك عمره در نامه عملش نوشته مي شود و براي يك قطره اشكي تمام گناهان صغيره و كبيره اش آمرزيده مي شود؟

آن سوار عرب فرمود:

تعجب نكن! من براي شما مثالي مي آورم تا مشكل حل شود.

سلطاني به همراه درباريان خود به شكار مي رفت. در شكارگاه از همراهيانش دور افتاد و به سختي فوق العاده اي افتاد و بسيار گرسنه شد. خيمه اي را ديد و وارد آن جا شد. در آن سياه چادر، پيرزني را با پسرش ديد. آنان در گوشه خيمه بز شيرده اي داشتند، و از راه مصرف شير اين بز، زندگي خود را مي گذراندند. وقتي سلطان وارد شد، او را نشناختند; ولي براي پذيرايي از مهمان، آن بز را سر بريده و كباب كردند; زيرا چيز ديگري براي پذيرايي نداشتند. سلطان شب را همان جا خوابيد و روز بعد، از ايشان جدا شد و خود را به درباريان رسانيد و جريان را براي اطرافيان نقل كرد.

در نهايت از ايشان سؤال كرد: اگر بخواهم پاداش مهمان نوازي پيرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملي بايد انجام بدهم؟ يكي از حاضران گفت: به او صد گوسفند بدهيد. و ديگري كه از وزيران بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفي بدهيد. يكي ديگر گفت: فلان مزرعه را به ايشان بدهيد.

سلطان گفت: هر چه بدهم كم است; زيرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم، آن وقت مقابله به مثل كرده ام; چون آنان هر چه را كه داشتند به من دادند. من هم بايد هر چه را كه دارم، به ايشان بدهم تا مقابله به مثل شود.

بعد سوار عرب پرسيد فرمود: حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سيدالشهدا عليه السلام، هر چه از مال و منال، اهل و عيال، پسر و برادر، دختر و خواهر و سر و پيكر داشت، همه را در راه خدا داد، پس اگر خداوند به زائران و گريه كنندگان، آن همه اجر و ثواب بدهد، نبايد تعجب كرد; چون خدا - كه خدائيش را نمي تواند به سيدالشهدا عليه السلام بدهد - پس هر كاري كه مي تواند، انجام مي دهد; يعني، با صرف نظر از مقامات عالي خودش، به زائران و گريه كنندگان آن حضرت، درجاتي عنايت مي كند. در عين حال اينها را جزاي كامل براي فداكاري آن حضرت نمي داند.

چون شخص عرب اين مطالب رافرمود، از نظر سيد بحر العلوم غايب شد. (1)

يكي از ويژگي هاي بارز و از خصايص برجسته علامه بحر العلوم (ره)، ارادت وصف ناپذير و شور و عشق خالصانه او به سالار شهيدان و ارج نهادن به سوگواري براي آن حضرت و بزرگداشت روزهاي جاودانه تاسوعا و عاشورا بود. در اين رابطه، علامه بحر العلوم، حضرت ولي عصر (عج) را نيز در صف عزاداران مي بيند كه قضيه از اين قرار است:

روز عاشورايي بود و موج سوگواران از هر سو، به سوي كربلا در حركت بود. علامه بحرالعلوم (ره) نيز به همراه گروهي از طلاب، به استقبال عزاداران و سينه زنان حركت كردند. در فاصله نه چندان دوري از كربلا، محلي به نام «طويرج » هست كه دسته سينه زني آنان و سبك سوگواريشان مشهور بود.

هنگامي كه علامه و همراهانش به آنان رسيدند، ناگهان علامه با آن كهولت سن و موقعيت اجتماعي و علمي، لباس خويش را به كناري نهاده، و سينه خويش را گشود و در صف سينه زنان، با شوري وصف ناپذير به سينه زدن پرداخت.

علما و طلاب كه همراه او جهت استقبال سوگواران و دسته هاي عزاداري آمده بودند، هر چه تلاش كردند تا مانع كار او شوند و از شور و احساسات گرم و عارفانه او بكاهند، نه تنها موفق نشدند; بلكه گروهي از آنان، چنان تحت تاثير او قرار گرفتند كه به او پيوستند و گروهي ديگر نيز براي حفظ او - كه مبادا بر اثر موج جمعيت زير دست و پا بيفتد و دچار ناراحتي و صدمه شود - به مراقبت از او پرداختند.

سرانجام مراسم پرشور سوگواري و سينه زني پايان يافت و آن سيد بزرگوار، لباس خود را پوشيده، به خانه بازگشت. يكي از خواص، از او پرسيد: چه رويدادي پيش آمد كه شما چنان دچار احساسات پاك و خالصانه شديد كه آن گونه سر از پا نشناخته، لباس از تن در آورديد و به سينه زنان پيوستيد؟

آن مرحوم در پاسخ گفت: حقيقت آن است كه با رسيدن به دسته سوگواران و سينه زنان، به ناگاه چشمم به محبوب دل ها، كعبه مقصود و قبله موعود، امام عصر عليه السلام افتاد و ديدم آن گرامي مرد عصرها و نسل ها، با سر و پاي برهنه در ميان انبوه سينه زنان، در سوگ پدر والايش حسين عليه السلام با چشماني اشك بار به سر و سينه مي زند. به همين جهت آن منظره مرا به حالي انداخت كه قرارم از كف رفت و سر از پا نشناخته، وارد صف سوگواران و سينه زنان شدم ودر برابر كعبه مقصود و قبله موعود، به سوگواري پرداختم.(2)

منابع:
(1)العبقري الحسان، ج 1، ص 119، س 11.
(2) ديدار يار، علي كرمي ج 2، ص 200. هر چند مرحوم نهاوندي اين گفت و گو را از تشرفات مرحوم بحرالعلوم (ره) به محضر امام زمان (عج) دانسته است; ولي مرحوم دربندي (متوفاي 1285 ه ق) در اسرار الشهادات تصريح كرده كه اين گفت و گو بين مرحوم بحرالعلوم و شاگرد زاهد و عارفش شيخ حسين نجف انجام گرفته است. (اسرار الشهادات، ج 3، ص 46، قم، انتشارات ذوي القربي، 1420 ه ق) 58) العبقري الحسان ج 2، ص 114; النجم الثاقب، ص 484; مفاتيح، ص 798; عنايات حضرت مهدي موعود (عج)، ص 77، عنايات حضرت مهدي (عج) به علما و طلاب، ص 101.

جمعه, 10 آبان 1392 ساعت 00:00

لباس سیاه در عزای امام حسین(ع)

 تعارض آموزه هاى دينى با يافته هاى علمى در پوشيدن لباس سياه و سياه پوش كردن تكايا و محافل چه توجيهى دارد؟ يافته هاى علمى حكايت از تأثير مثبت لباسهاى روشن در نشاط و شادى و ارتقاء فعاليتهاى انسانى و تأثير منفى لباس سياه دراين امور دارد كه با سنت رايج دينى در محافل مذهبى مبنى بر سياه پوشيدن و سياه پوش كردن در تعارض است به اين تعارض چگونه پاسخ مى دهيد؟

پاسخ:

تكيه عمده و اساسى اين سؤال و ابهام ذهنى، تعارض يافته هاى علمى با آموزه هاى دينى در پوشيدن لباس سياه و سياه پوش كردن است. در مقام جواب و زدودن ابهام، اولين گام آن است كه آيا چنين تعارضى واقعيت دارد و آيا يافته هاى علمى پوشيدن لباس سياه را به صورت كلى و در تمام حالات و موقعيت يك پوشش نامناسب مىشمارد؟
واقعيت آن است كه چنين تعارضى بين يافته هاى علمى و روانشناسى با آموزه هاى دينى به چشم نمى خورد، و اين دو منبع شناخت در اين مورد - پوشيدن لباس سياه - با يكديگر ناسازگارى ندارند. درست است كه از ديدگاه روانشناسى رنگ سياه به خودى خود نفى هرگونه رنگ است و نمايانگر مرزهاى مطلقى است كه در پشت آنها ديگر زندگى وجود ندارد و حيات متوقف مى شود و رنگ سياه به معناى انهدام، نيستى و پوچى است و نفى ديگر رنگها مى باشد؛اما اين نظريه، گوشه اى از يافته هاى روانشناسى است.
ياد آورى اين نكته لازم است كه پذيرش تأثير رنگها به اين معنا نيست كه رنگها در انسان تأثيرى شديد دارند و سريع بر جهتگيرى ذهنى و رفتارى افراد مؤثر واقع مى شوند؛ مثلاً اگر رنگ آبى تأثير تسكينى و آرامش بخشى دارد، نمى توان از آن به عنوان يك داروى مسكن براى تسكين سريع آن استفاده كرد و يا از رنگ قرمز در ايجاد تحريك سريع بهره جست؛ بلكه تأثير پذيرفته شده رنگها يك تأثير جزيى است كه در مدت زمان طولانى فرصت بروز پيدا مى كنند.
گوشه اى ديگر يافته هاى روانشناسى، گوياى اين حقيقت است كه آن گاه رنگ سياه مفهوم نيستى و پوچى و پايان يافتن را تداعى مى كند كه به عنوان انتخاب اول و يا يكى از سه انتخاب اول باشد؛ يعنى در تمام حالات، اولين رنگ انتخاب شده و يا يكى از سه رنگ انتخابى اول براى زندگى (اعم از لباس و ...) باشد و اگر رنگ سياه در رتبه هشتم قرار بگيرد، يعنى آخرين رنگ انتخابى در زندگى، رنگ سياه باشد و در موقعيتهاى نادر و استثنايى مورد استفاده قرار بگيرد، يك تمايل طبيعى، نابهنجار را نمايش مى دهد و نشان دهنده مهار اعمال و تصميم فرد بر كنترل اوضاع و نشان دهنده مهار اعمال و تصميمات فرد در زمانى مىباشد كه بروز اضطراب قطعى است. محروميت از چيزى و يا از دست دادن شخصى و ياموقعيتى، انسان را در لبه يك تعارض غير قابل انكار قرار مى دهد و در اين حالت، وى براى به دست آوردن موقعيت قبلى و كنترل اوضاع دست به اقدامات كنترلى مىزند. پوشيدن لباس سياه، حكايت از تدبير انسان در چنين موقعيتى دارد؛ يعنى از اقدامات مناسب، طبيعى و بهنجارى است كه موجب مى شود انسان بتواند بر اوضاع كنترل داشته باشد؛ زيرا نوعى سكون، سكوت و كاهش تحريك را در پى دارد.
بنابر اين از ديدگاه علمى، پوشيدن لباس سياه و استفاده از رنگ سياه، حتى در غير پوشش، هميشه نامناسب نمى باشد و به معناى رسيدن به پايان زندگى و خط پايان عمر و تسليم شدن نيست و تأثير منفى و تخريب روانى را در پى ندارد. از اين رو پوشيدن لباس سياه در عزادارى ها و براى شخص مصيبت زده اى كه احساس غمگينى مى كند، يك نوع تسكين است و او را در اضطراب ناشى از فقدان شخص محبوب، به سمت سكوت و سكون دعوت مىكند و افزون بر اين موجب همسو ساختن احساسات درونى با فضاى بيرون موجب آرامش مىگردد. شخص غم زده درآغاز قطع دل بستگى، اگر در فضاى شادى آفرين قرار بگيرد، بين حالت درونى خود و وضعيت خارجى، تعارض را مشاهده مى كند و اين تعارض هرگز به نفع او نيست. از اين رو بايد به سمت هم سويى و هماهنگ ساختن درون وبرون برآييم و انتخاب رنگ سياه در اين موقعيتهاى نادر و استثنايى زندگى (يعنى در رتبه هشتم)، چنين تأثيرى دارد. اين رنگ، اگر در رتبه هشتم و انتخاب پايانى قرار بگيرد، بر خلاف رنگ سفيد، سكوت و سكون و عدم ايجاد هر گونه تحريك روانى و جسمانى و كاهش ساير فعاليتها و كندى و سستى رادر پى دارد كه جملگى براى انسان مبتلا به رنج فراق و فرو رفته در درد قطع دلبستگى مفيد است و به او آرامش و سكون مى بخشد.
پس، از ديدگاه علمى، رنگ سياه تأثيرى منفى و نامناسب بر روان و روح آدمى ندارد و در مصائب، كاهش دهنده آلام مى باشد و اين گونه نيست كه علم آن را كاملاً طرد كند؛ ولى سنتهاى دينى به آن اهميت داده، دينداران را به استفاده از آن توصيه كند.
از جهت ديگر، درباره تعارض موهوم آموزه هاى دينى، بايد بررسى كرد كه آيا اسلام براى هميشه و در تمام حالات رنگ سياه را توصيه مىكند و به تعبير روانشناختى، براى اولين انتخابها و يا سه انتخاب اول، رنگ سياه را برمى گزيند و مسلمانان را نيز به اين انتخاب دعوت مى نمايد؟
بايد گفت كه نگاه آغازين اسلام به رنگ سياه، يك نگاه منفى است از اينرو هرگز آن را در حالات عادى و زمينه هاى روزمره زندگى، به عنوان يك رنگ برنمى گزيند و آن را رنگ شيطان و فرعون و سمبل طغيان گرى، ظلم و ظلمت معرفى مىكند و مىفرمايد:"لباس سياه نپوشيد كه لباس فرعون است".
رنگ برگزيده و انتخاب اول اسلام - همانند علم - رنگ سفيد است كه امام باقرعليه السلام مى فرمايد: هيچ لباسى بهتر از لباس سفيد نيست. بعد از رنگ سفيد رنگهاى زرد و سبز از طرف اولياى دين توصيه و از جانب اسلام رنگهاى برگزيده هستند. در واقع رنگ سياه نه انتخاب اول و نه يكى از سه انتخاب اول اسلام، بلكه فقط در موقعيت خاص مانند مصائب و به هنگام ابتلا به غم فراق توصيه شده است از نظر اسلام، رنگ زندگى، حيات، حركت و تلاش رنگ سفيد مى باشد و آرامش بعد از تلاش و كوشش در رنگ سياه (شب) مىباشد. رنگ سياه، يعنى همان رنگ شب، موجب آرامش مىشود. تا نفوس را از تعب و رنج روز كه در پى تلاش و كوشش به آن دچار گشته است، پناه دهد و آرام سازد.
خداوند نيز در قرآن سياهى شب را مايه آرامش و روشنايى روز را زمينه تلاش ذكر كرده است.
رنگ سياه در مكتب اهل بيت، فقط و فقط در مصائب و سوگوارىها مورد استفاده قرار گرفته است؛ يعنى يك انتخاب نادر و استثنايى بوده است و نه انتخابى هميشگى. بنابر نقل ابن ابى الحديد، امام حسن -عليهالسلام در سوگ امير المؤمنين على -عليهالسلام جامه سياه برتن كرد و با همين جامه به ميان مردم آمد و براى آنها خطبه خواند درنگاه ابتدايى رنگ سياه، يك رنگ مكروه و ناپسند تلقى مى شود در نماز، لباس سياه پوشيدن مكروه مى باشد.
در قطب دوم و جبهه دوم تعارض، يعنى آموزههاى دينى نيز لباس سياه نه تنها صد در صد مورد پذيرش واقع نشده است و آن را مفيد و انتخاب اول نيست و به آن توصيه نمى شود، بلكه سياه تنها در رتبه هشتم و آخرين انتخاب قرار مى گيرد. از اين رو تنها در عزاى ائمه هدى - عليهالسلام پوشيدن اين رنگ ممنوع نيست، آن هم از اين جهت كه به واسطه تأثير روانى آن، موجب سكوت و سكون و آرامش گشته، شخص مضطرب را از مصيبت و حزن به يك آرامش روانى مىرساند و ياحداقل در اين زمينه بسيار تأثير دارد.


 

در میان حوادثى كه در طول تاریخ بشریّت به وقوع پیوسته است، هیچ نهضت و حركتى به پویایى و برجستگى قیام عاشورا نیست، نهضتى كه در سرزمینى محدود، زمانى كوتاه و با فداكارى افراد معدودى رخ داد، امّا توانست الگویى عملى براى آزادمردان جهان ارائه كند و براى همیشه به عنوان «انقلاب بزرگ» بر تارك تاریخ بشر بدرخشد.

آن چه بیش از همه حادثه كربلا را پرفروغ و سازنده جلوه مى‏دهد، سیره ائمه اطهار علیهم السلام است در زنده نگه داشتن این حماسه زیبا و احیاى فرهنگ آن. امامان معصوم علیهم السلام على‏رغم این كه در دوران امامت خویش در محدودیت‏هاى شدیدى به سر مى‏بردند و حاكمان مستبد اموى و عباسى سایه شوم خود را بر شهرهاى اسلامى گسترده بودند، ولى با اتخاذ صحیح‏ترین تصمیم‏ها و موضع‏گیرى‏هاى مناسب و با استفاده از مؤثرترین شیوه‏ها توانستند از فرهنگ عاشورا و دستاوردهاى ارزشمند آن به صورت شایسته پاسدارى كنند و راه حماسه آفرینان كربلا را تداوم بخشند.

آنان این واقعه را به دید معجزه نگریسته‏اند و در سیره عملى خود به عنوان راهكارهاى مؤثّر و زنده براى مبارزه علیه ظلم و ستم از آن بهره جسته‏اند كه در این مقال به روش‏هاى عملى آنان جهت حفظ این نهضت از تحریفات و زنده نگه داشتن آن اشاراتى گذرا خواهیم داشت.

1- توصیه به سوگوارى و عزادارى‏ برای امام حسین (ع)

2- بیان گریه نظام هستى در شهادت آن حضرت

3- ترغیب شاعران به سرودن شعر و مرثیه در عزای آن حضرت

4-‏ سفارش به زیارت سالار شهیدان‏

1- توصیه به سوگوارى و عزادارى‏ برای امام حسین(ع)

عاشورا، دهم ماه محرم‌الحرام است كه از دیر باز مورد توجه و احترام مردم بوده است. ولى در فرهنگ شیعه به خاطر شهادت سومین پیشواى شیعیان و اصحاب او در سرزمین كربلا، این روز از جایگاه والایى برخوردار است. دهم ماه محرم با رخداد قیام سیدالشهدا علیه السلام در بین امامان علیهم السلام و دوستداران اهل‌بیت علیهم السلام به عظیم‏ترین روز سوگوارى و ماتم تبدیل شد.(1) پیشوایان معصوم علیهم السلام همواره جهت زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره عاشورا، شیعیان را به سوگوارى و عزادارى توصیه نموده و اثرات و ثمرات این شعایر را تشریح مى‏نمودند. راز این كه ائمه هدى علیهم السلام بر ماتم‌سرایى شهداى كربلا تأكید نموده‏اند این است كه: اوّلاً دشمنان و مخالفان اهل‌بیت علیهم السلام این روز را به جشن و سرور سپرى مى‏كردند و ثانیاً این عزادارى‏ها و سوگوارى‏ها اگر آگاهانه، خالصانه و سازنده باشد، دل صاحب عزا را با دل حماسه‏سازان دشت نینوا پیوند مى‏دهند و این ارتباط خود باعث ازدیاد معرفت و قرب به بارگاه ملكوتى خواهد شد.

امام صادق علیهم السلام در توصیف مصایب روز عاشورا این گونه فرمودند: «وَ اَمّا یَومَ عاشوراءَ فَیَومٌ اُصیبَ فیه الحُسین صریعاً بینَ اَصحابِهِ و اصحابُهُ حَولَهُ صَرعى عُراةٌ(2)؛ امّا روز عاشورا روزى است كه در آن حسین علیهه السلام میان یارانش كشته بر زمین افتاد و یاران او نیز اطراف او بر خاك افتاده و عریان بودند.»

امام رضا علیهم السلام در این‏باره مى‏فرماید: «من ترك السّعى فى حوائجه یوم عاشوراء قضى اللّه له حوائج الدّنیا و الآخرة و من كان عاشوراء یوم مصیبته جعل اللّه عزّ و جلّ یوم القیامة یوم فرجه و سروره(3)؛ هر كس تلاش در رفع نیازهایش را در عاشورا به خاطر به پاداشتن عزا ترك كند، خداوند حوایج دنیا و آخرتش را برآورده سازد و هر كس عاشورا را روز مصیبت خویش قرار دهد، خداوند تبارك و تعالى روز قیامت را روز شادى و خوشحالى او قرار مى‏دهد.»

هم چنین امام صادق علیهم السلام فرمودند: «انّ یوم الحسین اعظم مصیبةً من جمیع سائر الایّام(4)؛ روز شهادت امام حسین علیه السلام سوزناك‏ترین روزهاست.»

در سیره اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام هرچه بیشتر تفحّص گردد، مشاهده مى‏شود كه آن بزرگواران براى ترویج فرهنگ عاشورا و تطبیق آن بر مصادیقش بر اساس مقتضیات هر عصر، اهتمامى وافر و تأكیدى مصرّانه داشته‏اند. امام باقر علیهم السلام در تعقیب این هدف و توجه دادن مردم به ستمى كه بر اهل‌بیت علیهم السلام روا شده، وصیّت مى‏كند تا ده سال در موسم حج در منا براى امام حسین علیه‌السلام و همراهانش عزادارى كنند.

آن حضرت مبلغی را براى چنین امرى اختصاص داد. عزادارى گروهى در ایام حج و سرزمین حسّاس منا، سؤالات معنادارى را در اذهان ترسیم مى‏كند و این خود بهترین نوع مبارزه غیر مستقیم ائمه علیهم السلام براى توجه دادن افكار عمومى بر ضد جنایات اموى بود.

ائمه هدى علیهم السلام غیر از آن كه قولاً و عملاً در سیره و رفتار خود در جهت برپایى مجالس سوگوارى براى اباعبدالله علیهم السلام تأكید و اصرار داشته‏اند، از مردم خواسته‏اند كه در این امر مهم كوتاهى نكنند و به آنان نوید داده‏اند كه براى عزاداران حسینى پاداش بسیار ویژه‏اى در نظر گرفته شده است.

امام سجاد مى‏فرمود: «هر مؤمنى كه بر شهادت حسین علیه السلام بگرید به طورى كه اشك بر گونه‏هایش جارى شود، خداوند براى او غرفه‌هایى در بهشت آماده مى‏سازد كه تا ابد در آن اقامت خواهد گزید.»

از منابع روایى چنین برمى‏آید هر كس بر مصایب ائمه خصوصاً امام حسین علیه السلام بگرید و از این بابت محزون گردد:

1- در روز جزاء با ائمه هدى علیهم السلام محشور خواهد بود.

2- حضرت سیدالشهداء علیه السلام براى سوگوار خود از خداوند طلب آمرزش مى‏كند.

3- عزادار اباعبدالله علیهم السلام مصداق كسى است كه در شادى اهل عترت شادمان و در حزن آنان اندوهناك و محزون است.

4- در هنگام احتضار سوگوار اباعبدالله علیه السلام، ائمه هدى علیهم السلام حاضر مى‏شوند و عزرائیل را به مراعات حال وى توصیه مى‏كنند به حدى كه ملك الموت از مادر نسبت به او رئوف‏تر است.

5- سوگوار حماسه‌ساز عاشورا، از آب گواراى كوثر جرعه‏هایى مى‏نوشد و به میوه‏هاى جنّت متنعم مى‏شود.

6- شفاعت رسول خدا صلی الله علیه و آله شامل عزاداران امام حسین علیه السلام مى‏شود.

7- قبر ماتم‌دار كربلا نورانى است و از عذاب برزخى مصون مى‏باشد.

8 - خداوند از این كه عزادار امام حسین علیه السلام را عذاب كند، پروا مى‏كند.

9- سوگواران و زائران در پرتو عرش الهى در مجلس منوّر در محضر اباعبدالله هستند.(5) گریستن و گریاندن‏ براى مصایب امام حسین علیه السلام نوعى پیوند با راه و روش و هدف آن حضرت است كه باعث آمادگى براى مبارزه و جهاد در راه خدا مى‏شود و نیروى ایمان و عقیده را از هر جهت بسیج مى‏كند و ناامیدى و زبونى را از انسان دور مى‏نماید. از آن‏جا كه شهادت سالار شهیدان و یاران با وفایش از منظر عمومى، آثار ویرانگرى براى حكومت بنى‏امیه و سال‏ها بعد براى بنى عباس داشت و مشروعیّت حاكمان این دو سلسله را زیر سؤال برده بود، براى این كه این تراژدى غمبار به دست فراموشى سپرده نشود، امامان علیه‌السلام با گریه بر شهیدان نینوا و زنده نگه داشتن یاد و خاطره جانبازى‏هاى آنان اهداف شهیدان كربلا را دنبال مى‏كردند. عظمت حادثه كربلا به قدرى دلخراش بود كه شاهدان آن مصیبت تا زنده بودند آن را فراموش نكردند.

امام سجّاد علیه السلام در مناسبت‏هاى گوناگون بر عزیزانش گریه مى‏كرد. اشك‏هاى آن حضرت عواطف را بر مى‏انگیخت و در اذهان مخاطبان مظلومیّت شهداى كربلا را ترسیم مى‏نمود. وی بنیانگذار فرهنگ گریه در میان مؤمنان بود و طى 35 سال امامتش به این روش ادامه داد(6) تا جایى كه یكى از «بكّائین پنج گانه تاریخ»(7) نامیده شد. وقتى راز آن همه گریه را از آن حضرت مى‏پرسیدند، حضرت مصایب جانگداز كربلا را بازگو مى‏كرد و مى‏فرمود: مرا ملامت نكنید. یعقوب علیه السلام پس از آن كه یك فرزند خود را از دست داد، آن قدر گریست تا از غصّه چشم‏هایش سفید شد. در حالى كه یقین به مرگ فرزندش نداشت. ولى من به چشم خود در نصف روز دیدم كه چهارده نفر از اهل‌بیت مرا سر بریدند.(8)

او نه تنها خود در سوگ شهداى كربلا مى‏گریست، بلكه شیعیان و مؤمنان را نیز ترغیب به گریستن بر آن شهدا مى‏كرد و مى‏فرمود: «هر مؤمنى كه بر شهادت حسین علیه السلام بگرید به طورى كه اشك بر گونه‏هایش جارى شود، خداوند براى او غرفه‌هایى در بهشت آماده مى‏سازد كه تا ابد در آن اقامت خواهد گزید.»(9)

امام صادق علیه السلام فرمودند: «على بن الحسین علیهماالسلام به یاد عاشورا بیست سال گریست و هرگز طعامى نمى‏خورد مگر این كه گریه مى‏كرد.»(10)

همچنین امام رضا علیه السلام فرمودند: «فعلى مثل الحسین فلْیَبك الباكون فانّ البكاء علیه یحطّ الذّنوب العظام(11)؛ گریه كنندگان باید بر كسى همچون حسین علیه السلام گریه كنند، زیرا گریستن بر او گناهان بزرگ را فرو مى‏ریزد.»

باز امام صادق علیه السلام فرمودند: «كلّ الجزع و البكاء مكروهٌ سوى الجزع و البكاء على الحسین(12)؛ هر ناله و گریه‏اى مكروه است، مگر ناله و گریه بر حسین علیه السلام.»

امام صادق علیه السلام در روایتى به صحابى بزرگوارش زراره فرمودند: «اى زراره! آسمان چهل روز بر حسین علیه السلام گریست و زمین چهل روز با سیاهى و خورشید چهل روز با سرخى و كسوف و كوه‏ها از هم پاشیدند و دریاها متلاطم شدند و ملائكه چهل روز بر حسین علیه السلام گریستند.»

این اشك‏ها و گریه‏ها در عزاى مظلوم كربلا، فریاد مداوم علیه ستمگران و ابلاغ پیام خون مطهر شهدا بود. اگر گریه‏هاى ائمه علیهم السلام نبود، حادثه عاشورا از خاطره‏ها محو مى‏شد و شعاع این مشعل فروزان فروكش مى‏كرد.

2- بیان گریه نظام هستى در شهادت آن حضرت

مسأله گریه نظام هستى به ویژه گریه آسمان بر شهادت حضرت اباعبدالله علیه السلام در روایات منقول از ائمه هدى علیهم السلام منعكس شده است. راز این گریه اظهار عظمت مصیبت است به نحوى كه در جزء جزء عالم هستى داراى تأثیر بوده است.

پس از بازگشت اهل‌بیت عصمت و طهارت از كربلا و ورود به مدینه امام سجاد علیه السلام ضمن خطبه‏اى چنین فرمودند: «اى مردم! پس از این مصیبت عظمى كدام یك از مردانتان تواند شاد بود یا كدامین چشم مى‏تواند اشكش را حبس كند؟ همانا آسمان‏هاى هفتگانه بر قتل او گریستند و دریاها با امواجشان و آسمان‏ها با اركانشان و زمین با پهنه وسیعش و درختان با شاخه‏هایشان و ماهیان اعماق دریا و ملائكه و اهل آسمان بر شهادت او گریستند.»(13)

امام صادق علیه السلام در روایتى به صحابى بزرگوارش زراره فرمودند: «اى زراره! آسمان چهل روز بر حسین علیه السلام گریست و زمین چهل روز با سیاهى و خورشید چهل روز با سرخى و كسوف و كوه‏ها از هم پاشیدند و دریاها متلاطم شدند و ملائكه چهل روز بر حسین علیه السلام گریستند.»(14)

هم چنین امام رضا علیه السلام در روایتى به گریه آسمان‏هاى هفتگانه و زمین اشاره نموده‏اند.(15)

از روایاتى كه گذشت مى‏توان چنین استنباط كرد كه اصل مسأله گریه هستى بر شهادت امام حسین علیه‌السلام امرى است قطعى كه خود سند متقنى است براى زنده نگه‌داشتن این قیام.

3- ترغیب شاعران به سرودن شعر و مرثیه‏ در عزای آن حضرت

برپایى مجالس نوحه خوانى و خواندن شعر و مرثیه از عباداتى است كه داراى ثواب و پاداش فراوانى در نزد پروردگار است.

امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: «الحمدلله الّذى جعل فى النّاس من یفد الینا و یمدحنا و یرثى لنا(16)؛ حمد و ستایش خداوندى را كه در میان مردم كسانى را قرار داد كه به سوى ما مى‏آیند و ما را مدح مى‏كنند و براى ما مرثیه مى‏خوانند.».

این نشان دهنده جایگاه «مرثیه» و «مدح» در فرهنگ شیعه و در راستاى احیاى فرهنگ اهل بیت علیهم‌السلام است.

بیان مصایب و مراثى سرور شهیدان امام حسین علیهم السلام به اندازه‏اى مهم و ضرورى است كه پیشوایان معصوم علیهم‌السلام همواره بدان سفارش كرده و خواستار زنده نگه داشتن نام و یاد آن امام علیهم السلام به این شیوه شده‏اند. آنان خود نیز بدین امر پایبند بوده و در بزرگداشت این واقعه جانسوز قلبى سوزان و زبانى نوحه‏گر داشته‏اند.

استاد شهید آیت‌ الله مرتضى مطهرى(ره) در این زمینه مى‏نویسد: «ائمه دین خواستند قیام امام حسین علیه السلام به صورت یك مكتب و به صورت یك مشعل فروزان همیشه باقى بماند. این یك چراغى است از حق، از حقیقت دوستى و از حقیقت خواهى. این یك ندایى است از حق‏طلبى، از حرّیت و آزادى، این مكتب آزادى و این مكتب مبارزه با ظلم را خواستند براى همیشه باقى بماند. در زمان خود ائمه اطهار علیهم‌السلام كه این دستور صادر شد، سبب شد كه جریان زنده و فعّال و انقلابى به وجود آید. نام امام حسین علیه السلام شعار انقلاب علیه ظلم گشت، یك عدّه شاعر انقلابى به وجود آمدند مانند: كمیت اسدى، دعبل خزایى، سیّد حمیرى و ...؛ كمیت اسدى مى‏دانید كیست؟ همان كسى كه با اشعارش از یك سپاه بیشتر براى بنى امیّه ضرر داشت.»(17)

مشهور است كه چون اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام از شام به مدینه بازگشتند، در حوالى مدینه براى مدتى كوتاه اقامت نمودند. اهالى مدینه با شور و شوق خاصى به استقبال آنان رفتند. در میان استقبال كنندگان فردى بود به نام «بشیر بن جذلم» كه چون امام سجاد علیه السلام او را دید، فرمود: اى بشیر! پدرت شاعر بود. آیا تو هم از شاعرى بهره‏ دارى؟ وى جواب داد: آرى! خود نیز شاعر هستم. حضرت فرمودند: ابیاتى بسراى و خبر ورود اهل‌بیت علیهم‌السلام و مصیبت جانگداز كربلا را اعلام كن. بشیر مى‏گوید بر مركب خود سوار و با عجله وارد مدینه شدم و صدا به گریه بلند كردم و این اشعار را خواندم:

یا اهل یثرب لامقام لكم بها قتل الحسین و ادمعى مدرار

الجسم منه بكربلا مضرّج و الرأس منه على القناة یدار

یعنى: اى اهل یثرب (مدینه) دیگر در شهر نمانید چون حسین علیه السلام كشته شد. پس اشك فراوان از گونه‏ها جارى كنید. بدنش در كربلا آغشته به خون شده و سر مطهرش را بر سر نیزه كردند.

بعد از این مرثیه، شهر مدینه شكل ماتم به خود گرفت. همه اهل شهر از منازل بیرون آمدند و به گریه و زارى پرداختند و این ماتم‏سرایى تا چندین روز ادامه داشت.

در عصر امامت ائمه علیهم السلام شعرایى چون كمیت اسدى، سیّد حمیرى، دعبل خزایى و ... به سفارش آن بزرگواران براى فداكاران كربلا به مرثیه‌گویى پرداختند. اشعار حماسى و عمیق این یاران اهل‌بیت علیهم السلام بنى امیّه و بنى عباس را در هراس افكنده بود.(18)

شاعر و مدّاح اهل‌بیت علیهم السلام «دعبل خزایى» این گونه نقل كرده است: ایام محرم بود كه به زیارت امام هشتم على بن موسى الرضا علیه السلام رفتم. دیدم آن حضرت با حالت حزن و اندوه نشسته و اصحاب هم دور او جمع شده‏اند. چون مرا دید، فرمود: اى دعبل! دوست دارم شعرى بخوانى، زیرا این روزها غم و اندوهى است كه بر خاندان ما رفته است و كسى كه بر مصیبت جدّم امام حسین علیه السلام بگرید، خداوند گناهان او را مى‏آمرزد. سپس آن حضرت از جاى خویش برخاست و پرده‏اى را نصب كرد و اهل خانه را در پشت آن پرده قرار داد تا در مصایب جدّشان عزادارى كنند. در این حال رو به سوى من كرد و فرمود: براى جدّم حسین علیه السلام مرثیه‏اى بخوان. دعبل مى‏گوید: اشعارى خواندم به طورى كه صداى گریه امام رضا علیه السلام و اهل‌بیت او بلند شد.(19)

زید شجام مى‏گوید: «با جمعى از كوفیان نزد امام جعفر صادق علیه السلام بودیم كه جعفر بن عفان وارد شد. امام صادق علیه السلام او را نزدیك خود جاى داد. سپس فرمود: شنیده‏ام تو درباره عزادارى امام حسین علیه السلام خوب شعر مى‏گویى، گفت: بلى! فرمود: بگو! پس جعفر شعرى درباره امام حسین علیه السلام سرود به طورى كه امام صادق علیه السلام و تمام اطرافیان گریستند. سپس امام فرمود: اى جعفر! به خدا قسم دیدم ملائكه اشعار تو را درباره حسین علیه السلام مى‏شنوند و آن‏ها هم گریه مى‏كنند.

اى جعفر! خداوند همین الآن بهشت را بر تو واجب كرد و گناهانت را بخشید.»(20)

4- سفارش به زیارت سالار شهیدان‏

از شیوه‌هایى كه امامان علیهم السلام براى احیاى نهضت عاشورا به كار گرفتند، توجه فراوان به زیارت امام حسین علیه السلام بود. سفارش‏هاى فراوانى كه از خاندان عترت و طهارت در باب بزرگداشت مقام آن حضرت و زیارت آن امام مظلوم در اوقات مختلف به ما رسیده است، عمق و میزان مقام الهى سالار عشق را به وضوح بیان مى‏كند.

امام سجاد علیه السلام در سخنان گهربار خویش، سفارش زیادى به زیارت امام حسین علیه السلام داشت. ایشان بعد از بازگشت به مدینه در بیرون شهر خیمه‏اى برپا كرد و چندین سال در آن اقامت گزید تا ملاقاتى با دشمنان عترت نداشته باشد. حضرت پیوسته در طول این مدت به قصد زیارت پدر و جدّ خویش به عراق مى‏آمد، ولى كسى متوجّه نمى‏شد.(21)

امام صادق علیه السلام فرموده‏اند: «لو یعلم النّاس ما فى زیارة قبر الحسین علیه السلام من الفضل لماتوا شوقاً(22)؛ اگر مردم فضیلت زیارت قبر امام حسین علیه السلام را مى‏دانستند از شوق جان مى‏باختند.»

سدیر صیرفى مى‏گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: اى سدیر! آیا هر روز حسین علیه السلام را زیارت مى‏كنى، عرض كردم فدایت شوم نه، فرمود: چقدر جفاكار هستى! سپس فرمود: آیا هر جمعه او را زیارت مى‏كنى؟ عرض كردم نه، فرمود: آیا هر ماه او را زیارت مى‏كنى؟ عرض كردم نه. فرمود: آیا هر سال او را زیارت مى‏كنى؟ عرض كردم گاهى. حضرت فرمود: شما به حسین علیه السلام چقدر جفا مى‏كنید! آیا نمى‏دانى كه خداوند عزّ و جلّ دو میلیون فرشته دارد كه پریشان حال بر حسین گریه مى‏كنند و او را زیارت مى‏كنند و خسته نمى‏شوند؟

چه مانعى دارد كه قبر حسین علیه السلام را در هر جمعه پنج بار و یا در هر روز یك بار زیارت كرده باشى؟ عرض كردم: فدایت شوم. میان ما و قبر حسین علیه السلام بسیار فاصله است. حضرت فرمود: زیارت را از راه دور انجام بده و آن بدین گونه است: برو بالاى پشت بام و به راست و چپ توجه كن. آن وقت سر به طرف آسمان بلند كن سپس به طرف قبله توجه كن و بگو: «السلام علیك یا اباعبدالله الحسین. السلام علیك و رحمة اللّه و بركاته» اگر چنین كنى براى تو یك زیارت مى‏نویسند معادل یك حج و یك عمره.(23)

امام رضا علیه السلام فرمودند: «من زار قبر ابى عبدالله بشطّ الفرات كان كمن زار اللّه فوق عرشه(24)؛ هر كس قبر امام حسین علیه السلام را در كنار رود فرات زیارت كند، مانند كسى است كه خداوند را در بالاى عرش زیارت كرده است.»

آرى از سیاست‏هاى ثابت و تغییرناپذیر امامان معصوم علیهم السلام بعد از شهادت سالار شهیدان احیاء این نهضت بود. تأكید آنان بر عزادارى، گریه، فضایل، زیارت و ... از عاشورا مشعلى جاویدان ساخت و كربلا را به صورت بزرگ‏ترین دژ مقاومت امت اسلامى در برابر كفر و نفاق و بیداد در آورد. امروزه با استفاده از سیره ائمه هدى علیهم السلام عاشوراى حسینى سمبل ظلم ستیزى و عدالت خواهى و راه رهایى مظلومان جهان از سلطه مستكبران شناخته مى‏شود. اگرچه در طول تاریخ از سوى كوردلان تلاش‏هایى براى فراموش شدن نام حسین علیه السلام و خاموشى این مشعل هدایت صورت گرفته است، امّا همه این تلاش‏هاى مذبوحانه نشان وحشت آنان از جوشش خون پاك حسینى در رگ‏هاى نسل جوان است و على‏رغم همه این كوشش‏ها هر روز گرایش دل‏هاى صالحان و مؤمنان به سوى عاشورا و محرم افزون‏تر و گسترده‏تر مى‏گردد و محبت حسینى دل‏هاى مظلومان جهان را شیداى فرزند فاطمه علیهاالسلام مى‏كند.

پى ‏نوشت‏ها:

1. ماهنامه مبلّغان، شماره 39، ص 71.

2. اصول كافى، كلینى، ج 4، ص 147.

3. عیون اخبار الرّضا، شیخ صدوق، ج 1، ص 298.

4. همان، ص 225.

5. مجله پاسدار اسلام، شماره‏هاى 267 و 268(اسفند 82 و فروردین 83) ص 29 - 27، برگرفته از مقاله جارى با جرعه‏هاى عاشورا، غلامرضا گلى زواره.

6. امالى شیخ صدوق، ص 140.

7. حضرت آدم علیه السلام، حضرت نوح علیه السلام، حضرت یعقوب علیه السلام، حضرت فاطمه علیهاالسلام و امام سجاد علیه السلام.

8. امالى شیخ صدوق، ص 140.

9. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ص 83.

10. بحارالانوار، مجلسى، ج 46، ص 108.

11. همان، ج 44، ص 283.

12. همان، ج 45، ص 313.

13. عوالم العلوم و المعارف، عبدالله بحرانى، ج امام حسین علیه السلام، ص‏459.

14. بحارالانوار، ج 45، ص 207 - 206.

15. همان، ج 44، ص 286.

16. وسایل الشیعه، حرّ عاملى، ج 10، ص 469.

17. ده گفتار، شهید مطهرى، ص 252 - 251.

18. مجله پاسدار اسلام، شماره 163، تیر 1374، ص 32.

19. بحارالانوار، ج 45، ص 275.

20. وسایل الشیعه، ج 4، ص 594.

21. الامام زین العابدین، علّامه مقدم، ص 42.

22. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 319.

23. وسایل الشیعه، ج 10، ص 386.

24. مأخذ قبل، ص 183.

منبع: مجله پاسدار اسلام، شماره 278، اسماعیل نسّاجى زواره‏ .

پنج شنبه, 26 شهریور 1394 ساعت 00:00

حیدر حیدر ای شه ملک ولایت

حیدر حیدر ای شه ملک ولایت

حیدر حیدر هیکل زهد و دیانت

حیدر حیدر اختر برج امامت

حیدر حیدر نایب ختم رسالت

-------------

شب هشت محرم

کربلایی ولی پیری شاعر : کربلایی جابری

 

 

 
 
پنج شنبه, 26 شهریور 1394 ساعت 00:00

ای صود امریم لای لای

ای صود امریم لای لای

خونین جگریم لای لای

-------------------

حاج احد فلاحی

شب هشت محرم - کوی ولیعصر -

 
پنج شنبه, 26 شهریور 1394 ساعت 00:00

ای عمو قیل کرم

ای عمو قیل کرم / دیللری آلدی غم

خیمه لرده سو یوخ / یاندی اهل حرم

-------------

شب هشت محرم - کوی ولیعصر

کربلایی حسین صمدی

شاعر : کربلایی جابری

 
پنج شنبه, 05 شهریور 1394 ساعت 00:00

لبیک حسین لبیک

معنی قرآن حسیندی

پیکر ایمان حسیندی

زمزم و کوثر دییر

لبیک حسین لبیک

--------------------

کربلایی ولی پیری

شاعر : کربلایی حمید محرمی (نادم)

 
پنج شنبه, 05 شهریور 1394 ساعت 00:00

هانسی گروهون بئله مولاسی وار

هانسی گروهون بئله مولاسی وار

شیعه لرون حضرت عباسی وار

شمر ائلدی باغرمیزی قان حسین

جانمیز اولسون سنه قربان حسین

-----------------

شب هفتم محرم محله حاج آقابابا

پنج شنبه, 05 شهریور 1394 ساعت 00:00

شور پایانی شاخسی

شب هفتم محرم - محله حاج آقابابا

دوشنبه, 02 شهریور 1394 ساعت 00:00

شام غریبان امام صادق (ع)

گوندوز که خزان اولدی گلستانی حسینون

خار اولدی گئجه شام غریبانی حسینون

----------------

شاعر : مرحوم کهنمویی

مداح : حاج محمد علی مونسی

 

 
صفحه8 از59

درباره قاسمیه

هیئت زنجیرزنان و شاه حسین گویان محله شتربان در تاریخ 1346 به همت جوانان این محله تاسیس شده و تاکنون به فعالیت خود در زمینه های مذهبی ادامه می دهد

ادامه مطلب

اوقات شرعی