تفسیرقطره ای  قرآن کریم

تفسیرقطره ای قرآن کریم (33)

جمعه, 22 دی 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 17

نوشته شده توسط

مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ‏ «17»

مَثل آنان (منافقان)، مَثل آن كسى است كه آتشى افروخته، پس چون آتش اطراف خود را روشن ساخت، خداوند روشنايى و نورشان را ببرد و آنان را در تاريكى‏هايى كه (هيچ) نمى‏بينند، رهايشان كند.

نكته‏ ها:

مثال، براى تفهيم مطلب به مردم، نقش مؤثّرى دارد. مسائل معقول را محسوس و بدينوسيله راه را نزديك وعمومى مى‏كند، درجه اطمينان را بالا مى‏برد ولجوجان را خاموش مى‏سازد. در قرآن مثال‏هاى فراوانى آمده است از جمله:

مثال حقّ، به آب و باطل به كفِ روى آب. مثال حقّ به شجره‏ى طيّبه و باطل به شجره‏ى خبيثه. تشبيه اعمال كفّار به خاكسترى در برابر تندباد و يا تشبيه كارهاى آنان، به سراب. تشبيه بت‏ها به خانه عنكبوت. تمثيل دانشمند بى‏ عمل به الاغى كه كتاب حمل مى‏كند وتمثيل غيبت، به خوردن گوشت برادرى كه مرده است.

اين آيه نيز در مقام تشبيهِ مجموعه‏اى از روحيّات و حالاتِ منافقان است. آنان، آتش مى‏ افروزند، ولى خداوند نورش را مى ‏برد و دود و خاكستر و تاريكى براى آنان باقى مى‏گذارد.

امام رضا عليه السلام فرمودند: معناى آيه‏ «تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ ...» آن است كه خداوند آنان را به حال خود رها مى‏كند.

پيام‏ ها:

1- منافق براى رسيدن به نور، از نار (آتش) استفاده مى‏كند كه خاكستر و دود و سوزش نيز دارد. «اسْتَوْقَدَ ناراً»

2- نور اسلام عالم‏گير است، ولى نورى كه منافقان در سايه‏ ى آن تظاهر به اسلام مى‏كنند، در شعاعى كمتر و روشنايى آن ناپايدار است. «أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ»

3- اسلام نور و كفر تاريكى است. «ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ»

4- كسى كه از يك نور بهره‏مند نشود، در ظلمات متعدّد باقى مى‏ماند. «بِنُورِهِمْ ... فِي ظُلُماتٍ» (كلمه «نور» مفرد و كلمه «ظلمات» جمع است.)

5- نقشه‏ ها وتوطئه ‏هاى منافقان، به اراده الهى ناتمام مى‏ماند. «ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ»

6- طرف مقابل منافقان، خداوند است. «ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ»

7- عاقبت و آينده‏ ى منافقان، تاريك است. «فِي ظُلُماتٍ»

8- منافقان دچار وحشت و اضطراب، ودر تصميم‏گيرى‏ هاى دراز مدّت، سردرگم هستند. «فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ»

9- گاهى در آغاز، ايمان واقعى است، ولى كم ‏كم انسان به انحراف گرايش پيدا نموده و منافق مى‏شود. (كلمه «نورهم» در اين آيه و جمله «لايرجعون» در آيه بعد نشان مى‏دهد كه آنان نورى داشتند، ولى به سوى آن نور برنگشتند.)

-----------------------

: تفسیر برهان

حضرت امام حسن عسکری (ع) از پدرشان از جدشان و ... از رسول خدا (ص) نقل کرد که ایشان فرمودند: هر بنده یا امتی به بیعت با امیرالمومنین وانمود کند و در درون خویش آن را بشکند و با او دورویی کند در آن هنگام که فرشته مرگ بیاید تا جانش را بستاند شیطان و یاورانش نزد او نمایان شوند و آتش دوزخ و شکنجه های گوناگون آن پیش چشم و قلب او با همه سختی های خود آشکار شوند حال اگر او به علی (ع) ایمان آورده بود و به بیعت با او وفا کرده بود بهشت و سراهای آن نزدش جلوه گر می شد آنگاه فرشته عذاب به او گوید : بنگر بهشتی را که هیچ کس جز چروردگار جهانیان، مرتبه و آرامش و شکوه و شادی آن را درنمی یابد. اگر بر پیمان خود در ولایت برادر محمد (ص) استوار بودی اکنون برایت فراهم بود و در روز داوری و جزا و سرنوشت به سوی آن رقم می خورد...  تفسیر منسوب به امام حسن عسکری ص 160

 

پنج شنبه, 21 دی 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 16

نوشته شده توسط

«16» أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏ فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ‏
آنان كسانى هستند كه به بهاى (از دست‏دادن) هدايت، خريدار ضلالت و گمراهى شدند. امّا اين داد وستد، سودشان نبخشيد و در شمارِ هدايت يافتگان در نيامدند. (ويا به اهداف خودنرسيدند.)
:نكته‏ ها
منافقان، صاحب هدايتى نبودند كه آن را از دست بدهند. پس شايد مراد آيه اين است كه زمينه‏هاى فطرى و عوامل هدايت را از دست دادند. همچنان كه در آيات ديگر مى‏ خوانيم 
 «اشْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالْإِيْمانِ» «1» گروهى ايمان را به كفر فروختند. و يا «اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ» «2» آخرت را به زندگى دنيوى فروختند. ويا «وَ الْعَذابَ بِالْمَغْفِرَةِ» «3» آمرزش و عفو الهى را با قهر و عذاب او معامله كردند. يعنى استعداد ايمان و دريافت پاداش و مغفرت را با اعمال خود از بين بردند
عاقبت، نور الهى دود شد         فطرت حق‏جوى او، نمرود شد

پيام‏ ها

1- منافق، سود و زيان خود را نمى‏شناسد ولذا هدايت را با ضلالت معامله مى‏كند. «اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏»

2- انسان، آزاد و انتخاب‏گر است. چون داد و ستد، نياز به اراده وتصميم دارد.«اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ ...»

3- دنيا همچون بازار است و مردمان، معامله‏گر و مورد معامله، اعمال و انتخاب‏هاى ماست. «اشْتَرَوُا ... فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ»

4- عاقبتِ مؤمن، هدايت؛ «عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ» و سرانجام منافق، انحراف است. «ما كانُوا مُهْتَدِينَ»

5- منافقان به اهداف خود راهى نمى‏يابند. «ما كانُوا مُهْتَدِينَ» وبا توجّه به آيات بعد.

-------------------

:تفسیر برهان 

: حضرت امام حسن عسکری (ع) فرمودند 

 

أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا  یعنی دین خدا را فروختند و به جایش کفر به خدا را گرفتند

فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ یعنی در آخرت و در این تجارت سودی نکردند چرا که آنها با فروختن بهشت آتش جهنم و عذاب های گوناگون آنرا خریده اند بهشتی که اگر ایمان می آوردند برایشان فراهم بود

سه شنبه, 19 دی 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 15

نوشته شده توسط

«15» اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ‏

خداوند آنان را به استهزا مى‏گيرد و آنان را در طغيانشان مهلت مى‏دهد تا سرگردان شوند.

نكته‏ ها:

كلمه «يَعمهون» از «عَمَه» مثل «عَمى» مى‏باشد، لكن «عمى» كورى ظاهرى را گويند و «عمه» كورى باطنى است.

امام رضا عليه السلام در تفسير اين آيه مى‏فرمايد: خداوند، اهل مكر و خدعه و استهزا نيست، لكن جزاى مكر و استهزاى آنان را مى‏دهد. همچنان كه آنان را در طغيان و سركشى خودشان، رها مى‏كند تا سر درگم و غرق شوند. و چه سزايى سخت‏تر از قساوت قلب و تسلّط شيطان و وسوسه‏هاى او، ميل به گناه و بى‏رغبتى به عبادت، همراهى و همكارى با افراد نا اهل و سرگرمى به دنيا و غفلت از حقّ كه منافقان بدان گرفتار مى‏آيند.

منافقان، دوگانه رفتار مى‏كنند و لذا با آنها نيز دو گونه برخورد مى‏شود؛ در دنيا احكام مسلمانان را دارند و در آخرت كيفر كفّار را مى‏بينند.

پيام ‏ها:

1- كيفرهاى الهى، متناسب با گناهان است. در برابر «إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ»، «اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» آمده است.

2- منافقان با خدا طرفند، نه با مؤمنان. (آنها مؤمنان را مسخره مى‏كنند، ولى خدا به حمايت آمده و پاسخ مسخره‏ ى آنان را مى‏دهد.) «اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ»

3- استهزا، اگر به عنوان پاسخ باشد، مانعى ندارد. نظير تكبّر در مقابل متكبّر. «اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ»

4- از مهلت دادن و زياده بخشى‏ هاى خداوند، نبايد مغرور شد. «يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ»

5- سركشى و طغيان، زمينه‏اى براى سر درگمى‏ هاست. «فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ»*

------------------

تفسیر برهان : ج2 ص 219

ابن بابویه، از محمد بن ابراهیم بن احمد بن یونس معاذی، از ... از حضرت رضا (ع) درباره (( الله یستهزی بهم)) پرسیدم، ایشان فرودند: خداوند تبارک و تعالی ریشخند نمی کند، اما سزای ریشخند آنان را می دهد

علی بن ابراهیم گفت: « ویمدهم فی طغیانهم یعمهون» یعنی آنان را به حال خود می گذارد


 

 

 

دوشنبه, 18 دی 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 14

نوشته شده توسط

  وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى‏ شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ‏ «14»

وچون با اهل ايمان ملاقات كنند گويند: ما (نيز همانند شما) ايمان آورده‏ايم. ولى هرگاه با (همفكران) شيطان صفت خود خلوت كنند، مى‏گويند: ما با شما هستيم، ما فقط (اهل ايمان را) مسخره مى‏كنيم.

نكته‏ ها:

«شيطان» از «شَطَن» به معناى دور شده از خير است و به هركس القاى انحراف كند، اطلاق شده وبه انسان‏هاى بدكار و دور از حقّ نيز گفته مى‏شود.

پيام‏ها:

1- منافق، نان را به نرخ روز مى‏خورد. «قالُوا آمَنَّا ... قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ»

2- گرچه اظهار ايمان براى مسلمانى كافى است، ولى بايد مواظب عوامل نفوذى بود. «قالُوا آمَنَّا»

3- منافق، شهامتِ صداقت ندارد واز مؤمنان ترس و هراس دارد. «خَلَوْا»

تماس وارتباط منافقان با مؤمنان، آشكار وعلنى است ولى تماس آنان با كفّار يا سران و رهبران خود، سرّى و محرمانه، در نهان و خلوت صورت مى‏گيرد.

4- دوستان منافقان، شيطان صفت هستند. «شياطينهم»

5- كفّار و منافقان با همديگر ارتباط تشكيلاتى دارند و منافقان از آنان خطّ فكرى مى‏گيرند. «شياطينهم»

6- منافقان، مؤمنان را به استهزا مى‏گيرند. «إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ»

-------------------------

: تفسیر برهان 

ابن شهر آشوب از حضرت امام محمد باقر (ع) روایت کرده است که ایشان فرمودند: این آیه درباره سه کس نازل شد. آنان وقتی که پیامبر (ص) دست امیرالمومنین علی (ع) را به ولایت برافراشت در ظاهر ایمان آورده خوشحال شدند و چون با دشمنان امیرالمومنین به خلوت درآمدند (قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُن)

 

 

یکشنبه, 17 دی 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 13

نوشته شده توسط

«13» وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ‏

وچون به آنان گفته شود، شما نيز همان‏گونه كه (ساير) مردم ايمان آورده‏اند ايمان آوريد، (آنها با تكبّر وغرور) گويند: آيا ما نيز همانند ساده‏انديشان و سبك مغزان، ايمان بياوريم؟! آگاه باشيد! آنان خود بى‏خردند، ولى نمى‏دانند.

پيام‏ها:

1- ارشاد و دعوت اولياى خدا، در منافقان بى‏ اثر است. «قِيلَ ... أَ نُؤْمِنُ»

2- منافقان، روحيّه امتياز طلبى و خود برتربينى دارند. «أَ نُؤْمِنُ»

3- تحقير مؤمنان، از شيوه‏هاى منافقان است. «كَما آمَنَ السُّفَهاءُ»

(ايمان داشتن و تسليم خدا بودن، در نظر منافقان سبك مغزى است.)

4- مسلمانان بايد هوشيار باشند تا فريب ظواهر را نخورند. «أَلا»

5- در فرهنگ قرآن، تسليم حقّ نشدن، سفاهت است. «إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ»

6- بايد غرور متكبرانه منافق، شكسته وبا آن مقابله شود. «إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ»

7- افشاى چهره دروغين منافق، براى جامعه اسلامى ضرورى‏ است. «هُمُ السُّفَهاءُ»

8- بدتر و دردآورتر از هر دردى، جهل به آن درد است. «لكِنْ لا يَعْلَمُونَ»

---------------------

حضرت امام موسی کاظم (ع) فرمود: «واذا قیل» درباره کسانی است که بیعت شکستند. نیکان مومنان همچون سلمان و مقداد و ابوذر و عمار به آنها گفتند: «آمنوا» به رسول خدا (ص) و علی (ع) که حضرت وی را برجایگاه خویش نهاد و مقام خویش به او بخشید و تمامی بهره دین و دنیارا در گرو و قرار داد پس در ظاهر و باطن خود به این پیامبر ایمان بیاورید و بر این امر گردن نهید.

«قالوا» : در جواب نزد هر کس که می رسیدند البته نه در نزد مومنان بلکه نزد دیگر منافقان این چنین می گفتند: «أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ»

و منظورشان سلمان و یاران او بود چرا که ایشان خالصانه دل به علی بسته بودند و گوش به فرمان او بودند. و آشکارا او را دوست داشتند و با بدخواهانش دشمنی می کردند. .....

از این رو منظور منافقان این بود که چون سلمان و یارانش به مخالفت با دشمنان محمد (ص) پرداختند نادان و کم خردند. خداوند عزوجل فرمود: «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ‏» سبک مغزان که در کار محمد (ص ) به دیده حق نمی نکزند تا پیامبری او را درک کنند و دریابند که به راستی و برحق خیر دنیا و دین را در گرو علی (ع) نهاده است. آنان چون در نشانه های آشکار خداوند نمی اندیشند نادان می مانند....

-----------

تفسیر برهان ج 2 ص 212

 

 

یکشنبه, 21 خرداد 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 12

نوشته شده توسط

«12» أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ‏

آگاه باشيد! همانا آنان خود اهل فسادند، ولى نمى‏فهمند.

نكته‏ ها:

در يك بررسى اجمالى از آيات قرآن در مى‏يابيم كه نفاق، آثار و عوارض بدى در روح، روان، رفتار و كردار شخص منافق ايجاد مى‏كند كه او را در دنيا و قيامت گرفتار مى‏سازد.

قرآن در وصف آنها مى‏فرمايد:

* دچار فقدان شعور واقعى مى‏شوند.

* انديشه و فهم نمى‏كنند.

* دچار حيرت و سرگردانى مى‏شوند.

* چون اعتقاد قلبى صحيحى ندارند، وحشت واضطراب‏ و عذابى دردناك دارند.

پيام‏ها:

1- مسلمانان بايد به ترفندها و شعارهاى به‏ظاهر زيباى منافقان، آگاه شوند. «الا»

2- بلندپروازى و خيال‏پردازى مغرورانه‏ى منافق، بايد شكسته شود. «إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ»

3- منافقان دائماً در حال فساد هستند. «هُمُ الْمُفْسِدُونَ»

4- زرنگى اگر در مسير حقّ نباشد، بى‏شعورى است. «لا يَشْعُرُونَ»

یکشنبه, 21 خرداد 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 11

نوشته شده توسط

Bagare 11

نفاق؛ عامل فساد در جامعه

نفاق، بیماری مُسری و واگیرداری است که اگر جلوی انتشار آن گرفته نشود، افراد زیادی از جامعه را مبتلا می ‌کند. چاپلوسی، ریاکاری و دورویی جامعه را به ‌فساد می ‌کشاند.

ازآنجاکه منافق، خود اهل عمل به دستورات دینی نیست، می‌ خواهد دیگر مؤمنان نیز همانند او باشند؛ لذا دائماً با مسخره‌‌ کردنِ دستورات خدا، مردم را در ادای وظایفشان، سست یا به آن‌ وظایف بی‌ اعتنا می‌ کند.

قرآن نمونه‌ هایی از این رفتار زشت منافقان را در سوره‌ های توبه و منافقین بیان می‌ فرماید که چگونه به‌ هنگام جهاد با دشمنان اسلام، از جنگ فرار می‌ کردند و باعث تضعیف روحیۀ مجاهدان می‌ شدند. یا در هنگام انفاق و کمک‌ های مالی، مؤمنان را مسخره می‌‌ کردند و می‌ گفتند که این مقدارِ کم، چه ارزشی دارد.

با آنکه نفاق منشأ همه‌ گونه فساد در جامعه است، منافق که از دیدن حقایق کور شده است، فسادِ خود را اصلاح می‌ پندارد. زیرا درنظر او، کاری همچون سازش با دشمن، به ‌صلاح جامعه است، پس باید جلوی جنگ و پیامدهای آن گرفته شود؛ گرچه این کار سبب تضعیف دین و مؤمنان گردد!

از اين آيه مى ‌آموزيم:

آثار نفاق، فقط فردی نيست، بلكه جامعه را نيز به‌‌فساد می‌كشاند.

ازنشانه‌های نفاق، خودستايی و خودبرتربينی است. منافقان می‌گويند: فقط ما اهل صلاح و اصلاح هستيم، نه ديگران.

اگر نفاق در دل رسوخ كند، درك و شعور صحيح را از انسان می‌گيرد و باعث می‌شود او حقايق را وارونه ‌ببيند.

مؤمنان بايد شعارهای زيبا، اما توخالی منافقان را بشناسند تا فريب نخورند.

جمعه, 19 خرداد 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 10

نوشته شده توسط

بيماردلي منافقان

ازنظر قرآن، روح انسان همچون جسم او، گاه به بیماری‌ هایی دچار می‌ شود که اگر درمان نشوند، گسترش یافته و رشد می‌ کنند، تا جایی‌‌ که انسانیتِ انسان را ازبین می‌ برند.

نفاق از بیماری‌ های خطرناک روحی است که زمینه را برای بروز بیماری‌ های دیگر روحی همچون بخل و حسد و طمع مهیا می‌‌ کند.

انسان سالم یک چهره بیشتر ندارد و میان فکر و عمل او هماهنگی کامل است. زبانش چیزی را می‌ گوید که در دل دارد و رفتارش با عقایدش مطابق است. اما اگر غیر از این شد، روح بیمار شده و دچار انحراف گردیده است.

نفاق همچون مرداری است که اگر در روح و دل انسان باقی بماند، باعث می‌ شود منافق به‌جای تسلیم‌شدن در برابر دستورات نازل‌ شده از طرف خداوند، ریاکاری کند و پلیدی نفاق او بیشتر آشکار گردد و بدین‌‌ گونه بیماری نفاقش افزایش یابد. نفاق همچون لاشه و مردار در آب افتاده است که بوی نامطبوع می‌ دهد و هرچه بارانِ پاک بر آن ببارد، به‌‌جای آنکه آلودگی‌ اش برطرف شود، آلودگی‌ اش بیشتر می‌ گردد.

«نفاق» معنای وسیعی دارد و هرگونه دوگانگی میان گفتار و عمل و ظاهر و باطن را شامل می‌ شود. لذا افراد مؤمن نیز ممکن است گاهی دچار آن شوند. ریا و تظاهر در ادای عبادت، یعنی کار را برای غیرخدا انجام‌دادن، نوعی نفاق است.

پیامبر گرامی اسلام می‌ فرمایند: سه صفت است که در هر کس باشد، منافق است، هرچند روزه بگیرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند: کسی که در امانت خیانت کند؛ کسی که به‌ هنگام سخن‌گفتن دروغ بگوید؛ کسی که وعده بدهد، ولی عمل نکند.

از اين آيه مى ‌آموزيم:

- نفاق، بيماری روحی است و منافق همچون فرد بيمار، نه سالم است و نه مرده، نه مؤمن است و نه كافر.

- نفاق، رشدی سرطانی و فراگير دارد كه اگر درمان نشود، همۀ ابعاد وجودی انسان را فرامی ‌گيرد.

- سرچشمۀ نفاق، دروغ است و دروغ‌گويی شيوۀ معمول منافقان است.

نکته‌های آیه: «فِى قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ فَزَادَهُمْ اللَّهُ مَرَضاً وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْذِبُونَ‏» (بقره/10)

بیمارى، گاهى مربوط به جسم است، نظیر آیه 185 سوره بقره؛ «ومن كان مریضاً» كه درباره احكام روزه بیماران مى ‏باشد. و گاهى مربوط به روح، نظیر این آیه «فى قلوبهم مرض» كه درباره بیمارى نفاق مى‏ باشد.

داستان منافق، به لاشه و مردارى بد بو مى‏ ماند كه در مخزن آبى افتاده باشد. هر چه آب در آن بیشتر وارد شود، فسادش بیشتر شده و بوى نامطبوع و آلودگى آن افزایش مى‏ یابد. نفاق، همچون مردارى است كه اگر در روح و دل انسان باقى بماند، هر آیه و حكمى كه از طرف خداوند نازل شود، به جاى تسلیم شدن در برابر آن، دست به تظاهر و ریاكارى مى‏ زند و یك گام بر نفاق خود مى‏ افزاید. این روح مریض، تمام افكار و اعمال او را، ریاكارانه و منافقانه مى‏ كند و این نوعى افزایش بیمارى است. «فزادهم اللَّه مرضاً»

شاید جمله «فزادهم اللَّه مرضاً» نفرین باشد. نظیر «قاتلهم اللَّه» یعنى اكنون كه در دل بیمارى دارند، خدا بیمارى آنان را اضافه كند.

پیام‌های آیه: «فِى قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ فَزَادَهُمْ اللَّهُ مَرَضاً وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْذِبُونَ‏» (بقره/10)

- نفاق، یك مرض روحى و منافق بیمار است. همانطور كه بیمار، نه سالم است و نه مرده، منافق هم نه مؤمن است و نه كافر. «فى قلوبهم مرض»

- اصلِ انسان، دل و روح اوست. «زادهم اللَّه» (حقّ این بود كه بگوید «فزادها اللَّه مرضاً» یعنى در دل آنان مرض بود، خداوند مرض آنها را زیاد كرد. ولى فرمود: مرض خود آنان را زیاد كرد. پس قلب انسان، به منزله تمام انسان است. زیرا اگر روح و قلب منحرف شود، آثارش در سخن و عمل هویداست.) (تفسیر راهنما)

- نفاق، مرضى است كه رشد سرطانى دارد. (در قرآن، آیاتى را مى‏ خوانیم كه در آن اوصاف پسندیده‏ اى همچون: علم، هدایت و ایمان، قابل افزایش معرّفى شده است. همانند: «زدنى علماً» طه، 114 و «زادتهم ایمانا» انفال، 2 و «زادهم هدى» محمد، 17. همچنین برخى از امراض و اوصاف ناپسند مانند: رجس، نفرت، ترس و خسارت نیز قابل ازدیاد دانسته شده ‏اند. همانند: «زادتهم رجساً» توبه، 125 و «زادهم نفوراً» فرقان، 60 و «مازادوكم الاّ خَبالاً» توبه، 47 و «ولا یزید الظالمین الاّ خساراً» اسراء، 82. با توجّه به آیات مذكور، معلوم مى‏ شود كه سنّت خداوند، آزادى دادن به هر دو گروه خیر و شر است. «كلاّ نُمدّ هؤلاء و هؤلاء» اسراء، 20.) «زادهم اللَّه مرضاً»

- زمینه‏ هاى عزّت و سقوط را، خود انسان در خود به وجود مى ‏آورد. «لهم عذاب الیم بما كانوا یكذبون»

- دروغگویى، از روش هاى متداول منافقان است. «كانوا یَكذبون»

پنج شنبه, 18 خرداد 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 9

نوشته شده توسط

Bagare 9

نفاق و فريب ‌كاري

منافقان، گمان می ‌کنند افرادی زرنگ و زیرک هستند و می ‌توانند خدا و مؤمنان را فریب دهند و از امتیازات مسلمانان برخوردار شوند تا در وقت مناسب، ضربۀ خود را به اسلام بزنند.

درحالی ‌که خداوند از کفر باطنی آن ‌ها آگاه است و نفاق و دورویی آن ‌ها را می ‌‌‌‌داند و در مواقع حسّاس، آنان را رسوا و چهرۀ زشت آن ‌ها را برای مؤمنان افشا می ‌کند.

بیماری را تصور کنید که به پزشک مراجعه می ‌کند. اگر به دستورات او عمل نکند، ولی به‌‌دروغ به پزشک بگوید که داروها را مصرف کرده‌ ام، گمان می‌ کند که پزشک را فریب داده است، درحالی‌ که جز فریب خود، کار دیگری نکرده و فریبِ پزشک، درواقع فریبِ خود است. این چند چهرگانِ بیمار نیز که گمان می‌ کنند خدا را فریب داده‌ اند، کسی جز خود را فریب نمی‌ دهند.

از اين آيه مى ‌آموزيم:

1- منافق، فريبكار است. مراقب باشيم كه فريب ظاهر افراد را نخوريم.

2- به ‌دنبال فريب ديگران نباشيم؛ زيرا قرآن می ‌گويد که نيرنگ‌ به نيرنگ ‌زننده باز می‌گردد.

3- رفتار اسلام با منافق همانند رفتار منافق با اسلام است. او در ظاهر اسلام می ‌آورد، اسلام نيز او را در ظاهر، مسلمان می ‌شناسد. او در دل، كافر است، خداوند هم در قيامت، او را همچون كفّار كيفر می ‌دهد.

4- منافق خود را باهوش می ‌پندارد، در حالي ‌كه چنین نیست؛ زيرا نمی ‌داند كه در مقابلش خدايی است كه از اسرار همه آگاه است.

________________________

نکته‌های آیه: « يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ وَمَا يَخْدَعُونَ إِلّا أَنْفُسَهُمْ وَ مَا يَشْعُرُونَ‏ ‏‏» (بقره/9)?بخش اول

« شعور» از ریشه « شَعر» به معناى مو مى‏ باشد. كسى كه داراى فهم دقیق و موشكافانه باشد، اهل درك و شعور است. بنابراین منافق گمان مى‏ كند كه دیگران را فریب مى ‏دهد، زیرا درك درست ندارد. «لایشعرون»

مراد از حیله و مكر منافقان با خدا، یا خدعه و نیرنگ آنان با احكام خدا و دین الهى است كه آن را مورد تمسخر و بازیچه قرار مى‏ دهند و یا به معناى فریبكارى نسبت به پیامبر خداست. یعنى همان‏ گونه كه اطاعت و بیعت با رسول‏ خدا، اطاعت و بیعت با خداست («من یطع الرّسول فقد اطاع اللّه» هركس از رسول پیروى كند، قطعاً از خدا پیروى كرده است. (نساء،80) «انّ الّذین یُبایعونك انّما یبایعون اللّه» كسانى كه با تو بیعت كنند، همانا با خدا بیعت نموده‏ اند. (فتح،1) و خدعه با رسول ‏خدا به منزله خدعه با خدا مى‏ باشد كه روشن است این گونه فریبكارى و نیرنگ بازى با دین، خدعه و نیرنگ نسبت به خود است. چنانكه اگر پزشك، دستور مصرفِ دارویى را بدهد و بیمار به دروغ بگوید كه آنها را مصرف كرده ‏ام، به گمان خودش پزشك را فریب داده و در حقیقت خود را فریب داده است كه فریب پزشك، فریب خود است.

برخورد اسلام با منافق، همانند برخورد منافق با اسلام است. او در ظاهر اسلام مى ‏آورد، اسلام نیز او را در ظاهر مسلمان مى ‏شمارد. او در دل ایمان ندارد و كافر است، خداوند نیز در قیامت او را با كافران محشور مى‏ كند.

در روایتى از پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه و آله مى‏خوانیم: ریاكارى، خدعه با خداوند است. (تفسیر نورالثقلین)

قرآن، بازتاب كار نیك و بد انسان را براى خود او مى‏ داند. چنانكه در این آیه مى‏ فرماید: خدعه با دین، خدعه با خود است نه خدا. و در جاى دیگر مى‏ فرماید: «اِن أحسنتم أحسنتم لانفسكم و اِن أسأتم فلها» (اسراء،7) اگر نیكى كنید، به خود نیكى كرده ‏اید و اگر بدى كنید، به خود كرده‏ اید. یا در جاى دیگر مى ‏فرماید: «ولا یَحیق المَكر السیّى‏ء الاّ بَاهلِه» (فاطر،43) نیرنگ بد، جز سازنده‏ اش را فرا نگیرد.

________________________

پیام‌های آیه: « يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ وَمَا يَخْدَعُونَ إِلّا أَنْفُسَهُمْ وَ مَا يَشْعُرُونَ‏ ‏‏» (بقره/9)

1- حیله‏ گرى، نشانه نفاق است. «یخادعون اللّه»

2-منافق، همواره در فكر ضربه زدن است. «یخادعون» (كلمه «خدعه» به معناى پنهان كردن امرى و اظهار نمودن امر دیگر، به منظور ضربه زدن است.) (تفسیر راهنم)

3-آثار نیرنگ، به صاحب نیرنگ بر مى‏ گردد. «وما یَخدعون الاّ انفسهم»

4- منافق، بى‏ شعور است و نمى ‏فهمد كه طرف حساب او خداوندى است كه همه اسرار درون او را مى‏ داند «یعلم خائنة الاعین و ماتخفى الصدور» (غافر،19) و در قیامت نیز از كار او پرده برمى ‏دارد. «یوم تبلى السرائر» (طارق،9) «وما یشعرون» (جمله «و ما یشعرون» را دو گونه مى‏ توان معنا كرد: اول آن ‏كه شعور ندارند كه خدا اسرارشان را مى‏ داند و دیگر این ‏كه شعور ندارند كه در حقیقت به خود ضربه مى ‏زنند).

5- خدعه و حیله، نشانه عقل و شعور نیست. «یخادعون... لایشعرون» در روایات مى ‏خوانیم: عقل واقعى آن است كه توسط آن، انسان خداوند را بندگى نماید.

چهارشنبه, 17 خرداد 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 8

نوشته شده توسط

Bagare 8

نفاق؛ ميانۀ كفر و ايمان

قرآن، که کتاب هدایت است، ویژگی ‌های مؤمنان و کافران و منافقان را برای ما بیان می ‌کند تا هم بفهمیم خود از کدام گروه هستیم، هم دیگران را بشناسیم و بتوانیم به ‌گونه‌ ای مناسب با آنان رفتار کنیم.

از آغاز سورۀ بقره تا اینجا، چهار آیه، مؤمنان را و دو آیه، کافران را معرفی کرده است. این آیه و آیات بعد که سیزده آیه می‌ شود، گروه سومی را معرفی می‌ کند که نه نورانیت گروه اول را دارند و نه جسارت و صراحت گروه دوم را؛ نه در دل، ایمان دارند و نه به زبان، اظهار کفر می‌ کنند. اینان، منافقان ترسویی هستند که کفر درونی خود را پنهان می‌ کنند و در ظاهر، ادعای اسلام‌ داشتن می‌ کنند.

پس از هجرت پیامبر اسلام(ص) از مکه به مدینه و شکستِ سخت مشرکان از مسلمانان در جنگ بدر، برخی مردم مکه و مدینه با آنکه در دل، اعتقادی به اسلام نداشتند، برای حفظ جان و مال خود یا برای رسیدن به موقعیت و مقامی در میان مسلمانان، به‌‌ ظاهر اسلام آوردند و خود را هم‌ رنگ دیگران ساختند. روشن است که آن‌ ها، این شهامت را نداشتند که همانند دیگر کفّار، کفر خود را اظهار کنند تا صف آن‌ ها از مؤمنان جدا گردد.

نفاق و دورویی، پدیده‌ ای است که همۀ انقلاب‌ ها با آن رو به‌ رو هستند و نباید تصور کرد همۀ کسانی که اظهار همراهی و همگامی می‌ کنند، در دل نیز چنین تعهدی دارند. چه بسا افرادی که ظاهری اسلامی دارند، اما در باطن به اسلام ضربه می‌ زنند.

از اين آيه مى ‌آموزيم:

ايمان، امری قلبی است، نه زبانی. پس برای شناخت افراد، فقط به گفته‌های آن‌ها بسنده نكنيم.

نکته‌های آیه: «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوِمِ الاَْخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ‏‏» بقره/8

در آغاز این سوره، براى معرّفى مؤمنان چهار آیه و براى شناسایى كفّار دو آیه آمده است. از آیه 8 تا 20 گروه سومى را معرّفى مى ‏كند كه منافق هستند. اینان نه ایمان گروه اوّل را دارند و نه جرأت و جسارت گروه دوم را در ابراز كفر. منافق، همانند موش صحرایى است كه براى لانه ‏اش دو راه فرار قرار مى‏ دهد، یكى از آن دو را باز مى ‏گذارد و از آن رفت و آمد مى‏ كند و دیگرى را بسته نگه مى ‏دارد. هر گاه احساس خطر كند با سر خود راه بسته را باز كرده و مى ‏گریزد. نام سوراخ مخفى موش «نافقاء» است كه كلمه منافق نیز از همین واژه گرفته شده است. (قاموس و مفردات)

گرچه مراد از نفاق در این آیات، كفر در دل و اظهار ایمان است، ولى در روایات نفاق، داراى معناى گسترده ‏اى است كه هركس زبان و عملش هماهنگ نباشد، سهمى از نفاق دارد. در حدیث مى ‏خوانیم: اگر به امانت خیانت كردیم و در گفتار دروغ گفتیم و به وعده ‏هاى خود عمل نكردیم، منافق هستیم گرچه اهل نماز و روزه باشیم. (سفینةالبحار، ج‏2، ص‏605)

نفاق، نوعى دروغِ عملى و اعتقادى است و ریاكارى نیز نوعى نفاق است.(تفسیر نمونه)

________________________

پیام‌های آیه: «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوِمِ الاَْخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ‏‏» بقره/8

1- ایمان، یك مسئله قلبى است و به اظهارات انسان بستگى ندارد. «ماهم بمؤمنین»

2- اساس ایمان، ایمان به مبدأ و معاد است. «آمنا باللَّه و بالیوم الآخر»

3- خداوند از درون انسان، آگاه است. «وما هم بمؤمنین»

صفحه2 از3

درباره قاسمیه

هیئت زنجیرزنان و شاه حسین گویان محله شتربان در تاریخ 1346 به همت جوانان این محله تاسیس شده و تاکنون به فعالیت خود در زمینه های مذهبی ادامه می دهد

ادامه مطلب

اوقات شرعی