سلیمان پور

سلیمان پور

جمعه, 13 بهمن 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 26

26

همانا خداوند از اينكه به پشه‏اى (يا فروتر) يا بالاتر از آن مثال بزند شرم ندارد، پس آنهايى كه ايمان دارند مى‏دانند كه آن (مثال) از طرف پروردگارشان به حقّ است، ولى كسانى كه كفرورزيدند گويند: خداوند از اين مثل چه منظورى داشته است؟ (آرى،) خداوند بسيارى را بدان (مثال) گمراه و بسيارى را بدان هدايت مى‏فرمايد. (امّا آگاه باشيد كه) خداوند جز افراد فاسق را بدان گمراه نمى‏كند.

نكته‏ها:

كلمه «بعوض» به معناى پشه ريز است و ريشه‏ى آن از «بعض» مى‏باشد كه به جهت كوچكى جثّه به آن اطلاق شده است. «1»

مثال‏هاى قرآن، براى همه‏ى مردم است و از هر نوع مثلى نيز در آن آمده است: «وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ» «2» البتّه اين مثل‏ها را نبايد ساده انگاشت، زيرا دانشمندان، حقيقت و باطن آن را درك مى‏كنند: «وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ» «3» در مثال زدن، تذكّر، تفهيم، تعليم، بيان و پرده‏بردارى از حقايق نهفته است و در كتاب‏هاى آسمانىِ پيشين نيز همانند تورات و انجيل و در سخنان رسول اكرم و اهل‏بيت عليهم السلام فراوان ديده مى‏شود. در تورات بخشى به نام «أمثال سليمان» وجود دارد.

بعضى از مخالفان اسلام كه از برخورد منطقى و آوردن مثلِ قرآن عاجز ماندند، مثال‏هاى قرآن را بهانه قرار داده و مى‏گفتند: شأن خداوند برتر از آن است كه به حيواناتى چون مگس يا عنكبوت مثال بزند. «4» و اين مثال‏ها با مقام خداوند سازگار نيست. و بدينوسيله در آيات‏

 

قرآن تشكيك مى‏ كردند. خداوند با نزول اين آيه به بهانه‏ گيرى‏هاى آنان پاسخ مى‏دهد.

سؤال: آيا خداوند گروهى را با قرآن و مثال‏ هاى آن گمراه مى ‏كند؟

پاسخ: خداوند كسى را گمراه نمى‏ كند، بلكه هركس در برابر حقايق قرآن بايستد، خود گمراه مى‏ شود و بدين معنى مى‏ توان گفت: قرآن، سبب گمراهى او گرديد. چنانكه در پايان همين آيه مى‏فرمايد: «وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ» يعنى فسق مردم سبب گمراهى آنان مى ‏شود.

راستى مگر مى ‏شود خداوند مردم را به ايمان تكليف كند، ولى خودش آنان را گمراه كند!؟ و مگر مى‏ شود اين همه پيامبر و كتب آسمانى نازل كند، ولى خودش مردم را گمراه كند!؟ مگر مى‏ شود از ابليس به خاطر گمراه كردن انتقاد كند، ولى خودش ديگران را گمراه كند!؟

گرچه در اين آيه، هدايت و گمراهى بطور كلّى به خداوند نسبت داده شده است، ولى آيات ديگر، مسئله را باز نموده و مى‏ فرمايد: «يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ» خداوند كسانى را هدايت مى ‏كند كه به سوى او برود. و «يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ» كسى ‏كه به دنبال كسب رضاى او باشد. و «الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا» آنان كه در راه او جهاد كنند. و كسانى كه با اختيار خود در راه كج حركت كنند، خداوند آنان را به حال خود رها مى ‏كند. مراد از گمراه كردن خدا نيز همين معناست. چنانكه درباره كافران، ظالمان، فاسقان ومسرفان‏جمله «لا يهدى» بكار رفته است.

     
 

پيام ‏ها:

1- حيا و شرم در مواردى است كه كار شرعاً، عقلًا يا عرفاً مذموم باشد. امّا در بيان حقايق، شرم و خجالت پسنديده نيست. «لا يَسْتَحْيِي»

2- حقايق والا و مهم را مى‏ توان با زبان ساده ومثال بيان نمود. «أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا»

3- مؤمن كلام خدارا باور دارد و مطيع آن است. «فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ»

4- مثال‏هاى قرآن، وسيله تربيت و رشد است. «فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ»

5- مثال‏هاى قرآن، حقّ و در مقام بيان حقايق است. «أَنَّهُ الْحَقُّ»

6- انسانِ حقيقت ‏جو، از هر نورى راه را مى‏يابد، ولى شخص بهانه‏گير و اشكال‏تراش، به هر چراغى خرده مى‏ گيرد. «ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا»

7- كفر و لجاجت، عامل بهانه‏گيرى است. «ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا»

8- فسق، موجب گمراهى ومانع شناخت حقايق است. «وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ»

9- مثال‏هاى قرآن، وسيله هدايت يا ضلالت است. «يُضِلُّ بِهِ، يَهْدِي بِهِ»

10- خداوند، پيمان‏ شكن را فاسق و فاسق را گمراه مى ‏كند. «وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ»

------------------

تفسیر برهان ج 2 ص 239

... به حضرت امام محمد باقر (ع) گفتند: برخی کسان که خود را دوستدار شما می دانند گمان می کنند منظور از پشه علی (ع) و منظور از فراتر از آن یعنی مگس، محمد (ص) است. حضرت فرمودند: آنان چیزی در این باره شنیده اند اما در جای خود قرارش نمی دهند. روزی رسول خدا (ص) در کنار (ع) ایستاده بود ناگهان شنیدند که کسی می گوید: هرچه خدا و محمد بخواهند و کس دیگری می گوید هرچه خدا و علی بخواهند. رسول خدا به آنها فرمودند: محمد و علی را با خدای متعال یکی نکنید بلکه بگویید: هرچه خدا بخواهد سپس محمد بخواهد و هرچه خدا بخواهد سپس علی بخواهد خواست خداوند خواست چیره است که هیچ چیز با آن برابری و هم پایی و نزدیکی نمی کند و محمد رسول خدا در برابر خداوند و قدرت او تنها همچون مگسی است که در این جاده های فراخ در پرواز است و علی (ع) در برابر خداوندو قدرت او تنها همچون پشه ایست که در تمامی این جاده ها در پرواز است. جز اینکه لطف خدای متعال بر محمد و علی آنچنان است که لطف او بر تمامی بندگانش با آن همسان نشود. این چیزی است که رسول خدا (ٌ)در چنین جایگاهی با یاد کردن پشه و مگس فرمود. .... 

یکشنبه, 08 بهمن 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 25

25

وكسانى را كه ايمان آورده وكارهاى شايسته انجام داده‏اند، مژده بده كه برايشان باغهايى است كه نهرها از پاى (درختان) آن جارى است، هرگاه ميوه‏اى از آن (باغها) به آنان روزى شود، گويند: اين همان است كه قبلًا نيز روزى ما بوده، در حالى كه همانند آن نعمت ‏ها به ايشان داده شده است (نه خود آنها) و براى آنان در بهشت همسرانى پاك و پاكيزه است و در آنجا جاودانه‏ اند. «25»

نكته‏ ها:

شايد مراد از «مُتَشابِهاً» اين باشد كه بهشتيان در نگاه اوّل، ميوه‏ها را مانند ميوه‏هاى دنيوى مى‏بينند ومى‏گويند: شبيه همان است كه در دنيا خورده بوديم، لكن بعد از خوردن مى‏فهمند كه طعم ولذّت تازه‏اى دارد. وشايد مراد اين باشد كه ميوه‏هايى به آنان داده مى‏شود كه همه از نظر خوبى وزيبايى وخوش عطرى يكسانند و مانند ميوه‏هاى دنيا درجه يك، دو وسه ندارد.

در قرآن، معمولًا ايمان و عمل صالح در كنار هم مطرح شده، ولى ايمان بر عمل صالح مقدم قرار گرفته است. آرى، اگر اتاقى از درون نورانى شد، شعاع اين نور از روزنه و پنجره‏ها بيرون خواهد زد. ايمان، درونِ انسان را نورانى و قلب نورانى، تمام كارهاى انسان را نورانى مى‏كند. بركات ايمان و عمل صالح بسيار است كه در آيات قرآن به آنها اشاره شده است. «1»

همسران بهشتى دو نوع هستند:

الف: حوريان زيبا (حورالعين) كه همچون لؤلؤ و باكره هستند و در همان عالم آفريده مى‏شوند.

«أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً»

ب: همسران مؤمن در دنيا كه با چهره‏اى زيبا در كنار همسرانشان قرار مى‏گيرند. «وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ» 

از امام صادق عليه السلام درباره‏ ى «أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ*» سؤال شد، حضرت فرمودند: همسران بهشتى آلوده به حيض و حَدَث نمى‏ شوند. 

پيام‏ ها:

1- مژده و بشارت همراه با هشدار و اخطار (در آيه قبل) يكى از اصول تربيت است. «فَاتَّقُوا النَّارَ ... وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا ...»

2- ايمان قلبى بايد توأم با اعمال صالح باشد. «آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ»

3- انجام هر عمل صالح و شايسته‏ اى، كارساز است. «عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» ( «الصّالحات» هم جمع است وهم (الف‏ولام) دارد كه به معناى همه كارهاى خوب است.)

4- كارهاى شايسته و صالح، در صورتى ارزش دارد كه برخاسته از ايمان باشد، نه تمايلات شخصى و جاذبه‏ هاى اجتماعى. اوّل‏ «آمَنُوا» بعد «عَمِلُوا الصَّالِحاتِ»

5- محروميت‏ هايى كه مؤمن به جهت رعايت حرام و حلال در اين دنيا مى ‏بيند، در آخرت جبران مى‏شود. «رُزِقُوا»

6- ما در دنيا نگرانِ از دست دادن نعمت‏ها هستيم، امّا در آخرت اين نگرانى نيست. «وَ هُمْ فِيها خالِدُونَ»

7- گاهى آشنايى با سابقه‏ ى نعمت‏ها، بر لذّت كاميابى مى‏افزايد. «رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ»

8- همسران بهشتى نيز پاكيزه‏ اند. «أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ»

--------

حضرت امام سجاد (ع) فرمودند: ای جماعت شیعه ما، دیر یا زود بهشت شما را در خواهد یافت. اما در بدست آوردن درجات آن از هم پیشی بگیرید و بدانید آن کس از شما در آن درجات بالاتر است و در کاخ های بهتری جا می گیرد که در حق برادران مومنش وظیفه شناس تر باشد و برای نیازمندان دلسوزتر. خداوند برای هر یک از شما به پاداش کلمه نیکی که به برادر مومن نیازمندش گوید بیش از آنچه که در هر صد هزار سال با گام خود ره سپارد به بهشت نزدیک تر می سازد هرچند او در زمره دوزخیان باشد. پس نیکی به برادرانتان را کوچک نشمارید که هیچ چیز مثل آن به شما سود نمی رساند.

برهان ج 2 ص 234

شنبه, 07 بهمن 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 24

24

پس اگر اين كار را نكرديد، كه هرگز نتوانيد كرد، از آتشى كه هيزمش مردم (گناهكار) و سنگ‏ها هستند وبراى كافران مهيّا شده، بپرهيزيد.

نكته‏ ها:

در سوره‏ ى انبياء مى‏خوانيم: إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ شما و آنچه‏ غير از خدا پرستش مى‏ كنيد (بت‏ هايتان)، هيزم دوزخيد.

بنابراين ممكن است مراد از سنگ در اين آيه، همان بت‏ هايى باشد كه مورد پرستش بوده، نه هر سنگى، تا آنان بدانند و به چشم خود ببينند كه كارى از بت‏ها ساخته نبوده و نيست. همچنين اين سنگ‏ها در قيامت، همانند چاقوى خونى همراه پرونده قاتل، سند جرم و گناه آنان است.

سؤال: با اين‏كه الفاظ اختراع بشر است، پس چگونه نمى‏تواند مثل قرآن را بياورد؟

پاسخ: حروف الفبا از بشر است، ولى نحوه تركيب وبيان مفاهيم بلند آنها، برخاسته از علم و هنر است. قرآن بر اساس علم و حكمت بى ‏پايان الهى، نزول يافته است ولى هر كتاب ديگرى، از سوى هركس كه باشد، براساس علم محدود بشر، تأليف يافته است. پس هيچگاه بشر نمى‏تواند كتابى مثل قرآن بياورد.

پيام ‏ها:

1- يقين به حقّانيت راه وهدف، يكى از اصول رهبرى است. «وَ لَنْ تَفْعَلُوا»

2- اكنون كه احساس عجز و ناتوانى كرديد، تسليم حقّ شويد. «وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا»

3- انسان جمود و كافر، هم رديف سنگ است. «النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ»

4- خباثت‏هاى درونى انسان گناهكار، در قيامت تجسم يافته و آتش گيرانه مى‏ شود. «وَقُودُهَا النَّاسُ»

5- كفر و لجاجت، انسان مقام جانشينى خداوند را به هيزم دوزخ تبديل مى‏كند.

«وَقُودُهَا النَّاسُ»

6- رهايى از آتش دوزخ، در گرو ايمان به قرآن و تصديق پيامبر اسلام است. «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ ... أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ»

------------

حضرت امام سجاد (ع) فرمودند: علی ابن ابی طالب (ع) فرمودند : ای جماعت شیعه ما، از خدا پروا کنید و مبادا که هیزم آتش باشید، اگرچه شما به خدا کفر نمی ورزید اما باز از او برحذر باشید و از ستم کردن به برادر مومنتان بپرهیزید. هر مومنی به دیگر برادر مومنش که در دوستداری ما با او هم نواست ستم بورزد خداوند غل و زنجیرهایش را در آن آتش بر تن او گران سازد و او را رهایی نبخشد مگر به شفاعت ما و ما به درگاه خدای متعال شفیع او نشویم مگر پس از آن که نزد برادر مومنش او را شفاعت کنیم، اگر از او درگذشت نزد خدا شفاعتش کنیم و گرنه دیرزمانی در آتش برجای خواهد مند. تفسیر برهان ج 2 ص 234

پنج شنبه, 05 بهمن 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 23

 23.jpg

واگر در آنچه بر بنده‏ ى خود نازل كرده‏ايم، شكّ داريد، اگر راست مى‏گوييد  يك سوره همانند آن را بياوريد و گواهان خود را غير از خداوند بر اين كار دعوت كنيد. «23»

نكته‏ ها:

اين آيه، معجزه بودن قرآن را مطرح مى‏كند. پيامبران، يك دعوت دارند كه هدايت به سوى خداست و با استدلال و موعظه و جدال نيكو انجام مى‏دهند و يك ادّعا دارند كه از سوى خدا براى هدايت مردم آمده‏ اند وبراى آن معجزه مى ‏آورند. پس معجزه براى اثبات ادّعاى پيامبر است، نه دعوت او.

خداوند در قرآن، بارها مخالفان اسلام را دعوت به مبارزه كرده است، كه اگر شما اين كتاب را از سوى خدا نمى ‏دانيد و ساخته و پرداخته دست بشر مى ‏دانيد، بجاى اين همه جنگ ومبارزه، كتابى مثل قرآن بياوريد تا صداى اسلام خاموش شود!

خداوند براى اثبات حقّانيت پيامبر و كتاب خود، از يك سو مخالفان را تحريك و از سوى ديگر به آنان تخفيف داده است. يك‏جا فرموده: «فَأْتُوا بِكِتابٍ» كتابى مثل قرآن بياوريد.

و در جاى ديگر: «فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ» ده سوره و در جاى ديگر مى‏ فرمايد: «فاتوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ» يك سوره. به علاوه مى‏ گويد: براى اين كار مى‏توانيد از تمام قدرت‏ها و ياران و همفكران خود در سراسر جهان دعوت كنيد.

تقسيم ‏بندى قرآن و نامگذارى هر بخش به نام سوره، در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و از جانب خداوند بوده است. «فَأْتُوا بِسُورَةٍ»

قرآن در ستايش انبيا، يا بعد از كلمه «عبدنا» و يا قبل از كلمه «عبد» نام آنان را مى ‏برد؛ «عَبْدَنا أَيُّوبَ»، «إِبْراهِيمَ ...* كل من عبادنا» ولى درباره پيامبر اسلام تنها كلمه «عبد» بدون ذكر نام را بكار مى‏ برد شايد اشاره به اين است كه عبد مطلق، محمّد صلى الله عليه و آله است.

پيام‏ ها:

1- بايد از فكر و دل افراد شكّ زدايى صورت گيرد به خصوص در مسائل اعتقادى. «إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ»

2- شرط دريافت وحى، بندگى خداست‏ «نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا»

3- قرآن، كتاب استدلال و احتجاج است و راهى براى وسوسه و شكّ باقى نمى‏گذارد. «فَأْتُوا بِسُورَةٍ»

4- انبيا بايد معجزه داشته باشند و قرآن معجزه‏ ى رسول اكرم صلى الله عليه و آله است. «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ»

5- دين جاويد، معجزه‏ ى جاويد مى‏ خواهد تا هر انسانى در هر زمان و مكانى، اگر دچار ترديد و شكّ شد، بتواند خود آزمايش كند. «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ»

6- بر حقّانيت قرآن به قدرى يقين داريم كه اگر مخالفان، يك سوره مثل قرآن نيز آوردند به جاى تمام قرآن مى‏پذيريم. «بِسُورَةٍ»

------------------

حضرت امام حسن عسکری (ع) فرمودند: هنگامی که کفرپیشگان آشکارا پیامبری محمد (ص) و منافقان کلام محمد (ص) را درباره برادرش (ع) نمی پذیرفتند و وقتی که معجزات محمد (ص) را دیدند آنان سرکش تر شدند و بیشتر گردن کشی کردند، خداوند فرمود: تاجایی که انکار می کنید محمد (ص) رسول خداست و آنچه  بر او نازل شده کلام من است حال آنکه نشانه های شگفت انگیزی در اثبات امر او برایتان نمایان ساخته ام، نشانه هایی چون ابری که در سفرهایش بر او سایه می افکند یا اجسام بی جان همچون کوها و صخره ها و درختان که بر او درود می فرستند یا مصون ماندن او از شر کسانی که قصد جان او را کرده اند و... ای گروه قریش و یهود و ای گروه دشمنان که اسلام آورده اید اما از آن سرباز زدید و ای گروه فصیحان و بلیغان و سخنرانان سوره ای مانند محمد (ص) مردی که درس نخوانده و... از آنچه در وطن بود و در سفر، باخبر بودید و چهل سال بر او گذشت و سپس به ناگاه صاحب کامل ترین دانش ها از دانش اولین انسان ها تا دانش آخرین آنها شد. حال که در این آیات شک دارید همچون این مرد همانند این کلام را بیاورید تا ثابت شود که چنان که می پندارید دروغ می گوید .... تفسیر برهان ج 2 ص 230

چهارشنبه, 04 بهمن 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 22

22.jpg

آن (خداوندى) كه زمين را براى شما فرشى (گسترده) وآسمان را بنايى (افراشته) قرار داد و از آسمان، آبى فرو فرستاد و به آن از ميوه‏ها، روزى براى شما بيرون آورد، پس براى خداوند شريك و همتايى قرار ندهيد با آنكه خودتان مى‏دانيد (كه هيچ يك از شركا و بت‏ها، نه شما را آفريده‏اند و نه روزى مى ‏دهند و اينها فقط كار خداست.)

نكته ‏ها:

در اين آيه خداوند به نعمت‏هاى متعدّدى اشاره مى‏كند كه هركدام از آنها سرچشمه‏ى چند نعمت ديگر است. مثلًا فراش بودن زمين، اشاره به نعمت‏هاى فراوان ديگرى است.

همچون سخت بودن كوهها ونرم بودن خاك دشت‏ ها، فاصله زمين تا خورشيد، درجه حرارت و دما و هواى آن، وجود رودخانه ‏ها، درّه‏ ها، كوه ها، گياهان و حركت‏هاى مختلف آن كه مجموعاً فراش بودن زمين را مهيّا كرده‏اند. چنانكه در قرآن براى زمين تعابير چندى شده است، زمين هم «مهد» «1» گهواره است، هم «ذلول» رام و آرام و هم «كفات» در برگيرنده.

كلمه «سماء» در آيه يك بار در برابر «ارض» آمده است كه به همه‏ ى قسمت بالا اشاره دارد و در بار دوم مراد همان قسمت نزول باران از ابرها مى‏ باشد.

پيام‏ ها:

1- ياد نعمت‏هاى الهى از بهترين راههاى دعوت به عبادت است. «اعْبُدُوا رَبَّكُمُ ... الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ»

2- از بهترين راههاى خداشناسى، استفاده كردن از نعمت‏هاى در دسترس است.

«جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً»

3- در نظام آفرينش، هماهنگى كامل به چشم مى‏خورد. هماهنگى ميان زمين، آسمان، باران، گياهان، ميوه‏ها وانسان. (برهان نظم) «جَعَلَ، أَنْزَلَ، فَأَخْرَجَ»

4- آفريده‏ ها هركدام براى هدفى خلق شده‏اند. «رِزْقاً لَكُمْ» باران براى رشد و ثمر دادن ميوه‏ها، «فَأَخْرَجَ بِهِ» و ميوه‏ ها براى روزى انسان. «رِزْقاً لَكُمْ»

5- زمين وباران وسيله هستند، رويش گياهان وميوه ‏ها بدست خداست. «فَأَخْرَجَ»

6- نظم و هماهنگى دستگاه آفرينش، نشانه‏ ى توحيد است، پس شما هم يكتا پرست باشيد. «فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً»

7- ريشه‏ ى خداپرستى در فطرت و وجدان همه مردم است. «وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»

8- آفرينش زمين و آسمان و باران و ميوه‏ ها و روزى انسان، پرتوى از ربوبيّت خداوند است. «اعْبُدُوا رَبَّكُمُ ... الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ...»

9- همه‏ ى انسان‏ها، حقّ بهره‏ بردارى و تصرف در زمين را دارند. (در آيه‏ «لَكُمُ» تكرار شده است.)

10- دليل واجب بودن عبادت شما،لطف اوست كه زمين وآسمان وباران  گياهان را براى روزى شما قرار داده است.«اعْبُدُوا رَبَّكُمُ ... الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ 11- خداوند اسباب طبيعى را حاكم كرده است. «جَعَلَ، أَنْزَلَ، فَأَخْرَجَ»

12- پندار شريك براى خداوند، از جهل است. «فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»

دوشنبه, 02 بهمن 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 21

21.jpg

اى مردم! پروردگارتان كه شما وپيشينيان شما را آفريد، پرستش كنيد تا اهل تقوا شويد

نكته‏ ها:

در كتاب‏هاى قانون، مواد قانون، بدون خطاب بيان مى‏شود، ولى قرآن كتاب قانونى است كه با روح و عاطفه مردم سر وكار دارد، لذا در بيان دستورات، خطاب مى‏كند. البتّه خطاب‏هاى قرآن مختلف است. گاهى براى عموم مى‏فرمايد: «يا أَيُّهَا النَّاسُ»*، امّا براى هدايت‏يافتگان فرموده است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»*

هدف از خلقت جهان و انسان، تكامل انسان‏هاست. يعنى هدف از آفرينش هستى، بهره‏گيرى انسان‏هاست‏ وتكامل انسان‏ها در گرو عبادت‏ واثر عبادت، رسيدن به تقوا و نهايت تقوى، رستگارى است.

سؤال: چرا خدا را عبادت كنيم؟

پاسخ: در چند جاى قرآن پاسخ اين پرسش چنين آمده است:

* چون خداوند خالق و مربّى شماست. «اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ»

* چون تأمين كننده رزق و روزى و امنيت شماست. «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ»

* چون معبودى جز او نيست. «لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي»

عبادت انسان، هدف آفرينش انسان است نه هدف آفريننده. او نيازى به عبادت ما ندارد، اگر همه مردم زمين كافر شوند او بى‏نياز است: «إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ ...» چنانكه اگر همه مردم رو به خورشيد خانه بسازند يا پشت به خورشيد، در خورشيد اثرى ندارد.

با اين‏كه عبادت خدا بر ما واجب است، چون خالق و رازق و مربّى ماست، ولى بازهم در برابر اين اداى تكليف، پاداش مى‏دهد و اين نهايت لطف اوست.

آنچه انسان را وادار به عبادت مى‏كند امورى است، از جمله:

1. توجّه به نعمت‏هاى او كه خالق و رازق و مربّى ماست.

2. توجّه به فقر و نياز خويش.

3. توجّه به آثار و بركات عبادت.

4. توجّه به آثار سوء ترك عبادت.

5. توجّه به اين‏كه همه هستى، مطيع او ودر حال تسبيح او هستند، چرا ما عضو ناهماهنگ هستى باشيم.

6. توجّه به اين‏كه عشق وپرستش، در روح ماست وبه چه كسى برتر از او عشق بورزيم.

سؤال: در قرآن آمده است: «وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» يعنى عبادت كن تا به يقين برسى. پس آيا اگر كسى به يقين رسيد، نمازش را ترك كند؟!

پاسخ: اگر گفتيم: نردبان بگذار تا دستت به شاخه بالاى درخت برسد، معنايش اين نيست كه هرگاه دستت به شاخه رسيد، نردبان را بردار، چون سقوط مى‏كنى. كسى كه از عبادت جدا شد، مثل كسى است كه از آسمان سقوط كند؛ «فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ» به علاوه كسانى كه به‏

يقين رسيده‏اند مانند: رسول خدا و امامان معصوم، لحظه‏اى از عبادت دست برنداشتند.

بنابراين مراد آيه، بيان آثار عبادت است نه تعيين محدوده‏ى عبادت.

آيات وروايات، براى عبادت شيوه‏ها وشرايطى را بيان نموده است كه در جاى خود بحث خواهد شد، ولى چون اين آيه، اوّلين فرمان الهى خطاب به انسان در قرآن است، سرفصل‏هايى را بيان مى‏كنيم تا مشخّص شود عبادت بايد چگونه باشد:

1. عبادت مامورانه، يعنى طبق دستور او بدون خرافات.

2. عبادت آگاهانه، تا بدانيم مخاطب و معبود ما كيست. «حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ»

3. عبادت خالصانه. «وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً»

4. عبادت خاشعانه. «فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ»

5. عبادت عاشقانه. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «افضل الناس مَن عَشق العبادة»

و خلاصه مطلب اين‏كه براى عبادت سه نوع شرط است؛

الف: شرط صحّت، نظير طهارت وقبله.

ب: شرط قبولى، نظير تقوا.

ج: شرط كمال، نظير اين‏كه عبادت بايد آگاهانه، خاشعانه، مخفيانه وعاشقانه باشد كه اينها همه شرط كمال است. «5»

پيام ‏ها:

1- دعوت انبيا، عمومى است و همه مردم را دربر مى‏گيرد. «يا أَيُّهَا النَّاسُ»

2- از فلسفه‏ هاى عبادت، شكرگزارى از ولى نعمت است. «اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ»

3- اوّلين نعمت‏ها، نعمت آفرينش، و اوّلين دستور، كُرنش در برابر خالق است.

«اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ»

4- مبادا بت‏ پرستى يا انحراف نياكان، ما را از عبادت خداوند دور كند، زيرا آنان نيز مخلوق خداوند هستند. «وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ»

5- عبادت، عامل تقواست. اگر عبادتى تقوا ايجاد نكند، عبادت نيست. «اعْبُدُوا ... لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»

6- به عبادت خود مغرور نشويم كه هر عبادتى، تقوا ساز نيست. «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»

---------------------

تفسیر برهان ج 2 ص 226 

امام حسن عسکری (ع) ازامام سجاد (ع) درباره کلام خداوند متعال « یا ایها الناس» فرمودند فرزندان آدم که اطاعت از فرامین دین خدا بر ایشان واجب شده « اعبدو ربکم» از فرمانی که پروردگارتان به شما داده پیروی کنید و باور داشته باشید که هیچ خدایی به جز الله نیست یگانه است و هیچ همتایی ندارد ... دادگری است که ستم نکند و بخشنده ای است که بخل نورزد و بردباری است که شتاب نکند... و نیز محمد (ص) بنده و فرستاده ی اوست و خاندان محمد (ص) در میان خاندان دیگر پیامبران بهترین و امت محمد (ص) در میان امت های دیگر بهترین هستند. سپس خدای عزوجل فرمود: «الذی خلقکم» او را بپرستید که شما را از نطفه ای برساخته از آبی پست و بی مقدار آفرید و تا مدتی معین آن را در جایگاهی استوار قرار دا و سرنوشت آن را رقم زد و بر این کار توانا آمد به راستی که پروردگار عالم چه نیک تواناست. و فرمود « اعبدوا ربکم الذی خلقکم و الذین من قبلکم» یعنی او را با بزرگداشت محمد (ص) و علی ابن ابی طالب (ع) بپرستید. «الذی خلقکم» تک تک شما را جان داد و سپس آراسته نمود و به بهترین صورت شکل بخشید. سپس خدای عز و جل فرمود « الذین من قبلکم» خداوند همه گونه های مردمان پیشین را آفرید« لعلکم تتقون» این کلام خداوند دو وجه دارد: یکی اینکه خداوند پیشینیان شما را آفریده باشد که پرهیزگار گردید یعنی تقوا پیشه کنید و دوم اینکه یعنی کسی را که شما را و پیشینیان شما را آفریده بپرستید باشد که پرهیزگار گردید. یعنی او را بپرستید باشد که از آتش دوزخ پروا پیشه کنید. این امید بخشی از سوی خداوند واجب است چرا که او بزرگوارتر از آن است که بنده اش را بدون هیچ نوید و بهره ای خطاب دهد و یا او را به نیکی خود آزمند گرداند سپس نامیدش بگذارد. 

 

جمعه, 29 دی 1396 ساعت 00:00

کلمات و حروف بسم الله

_الله.jpg

 

بعضی از اهل معرفت گفته اند: بسم الله الرحمن الرحیم 19 حرف است و زبانه های دوزخ نیز 19 تا می باشند، چون بنده مومن خدا تلفظ بسم الله نماید خدای تعالی به هر حرفی یکی از زبانه های دوزخ را از او دفع می‌کند.

اهل معرفت گفته اند: گناه چهار نوع است: گناه در روز و گناه در شب و هر یک از گناهان روز و شب یا آشکار است و یا پنهان و کلمات بسم الله هم چهارتا است، پس هر کس از روی اعتقاد به بسم الله تلفظ کند خدای تعالی هر چهار گناه او را بیامرزد.

خواص الایات ص3

جمعه, 29 دی 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 20

يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ«20»

نزديك است كه برق، نور چشمانشان را بربايد. هرگاه كه (برق آسمان در آن صحراى تاريك وبارانى) براى آنان بدرخشد، در آن حركت كنند، ولى همين كه تاريكى، ايشان را فرا گرفت بايستند. واگر خداوند بخواهد، شنوايى و بينايى آنان را (از بين) مى‏ برد، همانا خداوند بر هر چيزى تواناست.

نكته‏ ها:

منافقان، تاب وتوان ديدن دلائل نورانى و فروغ آيات الهى را ندارند. همانند مسافر شبگرد در بيابان كه در اثر برقِ آسمان، چشمانش خيره شده و جز چند قدم بر نمى‏ دارد. آنان نيز در جامعه اسلامى هر چند گاهى چند قدمى پيش مى‏ روند، ولى در اثر حوادث يا اتّفاقاتى از حركت باز مى‏ ايستند. آنان چراغ فطرت درونى خويش را خاموش كرده ومنتظر رسيدن‏ نورى از قدرت‏هاى بيرونى مانده ‏اند.

هرگاه گفته مى‏شود خداوند بر هر كارى قادر است، مراد كارهاى ممكن است. مثلًا اگر گفتيم فلانى رياضى‏ دان است، معنايش آن نيست كه بتواند حاصل جمع 2+ 2 را 5 بياورد.

زيرا اين امر محال است، نه آنكه آن شخص قادر بر جمع نمودن آن نباشد. كسانى از امام عليه السلام سؤال كردند: آيا خداوند مى‏تواند كره‏ ى زمين را در تخم مرغى قرار دهد؟ امام ابتدا يك پاسخ اقناعى دادند كه با يك عدسىِ چشم، آسمان بزرگ را مى‏ بينيم، سپس فرمودند:

خداوند قادر است، امّا پيشنهاد شما محال است. درست مانند قدرت رياضى‏ دان كه مسئله ‏ى محال را حل نمى ‏كند.

سيماى منافق در قرآن‏

منافق در عقيده وعمل، برخورد وگفتگو، عكس‏العمل ‏هايى را از خود نشان مى‏ دهد كه در اين سوره وسوره‏ هاى منافقون، احزاب، توبه، نساء و محمّد آمده است. آنچه در اينجا به مناسبت مى‏ توان گفت، اين است كه منافقان در باطن ايمان ندارند، ولى خود را مصلح و عاقل مى‏پندارند. با همفكران خود خلوت مى‏كنند، نمازشان با كسالت و انفاقشان با كراهت است. نسبت به مؤمنان عيب‏جو و نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله موذى ‏اند. از جبهه فرارى و نسبت به خدا غافل‏اند. افرادى ياوه ‏سرا، رياكار، شايعه ساز و علاقمند به دوستى با كفارند. ملاك علاقه‏ شان كاميابى و ملاك غضبشان، محروميّت است. نسبت به تعهّداتى كه با خدا دارند بى ‏وفايند، نسبت به خيراتى كه به مؤمنان مى‏ رسد نگران، ولى نسبت به مشكلاتى كه براى مسلمانان پيش مى‏آيد شادند. امر به منكر ونهى از معروف مى‏ كنند. قرآن در برابر اين همه انحراف‏هاى فكرى وعملى مى‏ فرمايد: «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ»

پيام‏ ها:

1- منافق در مسير حركت، متحيّر است. «أَضاءَ ... مَشَوْا، أَظْلَمَ ... قامُوا»

2- حركت منافق، در پرتو نور ديگران است. «أَضاءَ لَهُمْ»

3- منافق به سبب اعمالى كه مرتكب مى‏شود، هر لحظه ممكن است گرفتار قهرخداوندى شود. «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ»

4- سنّت الهى، آزادى دادن به همه است و گرنه خداوند مى‏ توانست منافقان را كر و كور كند. «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ

أَبْصارِهِمْ»

 

-----------------------

تفسیر برهان ج 2 ص 224

يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ:امام حسن عسکری فرمودند: و این مثل مردمانی است که به برق آسمان گرفتار شدند اما دیدگانشان را از آن برنگرفتند و چهره هیشان را از آن نپوشاندند تا بلکه چشمانشان از درخشش آن در امان ماند و نه تنها به راه رهایی خود از نور آن برق نگاه نکردند بلکه در آن نور نگریستند پس نزدیک بود که برق چشمهیشان را برباید. آن منافقان نیز گرچه آیات محکم قرآن در پیش رویشان قرار دارد و بر پیامبری تو گواه است و راستی و درستی تو ر در منصوب کردن برادرت علی (ع) به امامت آشکار می سازد و اگرچه معجزه هایی که از تو ای محمد (ص) و از برادرت علی (ع) می بینند پیش چشمشان است و گواهی است بر این امر تو و امر حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد با این همه دلایل روشن و نشانه هایی که از قران و از تو و از برادرت علی (ع) می بینند نمی اندیشند.

دوشنبه, 25 دی 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 19

19.jpg 


يا چون (گرفتاران در) بارانى تند از آسمانند كه در آن، تاريكى‏ ها و رعد و برقى است كه از ترس صاعقه ‏ها وبيم مرگ، انگشتان خود را در گوشهايشان قرار مى‏دهند. ولی خداوند بر كافران احاطه دارد.

نكته‏ ها:

خداوند، منافق را به شخصِ در باران مانده‏اى تشبيه كرده كه مشكلات بارانِ تند، شب تاريك، غرّش گوش خراش رعد، نور خيره كننده‏ى برق، و هراس و خوف مرگ، او را فراگرفته است، امّا او براى حفظ خود از باران، نه پناهگاهى دارد و نه براى تاريكى، نورى و نه گوشى آسوده از رعد و نه روحى آرام از مرگ.

پيام ‏ها:

1- منافقان غرق در مشكلات و نگرانى‏ها مى‏شوند، و در همين دنيا نيز دلهره و اضطراب و رسوايى و ذلّت دامن گيرشان مى‏شود. «ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ»

2- منافقان از مرگ مى ‏ترسند. «حَذَرَ الْمَوْتِ»

3- منافقان بدانند كه خداوند بر آنها احاطه دارد و هر لحظه اراده فرمايد، اسرار و توطئه‏ هاى آنها را افشا مى‏كند.

 «وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ»

-----------

تفسیر برهان جلد 2 - ص4 22

أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ  حضرت امام حسن عسکری (ع) فرمود :

حق تعالی فرمود : ای محمد همان طور که در این باران چیزهایی است که هرکس به آن دچار گردد هراسان شود آنان نیزبه خاطر سرباز زدن از بیعت با علی و ترس اینکه تو ای محمد به دورویی آنان پی ببری همانند کسی هستند که در این باران و رعد و برق گرفتار آید: همانطور که او از ترس این رعد قلبش را از جای برکند یا برق آذرخشش را بر او فرود آورد به خویش می لرزد آنان نیز در هراسند که تو به کفر ورزی آنان پی ببری و این به کشته شدن و ریشه کن شدن آنها بینجامد.

يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ: همانند آن کسانی که به رعد و برق دچار گشته انگشت های خود را در گوش هایشان فرو می برند در آن هنگام که می شنوند تو با آگاهی از حال آنان بیعت شکنان را لعنت کرده و تهدید می نمایی تا لعنت و تهدید تو را نشنوند مبادا که رنگ رخسارشان دگرگون شود و یاران تو از آن نشانه دریابند که مراد از لعنت و تهدید تو هم اینان هستند.

وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ‏ : او بر آنها چیره است و اگر بخواهد دورویی آن مناقان آن جمع را برایت آشکار می کندو اسرارشان را برایت فاش می کند و...

جمعه, 22 دی 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 18

 صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ‏«18»

آنان (از شنيدن حقّ) كر و (از گفتن حقّ) گنگ و (از ديدن حقّ) كورند، پس ايشان (به سوى حقّ) باز نمى‏گردند.

نكته‏ ها:

قرآن در ستايش برخى پيامبران مى‏فرمايد: آنان دست وچشم دارند، «وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ» شايد مقصود آن است كه كسى كه دست بت‏ شكنى دارد دست دارد، كسى كه چشم خدابين دارد چشم دارد، پس منافقان كه چنين دست وچشمى ندارند، در واقع همچون ناقص الخلقه‏هايى هستند كه خود مقدّمات نقص را فراهم كرده و وسائل شناخت را از دست داده‏اند. لذا در اين سوره درباره‏ى منافقان تعابيرى همچون «لايشعرون، ما يشعرون، لايعلمون، لايبصرون، يعمهون، صمّ، بكم، عمى، لا يرجعون» بكار رفته است.

نظر، غير از بصيرت است. در سوره اعراف مى‏خوانيم: «تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ» مى‏بينى كه به تو نگاه مى‏كنند، در حالى كه نمى‏بينند. يعنى چشم بصيرت ندارند كه حقّ را ببينند.

عدم بهره‏گيرى صحيح از امكانات و وسائل شناخت، مساوى با سقوط و از دست دادن انسانيّت است. در سوره اعراف آيه‏ى 179 مى‏خوانيم: «لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ» آنان دل دارند، ولى نمى‏فهمند، چشم دارند ولى نمى‏بينند، گوش دارند ولى حقّ را نمى‏شنوند، اين گروه همچون چهارپايان بلكه از آنها پست‏تر و گمراه‏ترند، ايشان غافل هستند.

جزاى كسى كه در دنيا خود را به كورى و كرى و لالى مى‏زند، كورى و كرى و لالى آخرت است. «وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى‏ وُجُوهِهِمْ عُمْياً وَ بُكْماً وَ صُمًّا»

 

پيام ‏ها:

1- نفاق، انسان را از درك حقايق و معارف الهى باز مى‏دارد. «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ»

2- كسى كه از عطاياى الهى در راه حقّ بهره نگيرد، همانند كسى است كه فاقد آن نعمت‏ هاست. «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ»

3- حقّ نديدن منافقان دو دليل دارد: يكى آنكه فضاى بيرونى آنان تاريك است؛ «فِي ظُلُماتٍ» وديگر آنكه خود چشم دل را از دست داده‏ اند. «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ»

4- منافقان، لجاجت و تعصّب دارند. «فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ»

صفحه2 از61

درباره قاسمیه

هیئت زنجیرزنان و شاه حسین گویان محله شتربان در تاریخ 1346 به همت جوانان این محله تاسیس شده و تاکنون به فعالیت خود در زمینه های مذهبی ادامه می دهد

ادامه مطلب

اوقات شرعی