تفسیرقطره ای  قرآن کریم

تفسیرقطره ای قرآن کریم (23)

دوشنبه, 02 بهمن 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 21

نوشته شده توسط

21.jpg

اى مردم! پروردگارتان كه شما وپيشينيان شما را آفريد، پرستش كنيد تا اهل تقوا شويد

نكته‏ ها:

در كتاب‏هاى قانون، مواد قانون، بدون خطاب بيان مى‏شود، ولى قرآن كتاب قانونى است كه با روح و عاطفه مردم سر وكار دارد، لذا در بيان دستورات، خطاب مى‏كند. البتّه خطاب‏هاى قرآن مختلف است. گاهى براى عموم مى‏فرمايد: «يا أَيُّهَا النَّاسُ»*، امّا براى هدايت‏يافتگان فرموده است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»*

هدف از خلقت جهان و انسان، تكامل انسان‏هاست. يعنى هدف از آفرينش هستى، بهره‏گيرى انسان‏هاست‏ وتكامل انسان‏ها در گرو عبادت‏ واثر عبادت، رسيدن به تقوا و نهايت تقوى، رستگارى است.

سؤال: چرا خدا را عبادت كنيم؟

پاسخ: در چند جاى قرآن پاسخ اين پرسش چنين آمده است:

* چون خداوند خالق و مربّى شماست. «اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ»

* چون تأمين كننده رزق و روزى و امنيت شماست. «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ»

* چون معبودى جز او نيست. «لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي»

عبادت انسان، هدف آفرينش انسان است نه هدف آفريننده. او نيازى به عبادت ما ندارد، اگر همه مردم زمين كافر شوند او بى‏نياز است: «إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ ...» چنانكه اگر همه مردم رو به خورشيد خانه بسازند يا پشت به خورشيد، در خورشيد اثرى ندارد.

با اين‏كه عبادت خدا بر ما واجب است، چون خالق و رازق و مربّى ماست، ولى بازهم در برابر اين اداى تكليف، پاداش مى‏دهد و اين نهايت لطف اوست.

آنچه انسان را وادار به عبادت مى‏كند امورى است، از جمله:

1. توجّه به نعمت‏هاى او كه خالق و رازق و مربّى ماست.

2. توجّه به فقر و نياز خويش.

3. توجّه به آثار و بركات عبادت.

4. توجّه به آثار سوء ترك عبادت.

5. توجّه به اين‏كه همه هستى، مطيع او ودر حال تسبيح او هستند، چرا ما عضو ناهماهنگ هستى باشيم.

6. توجّه به اين‏كه عشق وپرستش، در روح ماست وبه چه كسى برتر از او عشق بورزيم.

سؤال: در قرآن آمده است: «وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» يعنى عبادت كن تا به يقين برسى. پس آيا اگر كسى به يقين رسيد، نمازش را ترك كند؟!

پاسخ: اگر گفتيم: نردبان بگذار تا دستت به شاخه بالاى درخت برسد، معنايش اين نيست كه هرگاه دستت به شاخه رسيد، نردبان را بردار، چون سقوط مى‏كنى. كسى كه از عبادت جدا شد، مثل كسى است كه از آسمان سقوط كند؛ «فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ» به علاوه كسانى كه به‏

يقين رسيده‏اند مانند: رسول خدا و امامان معصوم، لحظه‏اى از عبادت دست برنداشتند.

بنابراين مراد آيه، بيان آثار عبادت است نه تعيين محدوده‏ى عبادت.

آيات وروايات، براى عبادت شيوه‏ها وشرايطى را بيان نموده است كه در جاى خود بحث خواهد شد، ولى چون اين آيه، اوّلين فرمان الهى خطاب به انسان در قرآن است، سرفصل‏هايى را بيان مى‏كنيم تا مشخّص شود عبادت بايد چگونه باشد:

1. عبادت مامورانه، يعنى طبق دستور او بدون خرافات.

2. عبادت آگاهانه، تا بدانيم مخاطب و معبود ما كيست. «حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ»

3. عبادت خالصانه. «وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً»

4. عبادت خاشعانه. «فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ»

5. عبادت عاشقانه. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «افضل الناس مَن عَشق العبادة»

و خلاصه مطلب اين‏كه براى عبادت سه نوع شرط است؛

الف: شرط صحّت، نظير طهارت وقبله.

ب: شرط قبولى، نظير تقوا.

ج: شرط كمال، نظير اين‏كه عبادت بايد آگاهانه، خاشعانه، مخفيانه وعاشقانه باشد كه اينها همه شرط كمال است. «5»

پيام ‏ها:

1- دعوت انبيا، عمومى است و همه مردم را دربر مى‏گيرد. «يا أَيُّهَا النَّاسُ»

2- از فلسفه‏ هاى عبادت، شكرگزارى از ولى نعمت است. «اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ»

3- اوّلين نعمت‏ها، نعمت آفرينش، و اوّلين دستور، كُرنش در برابر خالق است.

«اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ»

4- مبادا بت‏ پرستى يا انحراف نياكان، ما را از عبادت خداوند دور كند، زيرا آنان نيز مخلوق خداوند هستند. «وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ»

5- عبادت، عامل تقواست. اگر عبادتى تقوا ايجاد نكند، عبادت نيست. «اعْبُدُوا ... لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»

6- به عبادت خود مغرور نشويم كه هر عبادتى، تقوا ساز نيست. «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»

---------------------

تفسیر برهان ج 2 ص 226 

امام حسن عسکری (ع) ازامام سجاد (ع) درباره کلام خداوند متعال « یا ایها الناس» فرمودند فرزندان آدم که اطاعت از فرامین دین خدا بر ایشان واجب شده « اعبدو ربکم» از فرمانی که پروردگارتان به شما داده پیروی کنید و باور داشته باشید که هیچ خدایی به جز الله نیست یگانه است و هیچ همتایی ندارد ... دادگری است که ستم نکند و بخشنده ای است که بخل نورزد و بردباری است که شتاب نکند... و نیز محمد (ص) بنده و فرستاده ی اوست و خاندان محمد (ص) در میان خاندان دیگر پیامبران بهترین و امت محمد (ص) در میان امت های دیگر بهترین هستند. سپس خدای عزوجل فرمود: «الذی خلقکم» او را بپرستید که شما را از نطفه ای برساخته از آبی پست و بی مقدار آفرید و تا مدتی معین آن را در جایگاهی استوار قرار دا و سرنوشت آن را رقم زد و بر این کار توانا آمد به راستی که پروردگار عالم چه نیک تواناست. و فرمود « اعبدوا ربکم الذی خلقکم و الذین من قبلکم» یعنی او را با بزرگداشت محمد (ص) و علی ابن ابی طالب (ع) بپرستید. «الذی خلقکم» تک تک شما را جان داد و سپس آراسته نمود و به بهترین صورت شکل بخشید. سپس خدای عز و جل فرمود « الذین من قبلکم» خداوند همه گونه های مردمان پیشین را آفرید« لعلکم تتقون» این کلام خداوند دو وجه دارد: یکی اینکه خداوند پیشینیان شما را آفریده باشد که پرهیزگار گردید یعنی تقوا پیشه کنید و دوم اینکه یعنی کسی را که شما را و پیشینیان شما را آفریده بپرستید باشد که پرهیزگار گردید. یعنی او را بپرستید باشد که از آتش دوزخ پروا پیشه کنید. این امید بخشی از سوی خداوند واجب است چرا که او بزرگوارتر از آن است که بنده اش را بدون هیچ نوید و بهره ای خطاب دهد و یا او را به نیکی خود آزمند گرداند سپس نامیدش بگذارد. 

 

جمعه, 29 دی 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 20

نوشته شده توسط

يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ«20»

نزديك است كه برق، نور چشمانشان را بربايد. هرگاه كه (برق آسمان در آن صحراى تاريك وبارانى) براى آنان بدرخشد، در آن حركت كنند، ولى همين كه تاريكى، ايشان را فرا گرفت بايستند. واگر خداوند بخواهد، شنوايى و بينايى آنان را (از بين) مى‏ برد، همانا خداوند بر هر چيزى تواناست.

نكته‏ ها:

منافقان، تاب وتوان ديدن دلائل نورانى و فروغ آيات الهى را ندارند. همانند مسافر شبگرد در بيابان كه در اثر برقِ آسمان، چشمانش خيره شده و جز چند قدم بر نمى‏ دارد. آنان نيز در جامعه اسلامى هر چند گاهى چند قدمى پيش مى‏ روند، ولى در اثر حوادث يا اتّفاقاتى از حركت باز مى‏ ايستند. آنان چراغ فطرت درونى خويش را خاموش كرده ومنتظر رسيدن‏ نورى از قدرت‏هاى بيرونى مانده ‏اند.

هرگاه گفته مى‏شود خداوند بر هر كارى قادر است، مراد كارهاى ممكن است. مثلًا اگر گفتيم فلانى رياضى‏ دان است، معنايش آن نيست كه بتواند حاصل جمع 2+ 2 را 5 بياورد.

زيرا اين امر محال است، نه آنكه آن شخص قادر بر جمع نمودن آن نباشد. كسانى از امام عليه السلام سؤال كردند: آيا خداوند مى‏تواند كره‏ ى زمين را در تخم مرغى قرار دهد؟ امام ابتدا يك پاسخ اقناعى دادند كه با يك عدسىِ چشم، آسمان بزرگ را مى‏ بينيم، سپس فرمودند:

خداوند قادر است، امّا پيشنهاد شما محال است. درست مانند قدرت رياضى‏ دان كه مسئله ‏ى محال را حل نمى ‏كند.

سيماى منافق در قرآن‏

منافق در عقيده وعمل، برخورد وگفتگو، عكس‏العمل ‏هايى را از خود نشان مى‏ دهد كه در اين سوره وسوره‏ هاى منافقون، احزاب، توبه، نساء و محمّد آمده است. آنچه در اينجا به مناسبت مى‏ توان گفت، اين است كه منافقان در باطن ايمان ندارند، ولى خود را مصلح و عاقل مى‏پندارند. با همفكران خود خلوت مى‏كنند، نمازشان با كسالت و انفاقشان با كراهت است. نسبت به مؤمنان عيب‏جو و نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله موذى ‏اند. از جبهه فرارى و نسبت به خدا غافل‏اند. افرادى ياوه ‏سرا، رياكار، شايعه ساز و علاقمند به دوستى با كفارند. ملاك علاقه‏ شان كاميابى و ملاك غضبشان، محروميّت است. نسبت به تعهّداتى كه با خدا دارند بى ‏وفايند، نسبت به خيراتى كه به مؤمنان مى‏ رسد نگران، ولى نسبت به مشكلاتى كه براى مسلمانان پيش مى‏آيد شادند. امر به منكر ونهى از معروف مى‏ كنند. قرآن در برابر اين همه انحراف‏هاى فكرى وعملى مى‏ فرمايد: «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ»

پيام‏ ها:

1- منافق در مسير حركت، متحيّر است. «أَضاءَ ... مَشَوْا، أَظْلَمَ ... قامُوا»

2- حركت منافق، در پرتو نور ديگران است. «أَضاءَ لَهُمْ»

3- منافق به سبب اعمالى كه مرتكب مى‏شود، هر لحظه ممكن است گرفتار قهرخداوندى شود. «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ»

4- سنّت الهى، آزادى دادن به همه است و گرنه خداوند مى‏ توانست منافقان را كر و كور كند. «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ

أَبْصارِهِمْ»

 

-----------------------

تفسیر برهان ج 2 ص 224

يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ:امام حسن عسکری فرمودند: و این مثل مردمانی است که به برق آسمان گرفتار شدند اما دیدگانشان را از آن برنگرفتند و چهره هیشان را از آن نپوشاندند تا بلکه چشمانشان از درخشش آن در امان ماند و نه تنها به راه رهایی خود از نور آن برق نگاه نکردند بلکه در آن نور نگریستند پس نزدیک بود که برق چشمهیشان را برباید. آن منافقان نیز گرچه آیات محکم قرآن در پیش رویشان قرار دارد و بر پیامبری تو گواه است و راستی و درستی تو ر در منصوب کردن برادرت علی (ع) به امامت آشکار می سازد و اگرچه معجزه هایی که از تو ای محمد (ص) و از برادرت علی (ع) می بینند پیش چشمشان است و گواهی است بر این امر تو و امر حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد با این همه دلایل روشن و نشانه هایی که از قران و از تو و از برادرت علی (ع) می بینند نمی اندیشند.

دوشنبه, 25 دی 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 19

نوشته شده توسط

19.jpg 


يا چون (گرفتاران در) بارانى تند از آسمانند كه در آن، تاريكى‏ ها و رعد و برقى است كه از ترس صاعقه ‏ها وبيم مرگ، انگشتان خود را در گوشهايشان قرار مى‏دهند. ولی خداوند بر كافران احاطه دارد.

نكته‏ ها:

خداوند، منافق را به شخصِ در باران مانده‏اى تشبيه كرده كه مشكلات بارانِ تند، شب تاريك، غرّش گوش خراش رعد، نور خيره كننده‏ى برق، و هراس و خوف مرگ، او را فراگرفته است، امّا او براى حفظ خود از باران، نه پناهگاهى دارد و نه براى تاريكى، نورى و نه گوشى آسوده از رعد و نه روحى آرام از مرگ.

پيام ‏ها:

1- منافقان غرق در مشكلات و نگرانى‏ها مى‏شوند، و در همين دنيا نيز دلهره و اضطراب و رسوايى و ذلّت دامن گيرشان مى‏شود. «ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ»

2- منافقان از مرگ مى ‏ترسند. «حَذَرَ الْمَوْتِ»

3- منافقان بدانند كه خداوند بر آنها احاطه دارد و هر لحظه اراده فرمايد، اسرار و توطئه‏ هاى آنها را افشا مى‏كند.

 «وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ»

-----------

تفسیر برهان جلد 2 - ص4 22

أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ  حضرت امام حسن عسکری (ع) فرمود :

حق تعالی فرمود : ای محمد همان طور که در این باران چیزهایی است که هرکس به آن دچار گردد هراسان شود آنان نیزبه خاطر سرباز زدن از بیعت با علی و ترس اینکه تو ای محمد به دورویی آنان پی ببری همانند کسی هستند که در این باران و رعد و برق گرفتار آید: همانطور که او از ترس این رعد قلبش را از جای برکند یا برق آذرخشش را بر او فرود آورد به خویش می لرزد آنان نیز در هراسند که تو به کفر ورزی آنان پی ببری و این به کشته شدن و ریشه کن شدن آنها بینجامد.

يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ: همانند آن کسانی که به رعد و برق دچار گشته انگشت های خود را در گوش هایشان فرو می برند در آن هنگام که می شنوند تو با آگاهی از حال آنان بیعت شکنان را لعنت کرده و تهدید می نمایی تا لعنت و تهدید تو را نشنوند مبادا که رنگ رخسارشان دگرگون شود و یاران تو از آن نشانه دریابند که مراد از لعنت و تهدید تو هم اینان هستند.

وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ‏ : او بر آنها چیره است و اگر بخواهد دورویی آن مناقان آن جمع را برایت آشکار می کندو اسرارشان را برایت فاش می کند و...

جمعه, 22 دی 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 18

نوشته شده توسط

 صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ‏«18»

آنان (از شنيدن حقّ) كر و (از گفتن حقّ) گنگ و (از ديدن حقّ) كورند، پس ايشان (به سوى حقّ) باز نمى‏گردند.

نكته‏ ها:

قرآن در ستايش برخى پيامبران مى‏فرمايد: آنان دست وچشم دارند، «وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ» شايد مقصود آن است كه كسى كه دست بت‏ شكنى دارد دست دارد، كسى كه چشم خدابين دارد چشم دارد، پس منافقان كه چنين دست وچشمى ندارند، در واقع همچون ناقص الخلقه‏هايى هستند كه خود مقدّمات نقص را فراهم كرده و وسائل شناخت را از دست داده‏اند. لذا در اين سوره درباره‏ى منافقان تعابيرى همچون «لايشعرون، ما يشعرون، لايعلمون، لايبصرون، يعمهون، صمّ، بكم، عمى، لا يرجعون» بكار رفته است.

نظر، غير از بصيرت است. در سوره اعراف مى‏خوانيم: «تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ» مى‏بينى كه به تو نگاه مى‏كنند، در حالى كه نمى‏بينند. يعنى چشم بصيرت ندارند كه حقّ را ببينند.

عدم بهره‏گيرى صحيح از امكانات و وسائل شناخت، مساوى با سقوط و از دست دادن انسانيّت است. در سوره اعراف آيه‏ى 179 مى‏خوانيم: «لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ» آنان دل دارند، ولى نمى‏فهمند، چشم دارند ولى نمى‏بينند، گوش دارند ولى حقّ را نمى‏شنوند، اين گروه همچون چهارپايان بلكه از آنها پست‏تر و گمراه‏ترند، ايشان غافل هستند.

جزاى كسى كه در دنيا خود را به كورى و كرى و لالى مى‏زند، كورى و كرى و لالى آخرت است. «وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى‏ وُجُوهِهِمْ عُمْياً وَ بُكْماً وَ صُمًّا»

 

پيام ‏ها:

1- نفاق، انسان را از درك حقايق و معارف الهى باز مى‏دارد. «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ»

2- كسى كه از عطاياى الهى در راه حقّ بهره نگيرد، همانند كسى است كه فاقد آن نعمت‏ هاست. «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ»

3- حقّ نديدن منافقان دو دليل دارد: يكى آنكه فضاى بيرونى آنان تاريك است؛ «فِي ظُلُماتٍ» وديگر آنكه خود چشم دل را از دست داده‏ اند. «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ»

4- منافقان، لجاجت و تعصّب دارند. «فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ»

جمعه, 22 دی 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 17

نوشته شده توسط

مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ‏ «17»

مَثل آنان (منافقان)، مَثل آن كسى است كه آتشى افروخته، پس چون آتش اطراف خود را روشن ساخت، خداوند روشنايى و نورشان را ببرد و آنان را در تاريكى‏هايى كه (هيچ) نمى‏بينند، رهايشان كند.

نكته‏ ها:

مثال، براى تفهيم مطلب به مردم، نقش مؤثّرى دارد. مسائل معقول را محسوس و بدينوسيله راه را نزديك وعمومى مى‏كند، درجه اطمينان را بالا مى‏برد ولجوجان را خاموش مى‏سازد. در قرآن مثال‏هاى فراوانى آمده است از جمله:

مثال حقّ، به آب و باطل به كفِ روى آب. مثال حقّ به شجره‏ى طيّبه و باطل به شجره‏ى خبيثه. تشبيه اعمال كفّار به خاكسترى در برابر تندباد و يا تشبيه كارهاى آنان، به سراب. تشبيه بت‏ها به خانه عنكبوت. تمثيل دانشمند بى‏ عمل به الاغى كه كتاب حمل مى‏كند وتمثيل غيبت، به خوردن گوشت برادرى كه مرده است.

اين آيه نيز در مقام تشبيهِ مجموعه‏اى از روحيّات و حالاتِ منافقان است. آنان، آتش مى‏ افروزند، ولى خداوند نورش را مى ‏برد و دود و خاكستر و تاريكى براى آنان باقى مى‏گذارد.

امام رضا عليه السلام فرمودند: معناى آيه‏ «تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ ...» آن است كه خداوند آنان را به حال خود رها مى‏كند.

پيام‏ ها:

1- منافق براى رسيدن به نور، از نار (آتش) استفاده مى‏كند كه خاكستر و دود و سوزش نيز دارد. «اسْتَوْقَدَ ناراً»

2- نور اسلام عالم‏گير است، ولى نورى كه منافقان در سايه‏ ى آن تظاهر به اسلام مى‏كنند، در شعاعى كمتر و روشنايى آن ناپايدار است. «أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ»

3- اسلام نور و كفر تاريكى است. «ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ»

4- كسى كه از يك نور بهره‏مند نشود، در ظلمات متعدّد باقى مى‏ماند. «بِنُورِهِمْ ... فِي ظُلُماتٍ» (كلمه «نور» مفرد و كلمه «ظلمات» جمع است.)

5- نقشه‏ ها وتوطئه ‏هاى منافقان، به اراده الهى ناتمام مى‏ماند. «ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ»

6- طرف مقابل منافقان، خداوند است. «ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ»

7- عاقبت و آينده‏ ى منافقان، تاريك است. «فِي ظُلُماتٍ»

8- منافقان دچار وحشت و اضطراب، ودر تصميم‏گيرى‏ هاى دراز مدّت، سردرگم هستند. «فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ»

9- گاهى در آغاز، ايمان واقعى است، ولى كم ‏كم انسان به انحراف گرايش پيدا نموده و منافق مى‏شود. (كلمه «نورهم» در اين آيه و جمله «لايرجعون» در آيه بعد نشان مى‏دهد كه آنان نورى داشتند، ولى به سوى آن نور برنگشتند.)

-----------------------

: تفسیر برهان

حضرت امام حسن عسکری (ع) از پدرشان از جدشان و ... از رسول خدا (ص) نقل کرد که ایشان فرمودند: هر بنده یا امتی به بیعت با امیرالمومنین وانمود کند و در درون خویش آن را بشکند و با او دورویی کند در آن هنگام که فرشته مرگ بیاید تا جانش را بستاند شیطان و یاورانش نزد او نمایان شوند و آتش دوزخ و شکنجه های گوناگون آن پیش چشم و قلب او با همه سختی های خود آشکار شوند حال اگر او به علی (ع) ایمان آورده بود و به بیعت با او وفا کرده بود بهشت و سراهای آن نزدش جلوه گر می شد آنگاه فرشته عذاب به او گوید : بنگر بهشتی را که هیچ کس جز چروردگار جهانیان، مرتبه و آرامش و شکوه و شادی آن را درنمی یابد. اگر بر پیمان خود در ولایت برادر محمد (ص) استوار بودی اکنون برایت فراهم بود و در روز داوری و جزا و سرنوشت به سوی آن رقم می خورد...  تفسیر منسوب به امام حسن عسکری ص 160

 

پنج شنبه, 21 دی 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 16

نوشته شده توسط

«16» أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏ فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ‏
آنان كسانى هستند كه به بهاى (از دست‏دادن) هدايت، خريدار ضلالت و گمراهى شدند. امّا اين داد وستد، سودشان نبخشيد و در شمارِ هدايت يافتگان در نيامدند. (ويا به اهداف خودنرسيدند.)
:نكته‏ ها
منافقان، صاحب هدايتى نبودند كه آن را از دست بدهند. پس شايد مراد آيه اين است كه زمينه‏هاى فطرى و عوامل هدايت را از دست دادند. همچنان كه در آيات ديگر مى‏ خوانيم 
 «اشْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالْإِيْمانِ» «1» گروهى ايمان را به كفر فروختند. و يا «اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ» «2» آخرت را به زندگى دنيوى فروختند. ويا «وَ الْعَذابَ بِالْمَغْفِرَةِ» «3» آمرزش و عفو الهى را با قهر و عذاب او معامله كردند. يعنى استعداد ايمان و دريافت پاداش و مغفرت را با اعمال خود از بين بردند
عاقبت، نور الهى دود شد         فطرت حق‏جوى او، نمرود شد

پيام‏ ها

1- منافق، سود و زيان خود را نمى‏شناسد ولذا هدايت را با ضلالت معامله مى‏كند. «اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏»

2- انسان، آزاد و انتخاب‏گر است. چون داد و ستد، نياز به اراده وتصميم دارد.«اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ ...»

3- دنيا همچون بازار است و مردمان، معامله‏گر و مورد معامله، اعمال و انتخاب‏هاى ماست. «اشْتَرَوُا ... فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ»

4- عاقبتِ مؤمن، هدايت؛ «عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ» و سرانجام منافق، انحراف است. «ما كانُوا مُهْتَدِينَ»

5- منافقان به اهداف خود راهى نمى‏يابند. «ما كانُوا مُهْتَدِينَ» وبا توجّه به آيات بعد.

-------------------

:تفسیر برهان 

: حضرت امام حسن عسکری (ع) فرمودند 

 

أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا  یعنی دین خدا را فروختند و به جایش کفر به خدا را گرفتند

فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ یعنی در آخرت و در این تجارت سودی نکردند چرا که آنها با فروختن بهشت آتش جهنم و عذاب های گوناگون آنرا خریده اند بهشتی که اگر ایمان می آوردند برایشان فراهم بود

سه شنبه, 19 دی 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 15

نوشته شده توسط

«15» اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ‏

خداوند آنان را به استهزا مى‏گيرد و آنان را در طغيانشان مهلت مى‏دهد تا سرگردان شوند.

نكته‏ ها:

كلمه «يَعمهون» از «عَمَه» مثل «عَمى» مى‏باشد، لكن «عمى» كورى ظاهرى را گويند و «عمه» كورى باطنى است.

امام رضا عليه السلام در تفسير اين آيه مى‏فرمايد: خداوند، اهل مكر و خدعه و استهزا نيست، لكن جزاى مكر و استهزاى آنان را مى‏دهد. همچنان كه آنان را در طغيان و سركشى خودشان، رها مى‏كند تا سر درگم و غرق شوند. و چه سزايى سخت‏تر از قساوت قلب و تسلّط شيطان و وسوسه‏هاى او، ميل به گناه و بى‏رغبتى به عبادت، همراهى و همكارى با افراد نا اهل و سرگرمى به دنيا و غفلت از حقّ كه منافقان بدان گرفتار مى‏آيند.

منافقان، دوگانه رفتار مى‏كنند و لذا با آنها نيز دو گونه برخورد مى‏شود؛ در دنيا احكام مسلمانان را دارند و در آخرت كيفر كفّار را مى‏بينند.

پيام ‏ها:

1- كيفرهاى الهى، متناسب با گناهان است. در برابر «إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ»، «اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» آمده است.

2- منافقان با خدا طرفند، نه با مؤمنان. (آنها مؤمنان را مسخره مى‏كنند، ولى خدا به حمايت آمده و پاسخ مسخره‏ ى آنان را مى‏دهد.) «اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ»

3- استهزا، اگر به عنوان پاسخ باشد، مانعى ندارد. نظير تكبّر در مقابل متكبّر. «اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ»

4- از مهلت دادن و زياده بخشى‏ هاى خداوند، نبايد مغرور شد. «يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ»

5- سركشى و طغيان، زمينه‏اى براى سر درگمى‏ هاست. «فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ»*

------------------

تفسیر برهان : ج2 ص 219

ابن بابویه، از محمد بن ابراهیم بن احمد بن یونس معاذی، از ... از حضرت رضا (ع) درباره (( الله یستهزی بهم)) پرسیدم، ایشان فرودند: خداوند تبارک و تعالی ریشخند نمی کند، اما سزای ریشخند آنان را می دهد

علی بن ابراهیم گفت: « ویمدهم فی طغیانهم یعمهون» یعنی آنان را به حال خود می گذارد


 

 

 

دوشنبه, 18 دی 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 14

نوشته شده توسط

  وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى‏ شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ‏ «14»

وچون با اهل ايمان ملاقات كنند گويند: ما (نيز همانند شما) ايمان آورده‏ايم. ولى هرگاه با (همفكران) شيطان صفت خود خلوت كنند، مى‏گويند: ما با شما هستيم، ما فقط (اهل ايمان را) مسخره مى‏كنيم.

نكته‏ ها:

«شيطان» از «شَطَن» به معناى دور شده از خير است و به هركس القاى انحراف كند، اطلاق شده وبه انسان‏هاى بدكار و دور از حقّ نيز گفته مى‏شود.

پيام‏ها:

1- منافق، نان را به نرخ روز مى‏خورد. «قالُوا آمَنَّا ... قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ»

2- گرچه اظهار ايمان براى مسلمانى كافى است، ولى بايد مواظب عوامل نفوذى بود. «قالُوا آمَنَّا»

3- منافق، شهامتِ صداقت ندارد واز مؤمنان ترس و هراس دارد. «خَلَوْا»

تماس وارتباط منافقان با مؤمنان، آشكار وعلنى است ولى تماس آنان با كفّار يا سران و رهبران خود، سرّى و محرمانه، در نهان و خلوت صورت مى‏گيرد.

4- دوستان منافقان، شيطان صفت هستند. «شياطينهم»

5- كفّار و منافقان با همديگر ارتباط تشكيلاتى دارند و منافقان از آنان خطّ فكرى مى‏گيرند. «شياطينهم»

6- منافقان، مؤمنان را به استهزا مى‏گيرند. «إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ»

-------------------------

: تفسیر برهان 

ابن شهر آشوب از حضرت امام محمد باقر (ع) روایت کرده است که ایشان فرمودند: این آیه درباره سه کس نازل شد. آنان وقتی که پیامبر (ص) دست امیرالمومنین علی (ع) را به ولایت برافراشت در ظاهر ایمان آورده خوشحال شدند و چون با دشمنان امیرالمومنین به خلوت درآمدند (قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُن)

 

 

یکشنبه, 17 دی 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 13

نوشته شده توسط

«13» وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ‏

وچون به آنان گفته شود، شما نيز همان‏گونه كه (ساير) مردم ايمان آورده‏اند ايمان آوريد، (آنها با تكبّر وغرور) گويند: آيا ما نيز همانند ساده‏انديشان و سبك مغزان، ايمان بياوريم؟! آگاه باشيد! آنان خود بى‏خردند، ولى نمى‏دانند.

پيام‏ها:

1- ارشاد و دعوت اولياى خدا، در منافقان بى‏ اثر است. «قِيلَ ... أَ نُؤْمِنُ»

2- منافقان، روحيّه امتياز طلبى و خود برتربينى دارند. «أَ نُؤْمِنُ»

3- تحقير مؤمنان، از شيوه‏هاى منافقان است. «كَما آمَنَ السُّفَهاءُ»

(ايمان داشتن و تسليم خدا بودن، در نظر منافقان سبك مغزى است.)

4- مسلمانان بايد هوشيار باشند تا فريب ظواهر را نخورند. «أَلا»

5- در فرهنگ قرآن، تسليم حقّ نشدن، سفاهت است. «إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ»

6- بايد غرور متكبرانه منافق، شكسته وبا آن مقابله شود. «إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ»

7- افشاى چهره دروغين منافق، براى جامعه اسلامى ضرورى‏ است. «هُمُ السُّفَهاءُ»

8- بدتر و دردآورتر از هر دردى، جهل به آن درد است. «لكِنْ لا يَعْلَمُونَ»

---------------------

حضرت امام موسی کاظم (ع) فرمود: «واذا قیل» درباره کسانی است که بیعت شکستند. نیکان مومنان همچون سلمان و مقداد و ابوذر و عمار به آنها گفتند: «آمنوا» به رسول خدا (ص) و علی (ع) که حضرت وی را برجایگاه خویش نهاد و مقام خویش به او بخشید و تمامی بهره دین و دنیارا در گرو و قرار داد پس در ظاهر و باطن خود به این پیامبر ایمان بیاورید و بر این امر گردن نهید.

«قالوا» : در جواب نزد هر کس که می رسیدند البته نه در نزد مومنان بلکه نزد دیگر منافقان این چنین می گفتند: «أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ»

و منظورشان سلمان و یاران او بود چرا که ایشان خالصانه دل به علی بسته بودند و گوش به فرمان او بودند. و آشکارا او را دوست داشتند و با بدخواهانش دشمنی می کردند. .....

از این رو منظور منافقان این بود که چون سلمان و یارانش به مخالفت با دشمنان محمد (ص) پرداختند نادان و کم خردند. خداوند عزوجل فرمود: «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ‏» سبک مغزان که در کار محمد (ص ) به دیده حق نمی نکزند تا پیامبری او را درک کنند و دریابند که به راستی و برحق خیر دنیا و دین را در گرو علی (ع) نهاده است. آنان چون در نشانه های آشکار خداوند نمی اندیشند نادان می مانند....

-----------

تفسیر برهان ج 2 ص 212

 

 

یکشنبه, 21 خرداد 1396 ساعت 00:00

تفسیر سوره بقره آیه 12

نوشته شده توسط

«12» أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ‏

آگاه باشيد! همانا آنان خود اهل فسادند، ولى نمى‏فهمند.

نكته‏ ها:

در يك بررسى اجمالى از آيات قرآن در مى‏يابيم كه نفاق، آثار و عوارض بدى در روح، روان، رفتار و كردار شخص منافق ايجاد مى‏كند كه او را در دنيا و قيامت گرفتار مى‏سازد.

قرآن در وصف آنها مى‏فرمايد:

* دچار فقدان شعور واقعى مى‏شوند.

* انديشه و فهم نمى‏كنند.

* دچار حيرت و سرگردانى مى‏شوند.

* چون اعتقاد قلبى صحيحى ندارند، وحشت واضطراب‏ و عذابى دردناك دارند.

پيام‏ها:

1- مسلمانان بايد به ترفندها و شعارهاى به‏ظاهر زيباى منافقان، آگاه شوند. «الا»

2- بلندپروازى و خيال‏پردازى مغرورانه‏ى منافق، بايد شكسته شود. «إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ»

3- منافقان دائماً در حال فساد هستند. «هُمُ الْمُفْسِدُونَ»

4- زرنگى اگر در مسير حقّ نباشد، بى‏شعورى است. «لا يَشْعُرُونَ»

صفحه1 از2

درباره قاسمیه

هیئت زنجیرزنان و شاه حسین گویان محله شتربان در تاریخ 1346 به همت جوانان این محله تاسیس شده و تاکنون به فعالیت خود در زمینه های مذهبی ادامه می دهد

ادامه مطلب

اوقات شرعی