سلیمان پور

سلیمان پور

سه شنبه, 30 شهریور 1395 ساعت 00:00

مهر و کین

کلیپی جالب در مورد غدیر

 

بسم الله الرحمن الرحیم
جامعه نیز مانند انسان،دوران کودکی دارد،بلوغ دارد و....
زمانیکه بلوغ اجتماعی رخ دهد،خواسته ها،تمایلات و اقتضائات نیز متفاوت است با دوران طفولیت جامعه!
همانطور که یک کودک اگر با عروسکی بازی کند و سخن بگوید عیب نیست اما اگر شخص بالغی اینکار را کند یک نقص است
جامعه هم اگر در تمامی دوران ،تمایلات و نیازهایش همواره مانند قبل باشد و تغییری نکند یک نقص خواهد بود.
مثلا جامعه ای که هر سال برای شبهای قدر می آیند و قرآن به سر میگیرند و در خانه خدا به دعا مشغولند....
اگر خوب دقت کنیم،میبینیم که همواره تمایلات اجتماعی ما در این شبها حول مسائل مادی،چون ادای قرض،ازدواج،قبولی در امتحانات،خرید منزل و ماشین و...میگردد.

آری این نوع تمایلات و خواسته ها ایرادی ندارد اما انتظار میرود جامعه ای که سنی  از او میگذرد،خواسته های پخته تری داشته باشد.
جامعه باید امروز بلوغ خود را اثبات کند
همانطور که کودک نمیتواند نیازهای اساسیش را احساس کند و اگر بخواهد تقاضایی کند تقاضایش حول نیازهای کودکانه خود است،...
جامعه امروز چنین تصویری از خود نشان میدهد...
و اما بلوغ اجتماعی
همه اعضا و جوارح پیکر اجتماع رشد کرده، باید جامعه تمایلاتش نیز رشد کند.

بیاییم شبهای قدر خواسته هایمان را از این زاویه مطرح کنیم.
آری،حتی نمک غذایمان را هم از اهل بیت بخواهیم.ولی هنگامیکه قصد رفتن به مجلس دعا در این شبها داریم،باید دغدغه مان ،احساس نیازمان،اصلا هدف دعا کردنمان جامع تر و اساسی تر از سالهای قبل باشد.
باید آگاه شویم و بدانیم که بالاترین نیاز ما وجود نازنین امام عصر عج الله است که متاسفانه به این مصیبت غیبت ،سازگار شده ایم و بود و نبودش را احساس نمیکنیم....
بیاییم ای مردم ،بزرگترین نیاز خود را در خانه خدا مطرح کنیم.
اگر همگی این کار را کنیم یقین کنید اوضاع برمیگردد.
حتی اگر منجر به آمدن امام عصر عج الله نشود که میشود
این شکل دعا کردن،این سنخ و این جنس تقاضا کردن،برکاتی خواهد داشت که کمترین آن یک قدم جلوتر رفتن اجتماع است به آن مدینه فاضله...
همه را دعوت کنیم به این شکل دعا کردن در شبهای قدر:

ما میرویم در این جلسات دعا تا بالاترین و بزرگترین نیازمان را از خدا طلب کنیم و آن ، نیاز به ظهور وجود نازنین امام عصر عج الله است .
که فرمود:هرگاه بعد از اشک بر مصائب جدم حسین علیه السلام برای فرجم دعا کنید من نیز شما را دعا خواهم کرد.

اگر دنیا میخواهیم!
اگر عقبی میخواهیم!
چه دعایی مستجاب تر و مقبول تر از دعای امام زمان.
پس یادمان نرود....
وعده همه ما :
شبهای قدر، دعا برای فرج امام عصر

بک یا الله .....عجل لولیک الفرج
بمحمد.....عجل لولیک افلرج
بعلی ......عجل لولیک الفرج
بفاطمه....عجل لولیک الفرج
.
.
.
بالحجه .......عجل لولیک افرج

 

جمعه, 04 تیر 1395 ساعت 00:00

قدر شب های قدر را بدانیم


همه شب ها را قدر بدانيم و قدر شب هاي قدر را بیشتر بدانيم

   توضيح مهم درباره عنوان اين مطلب

البته اين اشتباه است كه مي گويند: "شب هاي قدر" چون در سال يك شب قدر بيشتر نداريم و منظور من از عنوان بالا جمع شب هاي قدر سال هاي مختلف بود ونيز منظورم از اين كه "همه شب ها را قدر بدانيم" اين نيست كه همه شب ها را شب قدر بدانيم بلكه قدر همه شب ها را بدانيم.

  امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند: از کتاب خدا استفاده می شود که عدد ماه های سال نزد خداوند دوازده ماه است و سرآمد ماه ها ماه رمضان می باشد و قلب ماه رمضان لیلة القدر است. (وسائل الشیعه/ج۷/ص۲۵۸)

 ذكر چهار نكته مهم درباره شب قدر:

 شب قدر يكي از شب‏هاي دهه آخر ماه رمضان است. طبق روايات ما، يكي از شب‏هاي نوزدهم يا بيست و يكم و به احتمال زياد بيست و سوم ماه مبارك رمضان، شب قدر است

.در اين شب كه شب نزول قرآن به شمار مي‏آيد، امور خير و شر مردم و ولادت و مرگ و روزي و حج و طاعت و گناه و خلاصه هر حادثه‏اي كه در طول سال واقع مي‏شود، تقدير مي‏گردد

.شب قدر هميشه و هر سال تكرار مي‏شود. عبادت در آن شب فضيلت فراوان دارد و در نيكويي سرنوشت يك ساله بسيار مؤثر است

.در اين شب تمام حوادث سال آينده به امام هر زمان ارائه مي‏شود و وي از سرنوشت خود و ديگران با خبر مي‏گردد. امام باقر (علیه السّلام) مي‏فرمايد: "انه ينزل في ليلة القدر الي ولي الامر تفسير الامور سنةً سنةً، يؤمر في امر نفسه بكذا و كذا و في امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به ولي امر(امام هر زمان) تفسير كارها و حوادث نازل مي‏شود و وي درباره خويش و ديگر مردمان مأمور به دستورهايي مي‏شود.

  شب قدر، يك فرصت است، فرصتي غير قابل جبران و بسيار گران بها، پس بنابراين نبايد آن را از دست بدهيم. در شب قدر مقدرات بندگان اعم از مرگ و زندگي و ولادت و زيارت و... تقدير مي‏شود، و اين ها همگي با حفظ علل و شرايط آن ها و عدم وجود موانع است و اختيار خود انسان يكي از علل و شرايط  به شمار مي‏آيد و به همين دليل است كه سفارش شده آن شب مخصوص را به شب زنده داري و عبادت و دعا سپري كنيد، تا اين عمل در آن شب خاص كه از هزار شب برتر است، شرايط نزول فيض الاهي را فراهم آورد. البته چنين نيست كه اگر كسي در طول سال كاري انجام داد، اين تقدير را تغيير ندهد؛ زيرا تقدير تغييرپذير است و با توجه به مقدمات آن تغيير مي‏كند.

 در اين لحظات سرشار از برکات و معنویات شب قدر، كه بسیار دوست داشتنی و هنگامه خلوت انسان با خود و خدايش است، ما را نيز از دعاي خيرتان بهره مند سازيد. التماس دعا.

پي نوشت ها:
1. اقبال الاعمال، سيد بن طاووس، تحقيق و تصحيح جواد قيومي اصفهاني، ج1، ص 312 و 313 و 374 و 375.
2. الكافي، كليني، ج4، ص 157.
3. المراقبات، ملكي تبريزي، ص، 237 ـ 252.
4. الكافي، ج1، ص 248.

دوشنبه, 31 خرداد 1395 ساعت 00:00

ولادت امام حسن (ع)

روز پانزدهم ماه مبارک رمضان سال سوم هجری، در خاندان نبوت، چهارمین نفر از پنج نفر آل عبا علیهم السلام به دنیا آمد، به قدری زیبا بود که خداوند، نام او را حسن (زیبا) نامید.
گذشته از بشارت های دریافت شده توسط پیامبر صلی الله علیه و آله، امام حسن (ع) اولین نوه پسری آن حضرت بود، بنابراین شادمانی در خانه پیامبر صلی الله علیه و اله و علی و فاطمه علیهماالسلام توصیف شدنی نیست.

اما دیری نپایید که غم های عالم، دل رسول خدا صلی الله علیه و اله را فرا گرفت، زیرا جبراییل علیه السلام چگونگی شهادت امام حسن (ع) را با سَمّ، برای پیامبر صلی الله علیه و اله گفت و پیامبر صلی الله علیه و اله آهسته و بی صدا دور از چشمان فاطمه علیها السلام گریست.

روز پانزدهم رمضان روز شادی دل امیرالمومنین و حضرت فاطمه سلام الله علیهما است. روزی که می شود به اهل بیت علیهم السلام متوسل شد، تا ان شاء الله واسطه خیر در این ماه پر برکت بشوند. ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام ضمن شادی دل مۆمنین، امید حاجتمندان را نیز به دنبال دارد، به دلیل اینکه این روز، روز ولادت کریم اهل بیت علیهم السلام است، کریمی که هیچ سائل و درخواست کننده ای را از در خانه خود، دست خالی رد نکرده است.
در این ماه، برای تسریع در برآورده شدن حاجات و رفع گرفتاریها و همچنین آمرزش گناهان، بهترین و محبوبترین بندگان خدا را، واسطه قرار دهیم، تا به برکت وجود مقدس این بزرگواران، همه این موارد، به بهترین شکل صورت پذیرد. ان شاء الله.

درسی از مظهر کرامت
در وصف کرامت، امام حسن مجتبی علیه السلام، همین بس که، روزی دخترک کنیزی، شاخه گلی، به امام حسن علیه السلام هدیه داد، امام شاخه گل را گرفته و نام و نشان او را سوال کردند، وقتی متوجه شدند که آن دختر کنیز است، به درب خانه صاحب آن کنیز رفته او را خریده و آزاد نمودند، افرادی که شاهد ماجرا بودند، سوال کردند که آن دختر فقط شاخه گلی به شما هدیه داد و شما او را آزاد نمودید؟
امام علیه السلام فرمودند: که باید پاسخ نیکی را به بیشتر از آن داد، و این رسم ما اهل بیت است، که به بیش از آنچه به ما هدیه داده شده، احسان نماییم.

ما هم می توانیم با انجام سنن و آداب اهل بیت علیهم السلام در زندگی و تبعیت از سفارشات آن بزرگواران، به پیشگاه پر عظمت اهل بیت علیهم السلام شاخه گلی هدیه بفرستیم تا ان شاء الله با عنایت و دعای آنها، ما هم از قید و بند دنیا آزاد گشته، و دیگر عبد دنیا نباشیم.

امام حسن مجتبی(ع)،میلاد امام حسن (ع)،ولادت امام حسن(ع)

سبط، سید، زكى، مجتبى از القاب امام حسن (ع) هستند

در این ماه تمام زمینه ها، برای فرستادن هدیه و انجام احسان نسبت به اهل بیت علیهم السلام، فراهم است. از خواندن قرآن و دعا تا صدقه دادن، تا انجام تغییرات شخصی در رفتار، مثل: زیاد شدن احترام ما به پدر و مادر، کنار گذاشتن تنبلی و کسالت، داشتن پوشش مناسب، کمک به دیگران و ... جلب رضایت خدا و عمل به وظیفه، نه توجه به نتیجه، مهم ‌ترین درس از زندگی حضرت امام حسن علیه السلام است.

ضمن اینکه از دیگر نکات بارز شخصیت ایشان صبر و حلم امام حسن علیه السلام در برابر سختی و مشکلات است. در تاریخ نقل است که مروان ‌بن حکم، که از دشمنان تراز اول اهل بیت علیهم السلام است، می‌گوید: من در شگفتم از حلم و صبر حسن. سپس ضمن اشاره به کوهی ادامه می‌دهد: اگر مصیبت ‌هایی که حسن دید، به این کوه وارد می‌شد، فرو می ‌ریخت.

مظلومیتی بزرگتر از عاشورا
تمام اهل بیت علیهم السلام مظلوم بودند و در این میان امام حسن علیه السلام فوق‌العاده مظلوم است، چنانچه شیخ راضی آل یاسین، از علمای بزرگ شیعه، که کتابی به نام صلح امام حسن علیه السلام نوشته، درمقدمه کتابش می‌نویسد: «مظلومیت روز ساباط امام حسن علیه السلام از روز عاشورای امام حسین علیه السلام بیشتر است».

امام حسن علیه السلام همانند پدرش، به مدت 10 سال، خار در چشم و استخوان در گلو، وضعیت را می ‌دید و تحمل می‌کرد.
در ماجرای ساباط امام حسن مجتبى علیه السلام، در حال حرکت از تاریکى هاى ساباط مدائن بود، که ملعونى از قبیله بنى اَسد، بنام جرّاح بن سِنان رسید و به حضرت گفت: اى حسن آیا کافر شدى؟ سپس، خنجرى مسموم، به ران حضرت زد. حضرت از شدت درد دست بر گردن او انداخت و هر دو به زمین افتادند. همراهان حضرت، آن ملعون را به هلاکت رسانده و امام حسن علیه السلام را به مدائن، خانه والى مدائن، به نام سعد بن مسعود (عموى مختار) بردند. سعد جرّاحى آورد و جراحت آن حضرت را مداوا نمود. (وقایع الایام، صفحه 317)

از دیگر مصیبت‌های امام حسن علیه السلام این است که وقتی ایشان صلح را می‌پذیرد، از طرف نزدیک‌ترین افرادش، مورد توهین قرار می‌گیرد. چنانکه خطاب به حضرتش می‌گویند: «السلام علیک یا مذلّل المۆمنین» سلام ای خوار کننده مۆمنین!
امام مجتبی علیه السلام مجبور است این کنایه‌ها را تحمل کند و از طرفی هم برای تفهیم این افراد، می ‌گوید: مَثل من بر شما، مَثل خضر و موسی است. پذیرش صلح من حکمت دارد، که شما نمی ‌دانید. اگر من این صلح را نمی ‌پذیرفتم، شما و معدود شیعیان ما، از بین می‌رفتید و حکومت ظلم نیز همچنان پا بر جا می‌ماند.

دوشنبه, 17 خرداد 1395 ساعت 00:00

ماه مبارک رمضان و اهمیت آن


رمضان در مکتب پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم ماه ضیافت خداست، در این مهمانی بزرگ الهی میزبان خداوند است و بندگان مومن او مهمان این دعوت الهی و ریاضت و زهد و مجاهده نفسانی و تقوا، وسائل پذیرایی آن.
و این سخن از پیام آور مکتب الهی است: «دعیتم الی ضیافة الله» رمضان ماهی است که شما را در آن به سوی ضیافت خدا خوانده اند.
یکی از تفاوتهای عمده ضیافت الهی با ضیافت مردمی در این است که در ضیافتی که از جانب مردم صورت می گیرد محور؛ دعوت بسوی طعام است و بهره بردن از آنچه هست. اما در ضیافت الهی محور، تقوی و ریاضت و مبارزه نفسانی با شهوات و امیال شیطانی است که از جمله ویژگیهای ان، بودن و نخوردن و قدرت داشتن و گناه نکردن و بر خواهشای دل «نه» گفتن است که تسلط بر نفس را تقویت می کند و بدون این هم نمی توان به وارستگی از خود و رسیدن به قرب الی الله رسید.
آری رمضان، ماه قرب است ماه گریز از خویشتن خویش و التجاء به پروردگار.
این مقام قرب حق تعالی است که تمامی انبیاء الهی و هم بندگان مخلص خداوند آرزوی رسیدن به آن را داشتند:
«وَ اَنِر اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضیاء نَظَرِها اِلیکَ حتی تَخْرَقَ اَبْصارُ القلوب حُجُبَ النّورِ فَتَصِلَ الی مَعْدِنِ الَظَمَة...»
«و چشمان دلمان را جلوه ای از عنایت خود روشن فرمای تا پرده های نور را بدرد و به سرچشمه عظمت برسد»
این فرازی از مناجات تمامی ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین است که با آن پروردگار خود را می خواندند و در مقام معرفة الله فانی می گشتند لذا وارد شدن در وادی فیض الهی لیاقت و شایستگی می خواهد.
رمضان، هجرت درونی است برای سیر در دنیای باطن. برای مرور نفسانیات و اخلاقیات.
اگر دل را در اختیار صالحات گذاشتی اگر مشوق به خیر و تقوا و عشق به الله را، در دل مشعل ساختی، دیگر حسنات و صالحات جریان زلالی می شود که خود به خود از ان چشمه می جوشد و از درون به بیرون سرایت می کند و از قلب به اندام می رسد و از دل بر دیده تاثیر می گذارد اگر به دیدار رمضان می روی که لقاء خداوند نیز می باشد باید چهره جان را هم بیارایی و جمال باطن را هم داشته باشی.
رمضان، دوره تزکیه و تهذیب و تربیت و ساختن و مقاومت کردن و تحمل نمودن و چشیدن است ایام عفاف و کنترل و امساک و توجه به خدا و تقرب به پروردگار است.
دریغ... که این فرصت بگذرد و کاری نکنی که خدا را از خویش راضی کنی.
بنابراین محور ضیافت خدای تبارک و تعالی دعوت و لذات معنوی و روحانی و وارستگی کامل از بتهای درونی می باشد که رسیدن به این مقامات عالیه مقدمه ورود به معدن عظمت الهی است.
لذا باید تمامی حجابهای ظلمانی به حجابهای نورانی تبدیل گردد تا لیاقت ورود به بهشت الهی نصیب سالک الی الله شود اما کسی که هنوز نتوانسته است زنجیرهای وابستگی درونی و این حجابهای تاریک نفسانی را کنار بزند و توجهش را از عالم طبیعت به عالم روحانیت منعطف گرداند و حتی هیچ گاه توان خود را در جهت تهذیب نس بکار نینداخته است در اسفل السافلین که اخرین درجه حجب ظلمانیست قرار می گیرد؛ در حال که خداوند انسان را در عالیترین مقام آفریده است.«لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم»
رمضان دعوتی است معنوی و تو مهمان عرش خدایی. مگر نه اینکه مهمان باید به دلخواه صاحبخانه رفتار کند؟
مگر نه اینکه هر چه میزبان آورد باید تناول کرد و هر جا که او گفت آرمید؟

آثار و برکات روزه داری در دنیا، قبرو قیامت

برای رسیدن به مقام قرب الهی، توجه به این نکته ضروری است که تنها اجتناب از مبطلات فقهی کافی نیست انچه در رساله های عملیه مراجع معظم تقلید آمده، شرایط صحت روزه است و روزه صحیح با روزه مقبول فاصله زیادی دارد . روزه صحیح ان است که قضا و کفاره را ساقط می کند اما روزه مقبول علاوه بر شرایط صحت روزه، به امور دیگری نیز نیازمند است. از جمله اینکه تمامی اعضا و جوارح انسان باید روزه باشند چشم او به نامحرم نگاه نکند. گوش او شنونده غنا و غیبت نباشند. زبان او گوینده غیبت و تهمت نباشد. روزه داری که با این امور همراه است اگر چه قضا و کفاره ندارد اما روزه ای نیست که پروردگار عالم آن را بپذیرد روزه نیست که که وقتی روزه دار هنگام افطار می گوید: اللهم لک صمت. ملائکه گفته او را تصدیق کنند.
علاوه برا ین انسان باید به جایی برسد که دل او نیز روزه باشد؛ یعنی غیر خدا را وارد آن نکند و تمام توجه انسان به ذات باری تعالی باشد.
بهشت برای چنین روزه ای کم است؛ پاداش این روزه ذات خداوند متعال است و چه سعادتی بالاتر از این که چنین پاداشی نتیجه عمل انسان باشد و در تمام عالم وجود، تنها قلب انسان مومن است که ظرفیت چنین پاداشی را دارد.
در حدیث قدسی چنین آمده: «زمین و آسمان وسعت مرا ندارند تنها قلب بنده مومنم است که می تواند مرا در خود جای دهد.»
و معنای میهمانی خداوند تبارک و تعالی همین است انسان نباید در این میهمانی به  کمتر از این راضی شود وگرنه باخته است.

دوشنبه, 17 خرداد 1395 ساعت 00:00

بیانات آیت الله سیستانی درباره جوانان

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و درود به مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید علی حسینی سیستانی (دام ظله)

ما گروهی از دانشجویان و فعالان اجتماعی، از حضرت عالی استدعا داریم توصیه‌ها و نصایحی را که در این روزها به کار ما می آید و بیانگر نقش جوانان و وظیفه آن‌ها برای نقش آفرینی در جامعه است و هر نصیحت دیگری را که به نظر حضرت‌عالی برای ما فایده دارد، بیان فرمایید.

گروهی از دانشجویان و فعالان اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی محمد و آله الطاهرین

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
شما جوانان عزیز را ـ که مسائلتان همچون مسائل شخص من و خانواده‌ام برایم اهمیت دارد ـ به هشت نصیحت سفارش می‌کنم؛ اندرزهایی که سعادت کامل این زندگی و حیات واپسین آدمی در آن نهفته، و فشرده پیام‌های خداوند سبحان به بندگان و پندهای حکیمان و بندگان صالح خدا و رهاورد تجربیات و دانش این جانب است:

۱) لزوم اعتقاد راستین به خداوند سبحان و جهان آخرت :
با دلایل روشنی که برای این امر اقامه شده است و قضاوت‌هایی که آیین استوار در این باره نموده، مبادا کسی از شما در این باور کوتاهی کند. انسان با درنگ اندیشمندانه، درمی‌یابد که هر موجودی در این جهان، آفریده‌ای بدیع و تازه است و نشان از صانعی توانا و خالقی بزرگ دارد. خداوند متعال برای یادآوری این نکته، از طریق انبیای خود، همواره پیام‌هایی را ابلاغ کرده و در آن‌ها روشن و مشخص نموده است که زندگی، در حقیقت عرصه‌ای است برای آزمون بندگان خویش، تا نشان دهد که کدام‌یک نیکوکارتر هستند؛ بنابراین، هر که وجود خداوند متعال و روز آخرت را نادیده بگیرد و به آن‌ها ایمان نیاورد، از معنا و افق و فرجام زندگی غافل مانده و رمز و راز تکاپوی در آن را درنیافته است؛ ازاین‌رو، یکایک شما وظیفه دارید از این باور خود پاسداری کنید و آن را که به‌راستی هم پراهمیت‌ترین واقعیت است، گرامی‌ترین امور خویش برشمارید، بلکه باید بکوشید تا یقین و ارزش این باور در شما چندان فزونی یابد که گویا همیشه پیش روی او ایستاده‌اید و او با نگاه نافذ و تیزبین خود شما را نظاره می‌کند؛ که گفته‌اند: «چون صبح شود، شبروان را بستایند».
چنانچه آدمی در دوره‌ای از سال‌های جوانی، ضعفی در دین خود احساس کند؛ و به عنوان مثال، انجام واجبات را دشوار بشمارد یا به لذت‌های دنیوی گرایش داشته باشد، اما هرگز نباید ارتباط خود با خداوند متعال را کاملاً قطع کند و بدین ترتیب راه بازگشت را برای خود ناهموار سازد. انسان باید این نکته را بداند که اگر در هنگام احساس توانایی و عافیت، به قدرت و سلامت خود مغرور شود و فرمان خداوند سبحان را ناچیز شمارد، سرانجام، در هنگام ناتوانی و ضعف، چاره‌ای جز بازگشت به سوی پروردگار ندارد؛ بنابراین، از همان عنفوان جوانی که مدت زمان محدودی بیش نیست، باید در فکر دوره ضعف و سستی و بیماری و سالمندی خود در آینده زندگی‌اش باشد.
مبادا انسان در نتیجه پیروی از شبهاتی که برای یافتن راه‌حلی برای آنها صبر پیشه نکرده، یا با تکیه بر افکار ناپخته، یا تحت تأثیر لذت‌ها و پیرایه‌های زندگانی، یا رنجیده‌خاطر از سوءاستفاده‌های شخصیِ بعضی افراد از نام دین، رفتار و کردار نادرست خود را مشروع جلوه دهد، و از این رهگذر، در اصول ثابت دین به تردید بیفتد؛ زیرا حقیقت چیزی نیست که با رفتار مردم سنجیده می‌شود، بلکه شخصیت‌ها را باید با حقیقت به آزمون کشید. 

۲) آراستگی به اخلاق نیک:
خوش‌خویی دربرگیرنده فضیلت‌های بسیاری مانند حکمت، تفکر، مدارا، فروتنی، دوراندیشی، بردباری، شکیبایی و جز اینها است؛ و به همین دلیل، از مهم‌ترین عوامل سعادت در دنیا و آخرت به شمار می‌رود، و روزی که ترازوی اعمال آدمیان برپا شود، نزدیک‌ترین مردم به خداوند و دارنده سنگین‌ترین کفّه، کسی است که خوش‌اخلاق‌تر باشد؛ بنابراین، هر یک از شما باید اخلاق خود را در رفتار با والدین و خانواده و فرزندان و دوستان و عموم مردم سامان دهد، و چنانچه در خود قصوری مشاهده کرد، نفس خویش را رها نکند، بلکه آن را به محاسبه کشد و حکیمانه به هدفش سوق دهد و اگر نفس سر باز زد، ناامید نشود، بلکه حتی با دشواری، خود را به خوش‌خلقی بیاراید، زیرا «هر که سرشت ملّتی را به خود تحمیل کند، سرانجام یکی از آن‌ها خواهد شد»، و نزد خداوند سبحان، تلاش چنین فردی، نسبت به کسی که این صفت در نهاد او باشد، پاداش بیشتری دارد.

۳) تلاش برای فراگیری درست یک حرفه، به دست آوردن تخصص،به تکاپو انداختن نفس، و تحمل رنج و سختی برای رسیدن به آن:
این امر برکات فراوانی دارد: بخشی از وقت انسان را پر می‌کند، از این رهگذر می‌تواند هزینه خود و خانواده‌اش را تأمین نماید، به جامعه خود سود برساند، برای کارهای خیر کمک بگیرد، تجربه‌هایی اندیشه‌پرور و مهارت‌افزا به دست آورد، و سرمایه‌اش پاک شود؛ زیرا به دست آوردن سرمایه هر چه با خستگی بیشتری باشد پاکی و برکت آن افزون‌تر است. وانگهی، خداوند متعال انسان زحمتکشی را که با کسب و کار، خود را به تکاپو می‌اندازد دوست می‌دارد و از انسان بیکار و بی‌بهره‌ای که بار دوش دیگران باشد یا وقت خود را در لهو و لعب بگذراند، بیزار است. پس مراقب باشید که دوران جوانی‌تان بدون فراگیری حرفه یا تخصصی سپری نشود؛ زیرا خداوند سبحان در جوانان نیروهایی درونی و بدنی قرار داده است تا انسان با بهره‌گیری از آن بتواند سرمایه زندگی خود را فراهم کند؛ پس زنهار که با وقت‌گذرانی و بی‌اعتنایی آن را هدر ندهید.
هر یک از شما باید چندان به حرفه و تخصص خود اهتمام ورزد که در آن به مهارت برسد، و در نتیجه، سخنی را نا آگاهانه بر زبان نیاورد و کاری را ناشیانه انجام ندهد، بلکه از پرداختن به مواردی که توانایی یا دانش آن را ندارد عذر بخواهد، یا به شخصی که مهارت بیشتری دارد مراجعه کند، که این کار برای او شایسته‌تر و برای جلب اعتماد دیگران بهتر است. آدمی باید کار و وظیفه خود را با علاقه و همت و خلاقیت و رغبت انجام دهد، و نباید تمام اهتمام او کسب مال حتی از راه نامشروع باشد؛ زیرا مال حرام برکت ندارد و هر که سرمایه‌ای را از راه نامشروع جمع‌آوری کند، از این مطلب ایمن نباشد که چه بسا خداوند او را به بلایی گرفتار سازد که ناچار شود پول خود را با رنج و زحمت بیشتری در راه آن هزینه کند؛ چنین مالی در این دنیا مایه بی‌نیازی نیست و در آخرت هم وبال او خواهد شد.
هر یک از شما وجدانش را میان خود و دیگران میزان قرار دهد؛ بنابراین وقتی به کاری برای دیگران می‌پردازد، همان‌گونه باشد که برای خود کار می‌کند و دوست دارد دیگران برایش کار کنند؛ و دیگران را به گونه‌ای مورد احسان خویش قرار دهد که دوست دارد خداوند سبحان در حق او نیکی کند، و همواره اخلاق کار و شایستگی‌های این حوزه را در نظر داشته باشد و به روش‌های زشتی که از آشکار شدن آن‌ها شرم دارد نپردازد، و بداند که هر کارگر، خواه عادی یا متخصص، امانتدار کارفرما و مراجعه‌کننده است، پس باید خیرخواه او باشد و ناآگاهانه مرتکب خیانت به او نشود؛ زیرا خداوند متعال مراقب او است و بر کارهایش نظارت دارد و دیر یا زود حق دیگران را از او می‌ستاند؛ به‌درستی که خیانت و پیمان‌شکنی زشت‌ترین کارها نزد خداوند سبحان است و فرجام و نتیجه خطرناک‌تری دارد.
در میان همه صاحبان مشاغل، پزشکان که با جان و بدن مردم سر و کار دارند، باید توجه بیشتری به این نصایح داشته باشند؛ بنابراین، باید به‌شدت از سرپیچی از موارد یادشده که به سوءعاقبت می‌انجامد، پرهیز کنند، و «فردا برای کسی که آن را ببیند نزدیک است».
خداوند سبحان می‌فرماید:
﴿وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ * الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُوا عَلَی النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ * وَ إِذَا کَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ * أَلایَظُنُّ أُولَئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ﴾؛ «وای بر کم‌فروشان * آنان که چون از مردم پیمانه می‌گیرند آن را پُر می‌کنند * و چون برای مردم پیمانه یا وزن می‌کنند از آن می‌کاهند * آیا آنها گمان نمی‌کنند که روزی برانگیخته می‌شوند؟»
از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) چنین روایت شده است: «إنَّ اللهَ تَعالی یُحِبُّ إذا عَمِلَ أحدُکُم عَمَلاً أن یُتقِنَه»؛ «خداوند متعال دوست دارد هر کس کاری را انجام می‌دهد، آن را به بهترین صورت انجام دهد».
لازم است دانشجویان و اساتید دانشگاه‌ها، در زمینه‌های تخصصی خود، به‌ویژه در حوزه پزشکی، از دستاوردهای دیگر مراکز علمی آگاهی داشته باشد، تا دانش و عملکرد آنان در زمینه‌های کاری‌شان با دانش روز برابری کند، بلکه وظیفه دارند با ارائه مقالات مفید علمی و پیشگامی در یافته‌های نو، موجبات تکامل علم را فراهم آورند و با امکانات موجود، به رقابت با دیگر مراکز علمی بپردازند و در فراگیری دانش، به شاگردی دیگران و مصرف ابزار و تجهیزات آنان بسنده نکنند، بلکه همانند نیاکان خویش که در گذشته‌های دور پیشگامان و پرچمداران این عرصه بودند، در پیدایش و تولید علم و بهره‌برداری از آن مشارکت فعال داشته باشند؛ که در این زمینه هیچ ملتی شایسته‌تر از دیگر ملت‌ها نیست.
بر شما لازم است تا از استعدادهای درخشان موجود در نوجوانان و جوانانی که در نبوغ سرآمد دیگرانند و هوش و برتری آشکاری دارند، حتی اگر از اقشار فرودست باشند، پشتیبانی کنید، و همان طور که به فرزندان خود یاری می‌دهید، دست ایشان را تا رسیدن به مراتب بالای علم و دانش سودمند بگیرید، تا همانند کار آنان، برای شما نیز پاداش نوشته شود و جامعه و آیندگان از علم آن‌ها بهره ببرند.

۴) پایبندی به رفتار و اخلاق پسندیده و پرهیز از ناپسندی‌ها :
هیچ خیر و سعادتی جز بر پایه فضیلت استوار نیست، و هیچ بدی و شقاوتی مگر از فرومایگی سرچشمه نمی‌گیرد ـ ‌جز در موارد خاصی که خداوند بندگان خود را با آن می‌آزماید. راست گفت خداوند سبحان که فرمود: ﴿وَ مَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ﴾؛ «و هر مصیبتی که به شما رسد به سبب دستاورد خود شما است و خدا از بسیاری می‌گذرد».
بعضی از صفات پسندیده عبارتند از: محاسبه نفس، پاکدامنی در ظاهر و نگاه و رفتار، راستگویی، صله رحم، امانت‌داری، وفاداری به پیمان‌ها و تعهدات، استواری بر حق، و پرهیز از رفتارهای پست و کردارهای ناروا.
و بعضی از صفات ناپسند عبارتند از: تعصب‌های ناپسند، واکنش‌های شتابان، سرگرمی‌های پست، خودنمایی در برابر مردم، اسراف به هنگام برخورداری، تعدی به هنگام فقر، نارضایتی در گرفتاری‌ها، بدرفتاری با دیگران به‌ویژه با ضعیفان، هدر دادن سرمایه، کفران نعمت، پافشاری بر گناه، کمک به ظلم و ستم، و تمایل به ستوده شدن بر کارهای نکرده.
دختران را به پاکدامنی و عفاف سفارش اکید می‌کنم؛ زیرا زن به خاطر ظرافتی که دارد، در برابر پیامدهای ناشی از بی‌توجهی به عفاف آسیب‌پذیرتر است، پس دختران باید مراقب باشند که فریب احساسات پوچ را نخورند و درگیر وابستگی‌های گذرایی نشوند که لذتشان فناپذیر، ولی پیامدهای ناگوارشان جاودان است، و دختران را نشاید که به چیزی جز زندگی پایدار که سعادت و خوشبختی آن‌ها را ضمانت می‌کند، بیندیشند؛ چه برازنده است زنی که با حفظ سنگینی و متانت ظاهر و رفتار خویش، به امر زندگی و کار و تحصیل خود می‌پردازد.

۵)اهمیت دادن به تشکیل خانواده، با ازدواج و تولید نسل، بدون تأخیر :
تشکیل خانواده مایه انس و لذت انسان، و موجب جدّیت در کار است و وقار و احساس مسئولیت را در پی دارد و سبب می‌شود تا انسان همه نیروی خود را برای روز نیازمندی به کار گیرد و او را از بسیاری از امور نامشروع و پست حفظ می‌کند، تا جایی که در روایت آمده است: «هر که ازدواج کند نیمی از دین خود را پاس داشته است» و مهم‌تر از همه این موارد، تشکیل خانواده، سنّتی ضروری است که بیش از دیگر سنت‌ها بر آن تأکید شده و فطرتی است که انسان با آن سرشته شده است و هر که از این سنت روگردان شود به دشواری می‌افتد و به تنبلی و کسالت مبتلا می‌شود. هیچ کس نباید برای ازدواج از فقر بترسد؛ زیرا خداوند سبحان بخشی از انگیزه‌های روزی را در ازدواج قرار داده که انسان در نگاه اول، آن را به حساب نمی‌آورد. هر یک از شما باید به اخلاق و دین و اصالت کسی که با او ازدواج می‌کند دقت داشته باشد و در توجه به زیبایی و ظاهر و شغل وی زیاده‌روی نکند؛ زیرا این موارد مایه فریفتگی است و هنگامی‌که زندگی چهره سختی و آزمایش خود را نشان می‌دهد، این پرده‌ها به‌سرعت کنار می‌رود. در حدیث، از ازدواج با زن فقط به خاطر زیبایی او پرهیز داده شده است. در کنار آن، باید دانست که هر کس به خاطر دین و اخلاق زنی، با وی ازدواج کند، در این وصلت برای او برکت قرار داده‌اند.
دختران و اولیای آن‌ها بر حذر باشند که اشتغال را بر تشکیل خانواده و اهتمام به آن ترجیح ندهند؛ زیرا ازدواج سنت مؤکد زندگی است، ولی اشتغال چیزی از قبیل مستحبات و مکمّل‌ها است که ترک آن سنت مؤکد برای این امور، از حکمت به دور است، و کسی که در آغاز جوانی از این نکته غفلت کند، به‌سرعت پشیمان می‌شود، و البته این پشیمانی برای او سودی نخواهد داشت. در تجربه‌های زندگی گواه این نکته فراوان است.
بر اولیای دختران جایز نیست که از ازدواج آن‌ها جلوگیری کنند، یا با پایبندی به آداب و رسومی، نظیر گذاشتن مهریه‌های سنگین یا دست نگه داشتن به امید ازدواج با یکی از پسرعموها یا سادات، که خداوند کسی را ملزم به این امور نکرده، مانع ازدواج آنان شوند؛ زیرا در این کار مفسده‌های بزرگی است که از آن ناآگاهند، و باید بدانند که خداوند سبحان پدران را بر دختران ولایت نداده، مگر برای مصلحت‌اندیشی و پافشاری در خوشبختی آن‌ها، و هر کس بدون رعایت مصلحت، از ازدواج زنی جلوگیری کند، مرتکب گناه شده است، و آثار آن تا وقتی که آن زن از پیامدهای کار او رنج می‌برد دامنگیرش خواهد بود و با این کار دری از درهای دوزخ را بر خود گشوده است.

۶)تلاش برای نیکوکاری و کمک‌رسانی به مردم  به‌ویژه به یتیمان و بیوه‌زنان و بینوایان و پرداختن به کارهای عام المنفعه
این کار موجب رشد ایمان و تهذیب نفس می‌شود و زکات نعمت‌ها و خیراتی است که به انسان داده شده است، و نهادینه کردن فضیلت و همیاری در کارهای نیک و پرهیزکاری، و انجام بی‌سروصدای امر به معروف و نهی از منکر و کمک‌رسانی به مسئولان برای حفظ نظام همگانی و رعایت منافع عمومی را در خود جای دارد و باعث بهبودی وضعیت جامعه می‌شود؛ بنابراین، برکت این دنیا و ذخیره آخرت خواهد بود.
خداوند سبحان جامعه متحد و هم‌پیمان را که افراد آن به مشکلات برادران و همنوعان خود اهمیت می‌دهند و خوبی‌هایی را که برای خود بخواهند برای دیگران نیز می‌خواهند، دوست دارد و فرموده است: ﴿وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ﴾؛ «و اگر مردم شهرها ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند، هر آینه برکاتی از آسمان و زمین بر آن‌ها می‌گشودیم»
و فرموده است: ﴿إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ﴾؛ «خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنان حال خود را تغییر دهند».
پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز فرمود: «لایُؤمِنُ أحَدُکُم حتّی یحِبَّ لأخِیهِ مَا یحِبُّ لِنَفسِه و یُکرهَ لأخِیهِ مَا یُکرِهُ لِنَفسه»؛ «هیچ یک از شما به کمال ایمان نمی‌رسد، مگر آنچه را که برای خود دوست دارد برای برادر خود نیز دوست داشته باشد و آنچه را که برای خودش نمی‌پسندد برای برادر خود نیز نپسندد».
همچنین فرمود: «مَن سَنَّ سُنةً حَسَنةً فَلَهُ أجرُهَا وَ أجرُ مَن عَمِلَ بها»، «هر که سنت نیکی را بنا نهاد، پاداش آن کار و پاداش کسانی که به آن سنت عمل می‌کنند برای او است».

۷) کسانی که کاری از امور دیگران را بر عهده دارند، مسئولیت خود را، چه در خانواده و چه در جامعه، به‌درستی انجام دهند؛ بنابراین، پدران سرپرستی فرزندان را و شوهران سرپرستی همسرانشان را به‌خوبی عهده‌دار شوند، و با رعایت حکمت و به منظور پاسداری از حریم خانواده و جامعه، از خشونت و سنگدلی، حتی در مواردی که قاطعیت لازم است، پرهیز کنند؛ زیرا روش‌های قاطعانه، منحصر به آزار بدنی و به کار بردن الفاظ رکیک نیست، بلکه ابزار و شیوه‌های تربیتی دیگری نیز وجود دارد که اگر کسی در پی آن باشد و با اهل خبره و حکمت مشورت کند، به آن‌ها دسترسی خواهد داشت. وانگهی، روش‌های خشونت‌آمیز در بسیاری از موارد نتیجه معکوس دارد و موجب ریشه‌دار شدن امری که نظر به بهبود آن است و سرافکندگی شخصیت کسی که قصد اصلاح وی در میان است، می‌گردد. قاطعیت چنانچه سبب ظلم شود و اصلاح خطا اگر خود موجب خطای دیگری باشد، هیچ خیری ندارد.
کسی هم که عهده‌دار یکی از مسئولیت‌های جامعه است، باید به کار خویش اهتمام ورزد و در آن خیرخواه مردم باشد و در انجام وظایفی که از دید آن‌ها پنهان است خیانت نکند، که خداوند متعال بر همه کارهای او و مردم ولایت دارد و در روز قیامت او را پیوسته بازخواست خواهد نمود؛ پس باید مراقب باشد که اموال مردم را به مصرف نامشروع نرساند و تصمیمی برخلاف خیر و مصلحت آنان نگیرد و با سوءاستفاده از موقعیت خود، گروه و حزبی تشکیل ندهد تا تخلفات یکدیگر را مخفی کنند، به تقسیم منافع نامشروع و اموال شبهه‌ناک میان یکدیگر بپردازند و دیگران را از مناصبی که شایستگی آن را دارند کنار بزنند یا از دریافت خدماتی که سزاوار آن هستند باز دارند؛ بلکه باید کارهایش برای همگان یکسان باشد و نباید مقام خویش را ابزاری برای ادای حقوقی مانند حق خویشاوندی یا جبران نیکی‌های دیگران و دیگر حقوقی که بر گردن شخص او است قرار دهد؛ زیرا ایفای این حقوق شخصی از رهگذر حقوق عمومی، ظلم و تباهی است؛ بنابراین، اگر برای شما شرایطی پیش آمد که کسی را انتخاب کنید، سراغ کسی بروید که از قدرت بی‌بهره است، مقامی پشت سر او نیست و جز خداوند سبحان هیچ یاوری برای گرفتن حق خویش ندارد.
احدی از شما دین یا مذهب را ابزاری برای توجیه کارهای خود قرار ندهد؛ زیرا دین و مذاهب حقه بر اصول راستینی همچون رعایت عدل و احسان و امانت‌داری و اموری از این قبیل بنیان نهاده شده است. خداوند سبحان می‌فرماید: ﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ﴾. «ما پیامبران خود را با دلایل آشکار فرستادیم و به همراه آن‌ها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم به عدالت رفتار کنند». امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «إنّی سَمِعت رسولَ الله (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) یَقولُ فی غَیر مَوطِن: لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لایُؤْخَذُ لِلضَّعِیفِ فِیهَا حَقَّهُ مِنَ الْقَوِیِّ غَیْرَمُتَعتِعٍ»؛ «من بارها از پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) شنیدم که می‌فرمود: ملتی که در آن حق ضعیف از قوی، بدون ترس و واهمه گرفته نشود، به تقدَس نخواهد رسید» و هر که مبنای خود را بر چیزی جز این قرار دهد، در حقیقت خویشتن را با آرزوهای پوچ و امیدهای دروغین فریب داده است. نزدیک‌ترین مردم به پیروی از پیشوایان عدالت مانند پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و امام علی (علیه‌السلام) و امام حسین شهید (علیه‌السلام) کسانی هستند که بیش از دیگران به سخنان آن‌ها عمل کرده و از سیره آن‌ها پیروی می‌کنند.
کسی که عهده‌دار امور مردم است باید به خواندن نامه امام علی (علیه‌السلام) به مالک اشتر هنگام اعزام او به مصر پایبند باشد؛ زیرا این نامه توصیفی فراگیر از اصول عدالت و امانت‌داری است و به تناسب وضعیت افراد، برای همگان، خواه مسئولان و خواه کسانی که رتبه پایین‌تری دارند، مفید است. هر چه مسئولیت کسی گسترده‌تر باشد توجه به دستورالعمل‌های این نامه برایش لازم‌تر و ضروری‌تر است.

۸)آراسته شدن به روحیه علم‌آموزی و تلاش برای افزایش حکمت و معرفت در همه مراحل و احوال زندگی :
آدمی باید کارها و خصلت‌های خود و پیامدهای آن را بسنجد و به رویدادهای پیرامون خویش و نتایج آن بنگرد، تا هر روز بر معرفت و تجربه و کمال او افزوده شود؛ چه، زندگی مدرسه‌ای است با ابعاد گوناگون و بسی ژرف، و در طول زندگی، انسان هیچ‌گاه از دانش و شناخت و مهارت بی‌نیاز نیست؛ در هر کار و حادثه‌اش نشانه و عبرتی نهفته و هر رخدادش دربردارنده پیغام و نکته‌ای است که هر کس در آن اندیشه کند، سرچشمه آن را در سنت‌های الهی خواهد یافت و نمونه‌هایی از موعظه‌ها و پندها را خواهد دید؛ این گونه است که انسان، تا آن گاه که به ملاقات خدای سبحان برود، هرگز از دانش و شناخت و مهارت بی‌نیاز نمی‌شود و هر چه بینش بیشتری داشته باشد، در راه شناخت حقایق، به آزمون و خطای کمتری نیاز دارد. خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَمَن یُؤْتَ الحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً﴾. «و کسی که به او حکمت داده شود، از خیر زیادی بهره‌مند شده است» و به پیامبر خود (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: ﴿وَ قُل رَبّ زِدنِی عِلماً﴾. «بگو: ای پروردگارم، دانش مرا افزون کن».
و سزاوار است انسان با سه کتاب زیر انس داشته باشد و با تأمل و تفکر، از آن‌ها توشه برگیرد:

نخستین و برترین کتاب، قرآن کریم آخرین پیام خداوند سبحان به آفریدگان است که آن را نازل فرموده تا گنجینه‌های عقل و خرد را برانگیزد و چشمه‌های حکمت و دانایی را بجوشاند و با آن سختی دل‌ها را نرم کند، و از باب نمونه، در آن رخدادهایی را بیان فرموده است، پس انسان باید خود را از تلاوت این کتاب محروم نکند و هنگام تلاوت، این احساس را داشته باشد که گوش به خطاب خداوند سبحان سپرده؛ زیرا خداوند کتاب خود را، به عنوان پیامی برای همه جهانیان نازل کرده است.

دومین کتاب نهج‌البلاغه است، که عموماً همان مضامین و نکات قرآن را با شیوه‌ای رسا و به گونه‌ای بیان می‌کند که روحیه تدبیر و تفکر و پندپذیری و حکمت‌طلبی در آدمی زنده می‌شود؛ پس انسان هرگاه فرصت و فراغتی به دست می‌آورد شایسته نیست که از خواندن آن کوتاهی کند، و در هنگام مطالعه آن کتاب باید این احساس را داشته باشد که آرزوهایش برآورده شده و پای خطبه‌های امام (علیه‌السلام) نشسته است و باید به نامه حضرت (علیه‌السلام) به فرزندش امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) که از قضا برای همین منظور بیان شده است، توجه بیشتری داشته باشد.

سومین کتاب، صحیفه سجادیه است؛ مجموعه‌ای شامل دعاهایی بلیغ برگرفته از قرآن کریم که در آن درس‌هایی برای رویکردها، دغدغه‌ها، دیدگاه‌ها و آرمان‌های انسان، و تبیین راه‌های محاسبه نفس و به نقد کشیدن آن و کشف زوایای پنهان و رمز و راز نفس آدمی است؛ و در این میان، دعای مکارم‌الاخلاق ویژگی برجسته‌ای دارد.
این هشت توصیه، که چیزی جز چند تذکر نیست، پایه‌ها و ارکان راه درست زندگانی است؛ زیرا انسان در پرتو همین یادآوری‌ها است که نور حق و روشنای حقیقت و زلالی فطرت و گواهی‌های عقل و تجربه‌های زندگی را درمی‌یابد؛ پیام‌های الهی و موعظه‌های اهل بصیرت نیز به همین امر شهادت داده‌اند؛ بنابراین برای هر انسان، مخصوصاً جوانانی که در اوج توان و نیروی بدنی و روحی خود به سر می‌برند، شایسته است که به این اندرزها عمل کند یا در راه آن‌ها بکوشد؛ اندرزهایی که در حقیقت سرمایه‌های زندگی انسان هستند و اگر بخشی از آن یا رسیدن به مراتب بالای آن را از دست بدهند، باید بدانند که «بهره اندک، بهتر از ترک همه است»، و به دست آوردن بعضی از این امور، بهتر از رها کردن تمام آن است؛ خداوند سبحان می‌فرماید: ﴿فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ * وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ﴾؛ «پس هر که به وزن ذره‌ای نیکی کرده باشد آن را می‌بیند * و هر کس به وزن ذره‌ای بدی کرده باشد آن را می‌بیند».

از خداوند مسألت دارم شما را به آنچه موجب سعادت و استواری در دنیا و آخرت است موفق دارد؛ فإنـّهُ وَلیُّ التَوفیق

۲۸ ربیع‌الاول ۱۴۳۷ هجری قمری

شنبه, 11 ارديبهشت 1395 ساعت 00:00

عالم وصلت چاتیر پایانه - فاطمیه ۹۴

عالم وصلت چاتیر پایانه - فاطمیه۹۴

 

 

 

 

پنج شنبه, 26 فروردين 1395 ساعت 00:00

لیله الرغائب

 

معنای «لیلة الرغائب» چیست؟

پیامبر اعظم(ص) می‌فرماید: از اولین شب جمعه در ماه رجب غافل نشوید؛ زیرا شبی است که فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» می‌نامند. مقداری که از شب گذشت، هیچ فرشته‌ای در آسمان‌ها و زمین نمی‌ماند مگر اینکه در کعبه و اطراف آن جمع می‌شوند.

اولین شب جمعه ماه رجب که ماه ریزش رحمت الهی است، «لیلة الرغائب» خوانده می‌شود، «رغائب» جمع رغیبه به معنای پاداش‌های بسیار ارجمند و سَمین و گران‌سنگ است،‌ البته به معنای چیزی که مورد رغبت و میل و به معنای عطا و بخشش فراوان از آن یاد می‌شود.

کلمهٔ «رغائب» جمع «رغیبه» به معنای چیزی که مورد رغبت و میل است و نیز به معنای عطا و بخشش فراوان می‌باشند. بنابر معنای اول «لیله الرغائب» شبی است که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن بسیار است و بندگان خدا در این شب گرایش زیادی به رفتن به در خانه خدا و ارتباط و انس با او دارند. بر پایهٔ معنای دوم «لیله الرغائب» شبی است که در آن عطاء و بخشش خدا بسیار است و بندگان خداوند با رو آوردن به بارگاه خدا و خشوع در برابر بزرگی خدا، شایستهٔ دریافت انعام و عطا و بخشش بی کرانهٔ خدا می‌شوند. همچنین «لیلة الرغائب» یعنی شبی که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن فراوان است و بندگان خوب و شایسته خداوند دراین شب تمایل زیادی به رفتن به در خانه خداوند و ارتباط و انس با معبود خویش دارند، در این شب عطا و بخشش خداوند فراوان است و بندگان مخلص خداوند با روی آوردن به بارگاه قدس ربوبی و خاکساری در برابر عظمت حق شایسته دریافت انعام و عطا و بخشش بیکرانه حق می‌شوند.

درباره اهمیت این شب، پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: از اولین شب جمعه در ماه رجب غافل نشوید؛ زیرا شبی است که فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» می‌نامند، این نامگذاری به این جهت است که هنگامی که مقداری از شب گذشت، هیچ فرشته‌ای در آسمان‌ها و زمین نمی‌ماند مگر اینکه در کعبه و اطراف آن جمع می‌شوند.

از جمله اعمال این شب نمازی است که اگر فردی آن را به جا آورد، پس از مرگ هنگامی که در قبر گذاشته شود، خداوند تبارک و تعالی ثواب نمازش را به سوی او به بهترین صورت می‌فرستد تا همدم او شود و او را از تنهایی بیرون آورد، این شخص با روی گشاده و درخشان و زبانی شیوا و فصیح به او می‌گوید: ای حبیب و دوست من! بشارت باد تو را که از هر شدت و سختی نجات یافتی.

میت می‌پرسد: تو کیستی؟ به خدا سوگند که من چهره‌ای بهتر از روی تو ندیده‌ام و کلامی شیرین‌تر از کلام تو نشنیده‌ام و بویی بهتر از بوی تو نبوییده‌ام. آن شخص می‌گوید: من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی، امشب نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور رستاخیز دمیده می‌شود، من در عرصه قیامت، سایه بر سر تو

خواهم افکند، پس خوشحال باش که هرگز خیر از تو معدوم نخواهدشد.

کیفیت نماز بدین صورت میباشد

چون شب جمعه شد؛ ما بین نماز مغرب و عشاءدوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و درهر ركعت یك مرتبهسوره حمد، سه مرتبهسوره قدر، دوازده مرتبهسوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید،هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله"گفته شود.

پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر" سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر" رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد

یکشنبه, 22 فروردين 1395 ساعت 00:00

شهادت امام هادی (ع)

«امام ابوالحسن على النقى الهادى» - عليه السلام - پيشواى دهم شيعيان، در نيمه ذيحجه سال 212 هجرى در اطراف مدينه در محلى به نام «صريا» به دنيا آمد(1). پدرش پيشواى نهم، امام جواد - عليه السلام - و مادرش بانوى گرامى «سمانه» است كه كنيزى با فضيلت و تقوا بود (2).

مشهورترين القاب امام دهم، «نقى» و «هادى» است، و به آن حضرت «ابوالحسن الثالث» نيز مى‏گويند (3).

امام هادى - عليه السلام - در سال 220 هجرى پس از شهادت پدر گراميش برمسند امامت نشست و در اين هنگام هشت ساله بود. مدت امامت آن بزرگوار 33 سال و عمر شريفش 41 سال و چند ماه بود و در سال 254 در شهر سامراء به شهادت رسيد.

فعاليتهاى مخفى امام

آنگونه كه جدول مدت حكومت خلفاى عباسى نشان مى‏دهد، از ميان آنان متوكل از همه بيشتر با امام هادى معاصر بوده است؛ ازينرو موضعگيرى او را در برابر امام ذيلاً توضيح مى‏دهيم:

متوكل نسبت به بنى هاشم بد رفتارى و خشونت بسيار روا مى‏داشت. او به آنان بدگمان بود و همواره آنان را متهم مى‏نمود. وزير او «عبدالله بن يحيى بن خاقان» نيز پيوسته از بنى هاشم نزد متوكل سعايت مى‏نمود و او را تشويق به بد رفتارى با آنان مى‏كرد. متوكل در خشونت واجحاف به خاندان علوى گوى سبقت را از تمامى خلفاى بنى عباس ربوده بود (4).

متوكل نسبت به على - عليه السلام - و خاندانش كينه و عداوت عجيبى داشت و اگر آگاه مى‏شد كه كسى به آن حضرت علاقه‏مند است، مال او را مصادره مى‏كرد و خود او را به هلاكت مى‏رساند (5).

بر اساس همين ملاحظات بود كه حضرت هادى - عليه السلام -، بويژه در زمان متوكل، فعاليتهاى خود را به صورت سرّى انجام مى‏داد و در مناسبات خويش با شيعيان نهايت درجه پنهانكارى را رعايت مى‏كرد. مؤيد اين معنا حادثه‏اى است كه آن را مورخان چنين نقل كرده‏اند:

«محمد بن شرف» مى‏گويد: همراه امام هادى - عليه السلام - در مدينه راه مى‏رفتم. امام فرمود: آيا تو پسر شرف نيستى؟ عرض كردم: آرى. آنگاه خواستم از حضرت پرسشى كنم، امام بر من پيشى گرفت و فرمود: «ما در حال گذر از شاهراهيم و اين محل، براى طرح سؤال مناسب نيست»! (6).

اين حادثه شدت خفقان حاكم را نشان مى‏دهد و ميزان پنهانكارى اجبارى امام را بخوبى روشن مى‏سازد.
   ‎
امام هادى - عليه السلام - در بر قرارى ارتباط با شيعيان كه در شهرها و مناطق گوناگون و دور و نزديك سكونت داشتند، ناگزير همين روش را رعايت مى‏كرد و وجوه و هدايا و نذور ارسالى از طرف آنان را با نهايت پنهانكارى دريافت مى‏كرد. يك نمونه از اين قبيل برخورد، در كتب تاريخ و رجال چنين آمده است:

«محمد بن داود قمى» و «محمد طلحى» نقل مى‏كنند: اموالى از «قم» و اطراف آن كه شامل «خمس» و نذور و هدايا و جواهرات بود، براى امام ابوالحسن هادى حمل مى‏كرديم. در راه، پيك اما در رسيد و به ما خبر داد كه باز گرديم، زيرا موقعيت براى تحويل اين اموال مناسب نيست. ما باز گشتيم و آنچه نزدمان بود، همچنان نگه داشتيم تا آنكه پس از مدتى امام دستور داد اموال را بر شترانى كه فرستاده بود بار كنيم و آنها را بدون ساربان به سوى او روانه كنيم. ما اموال را به همين كيفيت حمل كرديم و فرستاديم. بعد از مدتى كه به حضور امام رسيديم، فرمود: به اموالى كه فرستاده‏ايد، بنگريد! ديديم در خانه امام، اموال به همان حال محفوظ است (7).

گرچه روشن نيست كه اين جريان در زمان اقامت امام در مدينه اتفاق افتاده يا در سامراء (چون در سامراء كنترل و مراقبت، شديدتر بود)، اما در هر حال نمونه بارزى از ارتباطهاى محرمانه و دور از ديد جاسوسان دربارخلافت به شمار مى‏رود.

امام در زندان متوكل

متوكل كينه عجيبى از امام در دل داشت و همواره در صدد آزار و اذيب آن حضرت بود و با آنكه امام در سامراء در حقيقت همانند يك زندانى به سر مى‏برد، با اين حال پس از احضار امام از مدينه به سامراء دستور داد مدتى حضرت را زندانى كنند.

«صقر بن ابى دلف» مى‏گويد: هنگامى كه امام هادى - عليه السلام - را به سامراء آوردند، رفتم تا از حال او جويا شوم. «زرّافى» دربان متوكل مرا ديد و دستور داد وارد شوم. وارد شدم. پرسيد: براى چه كار آمده‏اى؟

گفتم: خير است.

گفت: بنشين! نشستم، ولى هراسان شدم و سخت در انديشه فرو رفتم و با خود گفتم: اشتباه كردم (كه به چنين كار خطرناكى اقدام كردم و براى ديدار امام آمدم).

«زرافى» كار مردم را انجام داد و آنها را مرخص كرد و چون خلوت شد، گفت چه كار دارى و براى چه آمده‏اى؟

گفتم: براى كار خيرى.

گفت: گويا آمده‏اى حال مولاى خود خبر بگيرى، گفتم: مولاى من كيست؟ مولاى من خليفه است!

گفت: ساكت شو، مولاى تو بر حق است، نترس كه من نيز بر اعتقاد تو هستم و او را امام مى‏دانم.
   ‎
                     

من خدا را سپاس گفتم. آنگاه گفت: آيا مى‏خواهى او را ببينى؟ گفتم: آرى.

گفت: قدرى بنشين تا پستچتى (نامه رسان) بيرون رود. چون وى بيرون رفت، با اشاره به من، به غلامش گفت: اين را به اتاقى كه آن علوى در آن زندانى است، ببر و نزد او واگذار و برگرد.

چون به خدمت امام رسيدم، حضرت را ديدم روى حصيرى نشسته و در برابرش قبر حفر شده‏اى قرار دارد، سلام كردم. فرمود: بنشين! نشستم! پرسيد: براى چه آمده‏اى؟

عرض كردم: آمده‏ام از حال شما خبرى بگيرم. در اين هنگام بر قبر نظر كردم و گريستم. فرمود: گريان مباش كه در اين گرفتارى آسيبى به من نمى‏رسد.

من خدا را سپاس گفتم. آنگاه از معناى حديثى پرسيدم، امام جواب گفت، و پس از جواب، فرمود: مرا واگذار و بيرون رو كه بر تو ايمن نيستم و بيم آن است كه آزارى به تو برسانند (8).

اين حادثه از يك سو خشونت و شدت عمل متوكل را در مورد امام هادى مى‏رساند و از سوى ديگر بيانگر ميزان نفوذ امام در ميان درباريان و ماءموران ويژه خليفه است.

متوكل در آخرين روزهاى عمرش به پيشكار خود، «سعيد بن حاجب»، دستور داد امام را به قتل برساند، ولى حضرت فرمود: بيش از دو روز نمى‏گذرد كه متوكل كشته مى‏شود، و همين جور هم شد! (9)

شهادت امام هادی (ع)
امام هادى - عليه السلام - با آنكه در سامراء تحت كنترل و مراقبت قرار داشت، اما با وجود همه رنجها و محدوديتها هرگز به كمترين سازشى با ستمگران تن نداد. بديهى است كه شخصيت الهى و موقعيت اجتماعى امام و نيز مبارزه منفى و عدم همكارى او با خلفا، براى طاغوتهاى زمان هراس آور و غير قابل تحمل بود، و پيوسته از اين موضوع رنج مى‏بردند. سرانجام تنها راه را خاموش كردن نور خدا پنداشتند و در صدد قتل امام برآمدند و بدين ترتيب امام هادى نيز مانند امامان پيشين با مرگ طبيعى از دنيا نرفت، بلكه در زمان «معتزّ»، مسموم گرديد (10) و در رجب سال 254 هجرى به شهادت رسيد و در سامراء، در خانه خويش به خاك سپرده شد (11).
�{�C�{�-�C‎
طبرسى، اعلام الورى، الطبعة الثالثة، دارالكتب الاسلامية، ص 355 - شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبة بصيرتى، ص .327
طبرسى، اعلام الورى، الطبعة الثالثة، دارالكتب الاسلامية، ص 355 - شيخ مفيد، الاشاد، قم، مكتبة بصيرتى، ص .327
طبرسى، اعلام الورى، ص .355 در اصطلاح راويان شيعه مقصود از ابوالحسن اول، امام موسى بن جعفر - عليه السلام - و مقصود از ابوالحسن ثانى امام هشتم مى‏باشد.
ابوالفرج الاصفهانى، مقاتل الطالبيين، نجف، منشورات المكتبة الحيدرية، 1385 ه.ق، ص 395 - امام هادى - عليه السلام - ، سازمان تبليغات اسلامى، واحد ترجمه و تدوين، 1368 ه'. ش، ص .67
ابن اثير، الكامل فى التاريخ، بيروت، دارصادر، ج 7، ص .55
مجلسى، بحارالاءنوار، الطبعة الثانية، تهران، المكتبة الاسلامية، 1395 ه.ق، ج 50، ص 176 - اربلى، على بن عيسى، كشف الغمّة، تبريز، مكتبة بنى هاشمى 1381 7 ه.ق، ج 3، ص .175
مجلسى، بحار الاءنوار، ج 50، ص .185
مجلسى، بحارالاءنوار، تهران، المكتبة الاسلامية، 1395 ه.ق، ج 50، ص 194 - امام على بن محمد الهادى، مؤسسه در راه حق، ص .16
على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّة، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ه.ق ج 3، ص .184
شبلنجى، نوالاءبصار، قاهره، مكتبة المشهد الحسينى، ص .166
شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبة بصيرتى، ص .334
d��{f��C‎

صفحه7 از61

درباره قاسمیه

هیئت زنجیرزنان و شاه حسین گویان محله شتربان در تاریخ 1346 به همت جوانان این محله تاسیس شده و تاکنون به فعالیت خود در زمینه های مذهبی ادامه می دهد

ادامه مطلب

اوقات شرعی