صفحه اصلی

صفحه اصلی (36)

جمعه, 29 دی 1396 ساعت 00:00

کلمات و حروف بسم الله

نوشته شده توسط

_الله.jpg

 

بعضی از اهل معرفت گفته اند: بسم الله الرحمن الرحیم 19 حرف است و زبانه های دوزخ نیز 19 تا می باشند، چون بنده مومن خدا تلفظ بسم الله نماید خدای تعالی به هر حرفی یکی از زبانه های دوزخ را از او دفع می‌کند.

اهل معرفت گفته اند: گناه چهار نوع است: گناه در روز و گناه در شب و هر یک از گناهان روز و شب یا آشکار است و یا پنهان و کلمات بسم الله هم چهارتا است، پس هر کس از روی اعتقاد به بسم الله تلفظ کند خدای تعالی هر چهار گناه او را بیامرزد.

خواص الایات ص3

پنج شنبه, 21 دی 1396 ساعت 00:00

کنترل خشم

نوشته شده توسط

 

راههای کنترل خشم و غضب از نگاه امام باقر(علیه السلام)

خداوند متعال یکی از مهم ترین ویژگی های انسان های الهی و پارسا پیشه را کظم غیظ و عفو از مردم می شمارد و می فرماید:

«الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس والله یحب المحسنین؛[آل عمران.۱۳۴] مومنان در هنگام عصبانیت خشم خود را فرو می برند و ازخطای مردم در می گذرند وخدا نیکوکاران را دوست دارد.» «کظم» در لغت به معنی بستن سر مشکی است که از آب پر شده باشد و به طور کنایه در مورد کسانی که از خشم و غضب پر می شوند ولی از اعمال آن خودداری می نمایند، به کار می رود.

«غیظ» به معنی شدت غضب وحالت برافروختگی و هیجان فوق العاده روحی است، که بعد از مشاهده ناملایمات به انسان دست می دهد.

حالت خشم و غضب از خطرناک ترین حالات انسان است و اگر جلوی آن رها شود، در شکل یک نوع جنون و دیوانگی و ازدست دادن هر نوع کنترل اعصاب خودنمایی می کند و موجب می شود که بسیاری ازجنایات و تصمیم های خطرناک از انسان صادر شود که انسان یک عمر باید کفاره و تاوان آن را بپردازد. [۱]

در مقاله ای که از نظر خوانندگان عزیز می گذرد این آموزه قرآنی با توجه به سخنان امام باقر (ع) مورد بررسی و تحقیق اجمالی قرار می گیرد.

خشم مثبت و منفی

غضب یکی از غرایز انسانی است و بهره های فراوانی برای انسان دارد و در دفاع از هویت و باورها و فرهنگ او نقش مهمی ایفا می کند.

سه گروه متفاوت

در واقع انسان ها را می توان در مورد این حالت نفسانی، به سه گروه تقسیم کرد:

دسته اول: انسان هایی که در هنگام غضب افراط می کنند و از حد و مرز ایمان بیرون می روند. این گونه اشخاص همواره گرفتار اعمال ناپسند خود هستند و بسا که پشیمانی هم سودی به حالشان نخواهد داشت.

دسته دوم: افرادی هستند که اساساً خشمگین نمی شوند و اصلا قوه غضبیه خود را به کار نمی گیرند و در جاهایی که حتی شرع و عقل هم برای آنان خشم را لازم دانسته است، به هیچ وجه حرکتی ندارند. اینان نه تنها عملی ناپسند انجام می دهند، بلکه از افراد عصبانی بدترند و افرادی بی غیرت و بی هویت تلقی می شوند.

دسته سوم: کسانی که براساس کمال وجودی خود هرگاه خشمگین شوند، از مرز اعتدال خارج نمی شوند. اینان با ایمان راسخ و اعتماد به نفسی که دارند، هنگام بروز حالت خشم بر وجودشان تسلط کامل دارند و تمام اعضا و جوارح آنان تحت فرمان عقل و ایمانشان قرار دارد.

خشم مقدس

قرآن کریم هرگز اصل خشم را تخطئه نمی کند و خشم های مقدس را می ستاید. اساساً خشم مقدس یکی از صفات الهی است که نام های قهار و جبار حضرتش به آن اشاره دارد. خشمگین شدن اگر متعادل و در راه حق باشد، نه تنها ناپسند نیست، بلکه پسندیده و مورد رضای حق هم خواهد بود.

در سیره رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به نقل از امیر مومنان (علیه السلام) آمده است که: آن حضرت برای امور دنیا هرگز عصبانی نمی شد؛ اما هرگاه برای حق غضبناک می شد، احدی را نمی شناخت و خشم پیامبر آرام نمی شد تا اینکه حق را یاری کند. [۲]

علامه طباطبایی (ره) در این زمینه می فرماید:«هرگاه رسول خدا(ص) خشمگین می شد- که جز برای خدا غضب نمی کرد- چیزی تاب مقاومت در برابر غضب آن حضرت را نداشت.» (۳)

آری یک انسان کامل فقط در راه حق و به خاطر پایمال شدن حقوق الهی و حقوق مردم خشمگین می شود و در این مورد هم از مرز ایمان و حدود الهی خارج نمی شود.

خشم پیامبر (ص)

در این خصوص روایتی زیبا از سیره رسول گرامی اسلام (ص) نقل شده است که حمزه بن عبدالمطلب، عموی بزرگوار و برادر رضاعی حضرت رسول بود؛ زیرا حمزه از ثویبه اسلمیه- دایه پیامبر قبل از حلیمه سعدیه- شیر خورده بود. حمزه از رسول خدا چهار سال بزرگتر بود.

او در جنگ احد ۶۰ سال داشت که به دست وحشی- غلام جبیر بن مطعم- به شهادت رسید. وحشی به تحریک و تطمیع هند- دختر عتبه بن ربیعه و مادر معاویه بن ابی سفیان- حضرت حمزه سیدالشهداء را مورد حمله غافلگیرانه قرار داد و به شهادت رساند. هند که از آن بزرگوار به شدت ناراحت بود و از حضرت حمزه به علت کشته های جنگ بدر کینه شدیدی داشت، بعد از شهادت حمزه اعضای بدن آن حضرت را مثله کرد و حتی جگرش را بیرون آورده، از عمق کینه آن را در دهانش مکید.

رسول خدا (ص) وقتی به بالین پیکر قطعه قطعه عمویش آمد آن چنان ناراحت و خشمگین شد که سخن از انتقام گفت. در آن هنگام،جبرئیل علیه السلام نازل شد و برای دلداری پیامبر (ص) این آیه شریفه را نازل کرد:«و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم لهو خیر للصابرین؛ (نحل.۶۲۱)

هرگاه خواستید کسی را مجازات و عقوبت کنید، تنها به مقداری که به شما تعدی شده کیفر دهید و اگر صبر کنید، این کار برای صبرکنندگان بهتر است.» پیامبر نیز خشم خود را کنترل کرد و فرمود: «پس من صبر می کنم.»(۴)

افراط نکردن در حالات خشم

به طور طبیعی هر انسانی بر اثر عوامل و زمینه هایی که برایش پیش می آید، گاهی خوشحال و گاهی نیز خشمگین و ناراحت می شود؛ اما اگر این حالات فطری با معیار دین و هدایت قرآن و رهنمودهای اهل بیت علیهم السلام همراه باشد، هرگز در آن افراط و تفریط دیده نخواهد شد.

قرآن خشم های بی مورد را به دوران جاهلیت نسبت داده و سکون و آرامش را در هنگام خشم ویژه رسول خدا(ص) و مؤمنین می داند و خاطرنشان می کند که این آرامش هم یک موهبت الهی است؛ همچنان که خشم و تعصبات جاهلی را ره آورد افکار نادرست و عملکرد غلط کافران قلمداد می کند و می فرماید:

«[به خاطر بیاورید]هنگامی را که کافران در دل های خود خشم و نخوت جاهلیت داشتند و [در مقابل] خداوند آرامش و سکینه خود را برفرستاده خویش ومؤمنان نازل فرمود.» (فتح.۶۲)

خداوند در این آیه به ما می آموزد که فرهنگ جاهلیت «حمیت»، «تعصب»، «غضب» و خشم جاهلی است؛ ولی فرهنگ اسلام «سکینه»، «آرامش» و «تسلط برنفس» می باشد.

کلام امام باقر(ع) در این زمینه رهنمود شایسته ای برای ماست. آن حضرت در مورد ویژگی شیعیان علی فرمود: «الذین أذا غضبوا لم یظلموا و اذا رضوالم یسرفوا؛(۵) آنان چنان اند که در هنگام خشم و غضب دست به ستم [و گناه و حرکات جاهلانه] نمی آلایند و هرگاه راضی و خشنود شدند، افراط و زیاده روی نمی کنند.»

آری، غرایز انسانی همانند موتور محرک است که انسان را گاهی همانند طوفان و تندباد چنان به حرکت درمی آورد که اگر مراقبتی صورت نگیرد، خسارت های جبران ناپذیری در پی خواهد داشت؛ اما همین محرک ها اگر به وسیله ایمان و باورهای قلبی و ارتباط با انسان های کامل تعدیل و کنترل شود، از عواقب ناشایست به دور خواهند ماند.

شیوه های کنترل خشم

برای فرونشاندن خشم و غضب راهکارهای مختلفی وجود دارد که با انجام آن می توان از ضررهای بعدی عصبانیت جلوگیری کرد.

وقتی که در حضور امام باقر(ع) سخن از غضب به میان آمد، حضرت فرمود؛ «همانا که مرد خشمگین می شود و تا خود را داخل آتش نکند[و به گناهی دست نیالاید] آرامش نمی یابد و خشمش فرو ننشیند.[پس برای اینکه در هنگام خشم به کارهای ناشایست اقدام نکنید]هرگاه شخصی خشمگین شد اگر ایستاده است فورا بنشیند تا پلیدی و وسوسه شیطان از او دور شود و هرگاه به خویشاوندش غضب کند، به نزد او برود و بدنش را مس کند؛ چرا که خویشاوند اگر مس شود، آرامش یابد.»(۶)

در توضیح این حدیث، ما برای کنترل خشم و عصبانیت راهکارهای دیگری که دانشمندان اخلاق و روان مطرح کرده اند نیز پیشنهاد می کنیم:

۱- در آن حالت شخص به سیره انبیاء، اولیاء و صلحاء- که خود را پیرو آنان می داند- توجه کند و در مورد آیات و احادیثی که غضب بی جا را مذمت کرده اند، فکر کرده و از عواقبش برحذر باشد.

۲- در هنگام خشم استعاذه نماید و با گفتن جمله «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» به خداوند عالم پناه ببرد.

۳- با آب سرد وضو بگیرد و یا غسل نماید.

۴- زمینه ها و بسترهای دیگر خشم را خود یا دیگران از میان بردارند مانند گرسنگی، تشنگی، خستگی، بی خوابی و…

۵- فوائد شیرین و لذت بخش کظم غیظ را- که بارها تجربه کرده- در نظر آورد.

۶- از افراد بدخلق و عصبانی فاصله بگیرد و رفاقت نکند.

۷- اعتقاد به قضا و قدر خداوندی را در وجودش تقویت کند و بداند که گاهی پدید آمدن برخی حوادث ناگوار که با میل باطنی او ناسازگار است، در اثر تقدیر الهی است. امام باقر(ع) در این زمینه فرمود: در میان خلق خدا سزاوارترین کس به تسلیم در برابر قضای خدا کسی است که خدای عزوجل را بشناسد و هر که به قضا راضی باشد، قضا بر او وارد شود و خدا اجر او را بزرگ فرماید و هر که قضا را ناخوش دارد، قضا بر او وارد شود و خدا اجرش را تباه سازد.»(۷)

۸- انسان وقتی که بر فردی ضعیف تر از خودش خشم می گیرد، فراموش نکند که قدرت خداوند خیلی بالاتر از قدرت اوست و ممکن است مورد قهر و غضب و انتقام خداوند قرار گیرد. قرآن می فرماید: «آنها باید عفو کنند و چشم بپوشند، آیا دوست نمی دارید خداوند شما را ببخشد؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است.» (نور.۲۲)

۹- سفارش به اطرافیان در مورد یادآوری عواقب شوم عصبانیت و تذکر نکات مؤثر.

نوشته اند که در میان پادشاهان بنی اسرائیل عادتی مرسوم بود که آنان را در حکومت کنترل می کرد؛ به این صورت که در نزد هر یک از آنان حکیمی دانا بود و صحیفه ای به همراه داشت که هرگاه پادشاه عصبانی می شد، آن حکیم، صحیفه را در مقابل او گرفته، به دستش می داد. در آن صحیفه نوشته بود: «بر زیردستان رحم کن! از مرگ بترس! روز جزا را فراموش نکن!» وقتی شاه آن را می دید، غضبش ساکن می شد.

چه زیباست افرادی که قادر به کنترل خشم خود نیستند و همیشه بعد از عصبانیت پشیمان می شوند، چنین صحیفه ای تهیه کنند و به اطرافیان بسپارند که در هنگام غضب آنان، علاوه بر ارائه آن صحیفه، آثار خوش خلقی و عاقب شوم بدخلقی و عصبانیت را به وی یادآور شوند تا در خانواده یا در اجتماع و یا در مراکز مهم به این وسیله خشم خود را کنترل نمایند. حتی یک حدیث، یک نکته و یا عبارتی در موضوع کظم غیظ با خط درشت، در محل زندگی نصب کنند که دیگران او را به آن توجه دهند.

۰۱-آخرین نکته اینکه بدانند انسان های عصبانی در میان مردم و عقلای عالم منفورند و بردباران عزیز و محترم.

آثار و فواید کنترل عصبانیت

وقت خشم و وقت شهوت مرد کو؟

طالب مردی چنینم کو به کو

کو در این دو حال مردی در جهان

تا فدای او کنم امروز جان(۸)

اگر انسان بتواند در حالات خشم و غضب، مالک نفس خویش باشد، او را می توان از افراد نیرومند و توانا برشمرد؛ چرا که کنترل نفس سرکش در آن حالت، ایمان و اراده ای والا و قوی لازم دارد که خیلی از انسان ها نمی توانند از عهده اش برآیند. اگر مروری به صفحات حوادث در رسانه ها داشته باشیم اکثر حوادث ناگوار ریشه در عدم توانایی مجرمین در کنترل خشم و غضب خود دارد.

به این جهت کنترل غضب امری مهم به شمار می آید و هر کس در آن موفق شود، افزون بر بهره های فراون دنیوی، دارای مقامی بلند از نظر معنوی خواهد بود. اینک به برخی از آثار و فواید کنترل خشم توجه می کنیم:

الف. نجات از آتش دوزخ

امام باقر(ع) یکی از مهم ترین برکات خویشتن داری در حالت خشم را نجات از آتش دوزخ بیان می کند و می فرماید: «من ملک نفسه اذا… غضب حرم الله جسده علی النار؛(۹) هر کس در هنگام خشم و غضب مالک نفس خویش باشد، خداوند متعال بدن او را بر آتش جهنم حرام خواهد کرد.»

ب. آرامش روز قیامت

آن حضرت پاداش شیرین کظم غیظ را در ضمن تفسیر آیه «و اذا ما غضبوا هم یغفرون» (شوری.۷۳) این گونه بیان می کند: من کظم غیظا و هو یقدر علی امضائه حشا الله قلبه امنا و ایمانا یوم القیامه (۰۱) هر کس خشم خود را فرو برد، در حالی که می توانست از طرف مقابل انتقام بگیرد خداوند متعال در روز قیامت قلبش را از ایمان و امنیت و سلامتی پرخواهد کرد.»

ج. روشنی چشم اهل بیت(ع)

فرو بردن خشم و بردباری در مقابل عصبانیت از لذت بخش ترین لحظاتی است که امامان معصوم(ع) از آن به عنوان روشنی چشم نام می برند. آن گرامیان این خصلت والای انسانی را همواره دوست داشتند و شیرینی آن را هرگز فراموش نمی کردند. حضرت باقر(ع) می فرماید: «پدرم امام صادق(ع) می فرمود پسرم! هیچ چیز مانند عصبانیتی که با صبر پایان می پذیرد چشم پدرت را روشن نمی کند.» (۱۱)

آری اگر انسان بتواند در آن لحظه خطرناک و حساس، صبر و بردباری پیشه کند، لذت و شیرینی آن تا آخر عمر در کامش خواهد ماند و او را مسرور خواهد نمود. در مقابل اگر خود را کنترل نکند تا آخر زندگی در آتش حسرت و ندامت خواهد سوخت.

د. امنیت از خشم خدا

امام باقر(ع) در این مورد فرمود: «یا موسی امسک غضبک عمن ملکتک علیه: اکف عنک غضبی؛(۲۱)

در کتاب تورات در ضمن مناجات خدای عزوجل با موسی(ع) آمده است: ای موسی خشم خود را از کسی که تو را بر او مسلط ساخته ام، بازگیر تا خشم خود را از تو بازگیرم.»

هـ . داخل شدن در ردیف اهل ایمان

قرآن کریم مومنان را در آیات متعدد به خاطر کنترل خشمشان می ستاید. در سوره شوری در مورد یکی از ویژگی های بارز مومنین می فرماید: «و اذا غضبوا هم یغفرون؛ (شوری.۷۳) مومنین زمانی که خشمگین می شوند (با فرو خوردن خشم خود) عفو می کنند.»

هر انسانی طبیعتا در مقابل پیشامدهای ناگوار و ناهنجاری ها ناراحت و عصبانی می شود و آیه فوق می گوید که اهل ایمان در چنین مواقعی نه تنها خود را به گناه آلوده نمی کنند، بلکه با کنترل خشم خود از صفت عفو و بخشش بهره می گیرند.

سیره امام باقر(ع)

در سیره اخلاقی امام باقر(ع) آمده است: روزی یک نفر مسیحی به آن حضرت جسارت کرد و گفت : «انت بقر؛ تو گاو هستی.»

امام بدون اینکه خشمگین شود، فرمود: «لا انا باقر؛ نه من باقرم.» مسیحی گفت: تو پسر آن زن آشپز هستی؟ امام فرمود: آری مادرم یک بانوی آشپز بود. آن مرد برای اینکه امام را عصبانی کند، دوباره گفت: تو پسر زن سیاه چرده، زنگی و دشنام گو هستی. امام پاسخ داد. اگر تو راست می گویی، خدا مادرم را بیامرزد و اگر دروغ می گویی، خداوند تو را ببخشد. وقتی آن مرد مسیحی بردباری و حلم بی پایان امام را مشاهده کرد که با این اهانت ها هرگز خشمگین نشد و کاملا بر نفس خود مسلط بود، زبان بر شهادتین جاری کرد و مسلمان شد.(۱۳)

این رفتار حضرت باقر(ع) دقیقا در تفسیر این آیه شریفه است که می فرماید: «هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن! ناگاه [خواهی دید] همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی می شود و این [خصلت] را جزکسانی که شکیبا بوده اند، نمی یابند و آن را جز صاحب بهره ای بزرگ، نخواهند یافت.» (فصلت .۴۳)

دستاوردهای این حرکت پسندیده از نظر روحی و روانی و معنوی، خیلی بهتر و بیشتر از آن است که انسان خشم و غضب خود را با هیجانات عصبی و رفتارهای زشت و کینه توزانه فرو نشاند.

دراین باره اشاره به سخن مولوی در مورد علی(ع) خالی از لطف نیست. او بعداز آنکه مولای متقیان را اسوه بردباران معرفی می کند و با ستایش از آن حضرت می گوید که امام(ع) در هنگام خشم و غضب کاملا برخود مسلط بود و هرگز اراده و تدبیر خود را در اختیار احساسات زودگذر قرار نمی داد و تمام اعضا و جوارحش تحت عقل و وحی بود، به نقل داستانی دراین زمینه می پردازد و در ستایش حلم آن گرامی به زبان حال امام می گوید.

باد خشم و باد شهوت باد آز

برد او را که نبود اهل نماز

خشم بر شاهان، شه و ما را غلام

خشم را هم بسته ام زیر لگام

تیغ حلمم گردن خشم زده است

خشم حق، بر من چو رحمت آمده است

که نیم، کوهم ز صبر و حلم و داد

کوه را کی در رباید تند باد (۱۴)

مضرات غضب

الف- زمینه برای تسط شیطان

ضررهای فراوانی بر غضب می توان بر شمرد که مهمترین آن تسلط شیطان بر انسان است. اساساً فرد خشمگینی که قادر به کنترل خشم خود نیست و نمی تواند تصمیمات مثبت بگیرد و وجودش را آتش کینه و انتقام پر کرده است، در آن لحظه وجودش بستری مناسب برای بهره برداری شیطان است و شیطان می تواند به راحتی او را گمراه کند و از همین راه به اهداف شوم خود دست یابد.

امام باقر(ع) دراین زمینه می فرماید: «غضب، آتش پاره ای است از شیطان که در باطن فرزند آدم است و چون کسی از شما عصبانی شد، چشم های او سرخ می شود و باد به رگ های او می افتد و شیطان در وجودش داخل می شود.» (۱۵) البته اگر انسان تحت تأثیر شیطان قرار گیرد، ممکن است هرگونه گناه و کار ناشایستی مرتکب شود.

ب: دوری از فضائل اخلاقی

انسان درحال عصبانیت از ادب و حیا و عفت فاصله می گیرد. احترام بزرگان و اطرافیان را نمی تواند نگهدارد. پرده حیا و عفت را می درد و در نتیجه سخنانی بر زبانش جاری می شود که در حالت عادی از گفتن وحتی شنیدن آن خجالت می کشد. دست به کارهایی می زند که هرگز با اخلاق و انسانیت هم خوانی ندارد.

ج- خواری و رسوایی

از دیگر مفاسد خشم های بی جا، خواری و ذلت و رسوایی فرد عصبانی است. او معمولا وقتی که حالت خشم برایش عارض می شود، درمیان جمع، فردی غیرعادی، ناتوان و سبک قلمداد می شود که قادر به کنترل وجودش نیست و نمی تواند امور زندگی اش را مدیریت کند و تمام کسانی که او را در آن حال می بینند، به دیده حقارت و یا ترحم به او می نگرند.

د- سلب اعتماد دیگران

افراد جامعه به ویژه عقلای قوم و نخبگان، به افراد عصبانی کمتر اعتماد می کنند؛ چرا که احساس می کنند او به اندک بهانه ای خشمگین می شود و تصمیماتی می گیرد که مبنای عقلانی و منطقی ندارد؛ گرچه بعدا اظهار ندامت کرده ، عذرخواهی هم می کند.

پی نوشتها:

۱- تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج ۳، ص: .۹۷

۲- معراج السعاده ، ملا احمد نراقی، ص .۲۲۶

۳- سنن النبی، علامه محمد حسین طباطبایی، ص ۶۷٫

۴- تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص ۸۵۴

۵- تحف العقول، ابن شعبه حرانی ، ص .۵۳۴

۶- الکافی، کلینی باب الغضب، ح ۲، ج .۲ ص .۳۰۲

۷- الکافی، ج ۲، ص ۳۶٫

۸- مثنوی مولوی، دفتر اول.

۹- تفسیر البرهان .ج .۴ ص ۸۲۸٫ سیدهاشم بحرانی

۱۰- بحارالانوار، مجلسی، ج: ۶۸ ص .۴۱۱

۱۱- الکافی، باب کظم الغیظ، ح ۱٫

۱۲-همان- باب الغضب، ح ۷٫

۱۳- المناقب، محمدبن شهر آشوب ج ۴، ص.۲۰۷

۱۴- مثنوی، دفتر اول.

۱۵- معراج السعاده، ص ۶۲

برچسب ها: کنترل خشم ، امام باقرعلیه السلام ، انسان

چهارشنبه, 18 مرداد 1396 ساعت 00:00

آثار تسبیحات حضرت زهرا(س)

نوشته شده توسط


 آثار تسبیحات حضرت زهرا (س)

〖جلوگیری از تیره بختی 〗

◆ امام‌صادق علیه السلام به من فرمود: ای ابو‌هارون،‌ ما کودکان خود را همان‌گونه که به نماز فرمان می‌دهیم،‌به تسبیح حضرت زهرا(س) نیز امر می‌کنیم. پس بر این ذکر مداومت کن؛ زیرا هر بنده‌ای بر آن مداومت کند، تیره بخت نمی‌شود.

〖خشنودی خداوند، دوری کردن شیطان〗
 
◆ امام باقرعلیه السلام فرمود: ‌هرکس تسبیح حضرت زهرا را بگوید،‌سپس طلب آمرزش کند، آمرزیده خواهد شد. این تسبیح به زبان یک‌صد مرتبه است، ولی در میزان عمل یک هزار تسبیح به حساب می‌آید و شیطان را دور و خداوند رحمان را خوشنود می‌سازد.»

〖آمرزش گناهان 〗
 
◆ امام صادق علیه السلام نیز به فضیلت تسبیح بعداز نمازهای واجب چنین اشاره کرد:‌ « مَن سَبَحَ تَسبِیحَ فَاطِمَةَ ع قَبلَ أَن یَثنِیَ رِجلَیهِ مِن صَلَاتِهِ الفَرِیضَةِ غَفَرَ اللَهُ لَهُ ، هرکس بعداز نماز واجب تسبیحات حضرت زهرا(س) را بجا آورد قبل از اینکه پای راست را از بالای پای چپ بردارد، جمیع گناهانش آمرزیده می‌شود»
و در حدیثی دیگر فرمود: « مَن سَبَحَ تَسبِیحَ فَاطِمَةَ ع فَقَد ذَکَرَ اللَهَ الذِکرَ الکَثِیر ، کسی که تسبیح فاطمه زهرا(س) را بگوید خدا را به ذکر کثیر یاد کرده است.»

 بعد از هر نماز

« اَللهُ اَکْبَر » ۳۴ بار
« اَلْحَمْدُلِلّٰه »  ۳۳ بار
« سُبْحٰانَ الله » ۳۳ بار

?‍ منبع:
کافی ج ۳ ص ۳۴۳
معانی الاخبار ص ۱۹۳


چهارشنبه, 24 خرداد 1396 ساعت 00:00

شب قدر و امام زمان (عج)

نوشته شده توسط

 

جوانی در شب قدر، با گریه و پریشانی نزد امیرالمومنین علیه‌السلام می‌رود آنقدر از گریه بی‌تاب بود که قادر به صحبت کردن نبود. امیرالمؤمنین علیه‌السلام دستش را می‌گیرد،و صبر می‌کمد تا آن جوان آرام شود. سپس آن جوان می‌گوید، شب قدر است و منهیچ کاری برای خود، دینم، اعتبار عملم، گذشته‌ام،گذشتگانم، خانواده‌ام و امامم نکرده‌ام فقط زاری می‌کنمو دعا می‌خوانم که به یقین آن را سودی نیست.امیرالمؤمنین علیه‌السلام که همچنان دست آن شخصدر دستش بود فرمودند:
آیا خردسالی را می‌شناسی که برای تهیه خورد و خوراک و پوشاک، خود به خرید برود؟جوان گفت خیر بزرگان منزل چنین کنند.آیا وقتی کودک به همراه بزرگان خویش به بازار می‌روند،هر چه طلب کنند، فروشنده به او خواهد داد؟خیر باید به تایید همراه کودک برسد.آیا همراه کودک، هر چه که کودک طلب کند برایش تهیه می‌کند؟خیر، هر چه به تناسب سنش و ظرفیتش نیازش باشد.آیا اگر کودک چیزی بخواهد که در ظرفیتش نباشدولی دست همراهش را با التماس بفشارد و دلش بشکند
و اصرار کند و نگاه ملتمسانه به همراهش داشته باشد،آیا همراه کودک آن را خواهد خرید و به کودک خواهد داد. آری ولی اگر درست از آن استفاده نکند شاید آخرین بارش باشد.امیرالمؤمنین علیه‌السلام آنگاه فرمودند: تو آن کودکی و من همراهت هستم؛دستت را از ابتدا گرفتم تا تو را در محضر الهی آماده کنم.خواسته‌هایت را گفتی و شفاعتت کردم. هر چه خواستی برایت خریدم. دعایت به واسطه‌ی من، توسط فرشتگان به عرش برده شد.هنوز خواسته ای داری؟

جوان که از گریه بیتاب تر شد چنین گفت:مولای من دستم را رها مکن.امیرالمؤمنین علیه‌السلام لبخندی زد و فرمودند:
ما هرگز دست کسی را رها نمی‌کنیم؛ مگر آنکه او ما را رها کند و والله که اگر دست کسیدر شب قدر در دست امام زمانش باشد و شفاعت شود
آتش جهنم بر او سرد خواهد شد و گناهانش بخشیده شود.

شنبه, 17 مهر 1395 ساعت 00:00

اولین روضه خوان امام حسین (ع)

نوشته شده توسط

مرحوم آیت الله قاضی می فرمود: محال است در زیر طاق این آسمان خیری به کسی بدهند غیر از کانال امام حسین علیه السلام. یعنی هر خیری به کسی می رسد از عنایت و توجه امام حسین علیه السلام است. اولین روضه خوان ارباب امام حسین علیه السلام، خود خداوند است.

حضرت آدم علیه السلام هنگام توبه وقتی به اسم "حسین" رسید، بی اختیار اشکهایش سرازیر شد و از خداوند پرسید: «"حسین" کیست که وقتی نامش را می برم غمهای عالم در دلم جمع می شود؟». خدا برای معرفی امام حسین علیه السلام شروع به روضه خواندن برای حضرت آدم علیه السلام کرد.

بسم الله الرحمن الرحیم
جامعه نیز مانند انسان،دوران کودکی دارد،بلوغ دارد و....
زمانیکه بلوغ اجتماعی رخ دهد،خواسته ها،تمایلات و اقتضائات نیز متفاوت است با دوران طفولیت جامعه!
همانطور که یک کودک اگر با عروسکی بازی کند و سخن بگوید عیب نیست اما اگر شخص بالغی اینکار را کند یک نقص است
جامعه هم اگر در تمامی دوران ،تمایلات و نیازهایش همواره مانند قبل باشد و تغییری نکند یک نقص خواهد بود.
مثلا جامعه ای که هر سال برای شبهای قدر می آیند و قرآن به سر میگیرند و در خانه خدا به دعا مشغولند....
اگر خوب دقت کنیم،میبینیم که همواره تمایلات اجتماعی ما در این شبها حول مسائل مادی،چون ادای قرض،ازدواج،قبولی در امتحانات،خرید منزل و ماشین و...میگردد.

آری این نوع تمایلات و خواسته ها ایرادی ندارد اما انتظار میرود جامعه ای که سنی  از او میگذرد،خواسته های پخته تری داشته باشد.
جامعه باید امروز بلوغ خود را اثبات کند
همانطور که کودک نمیتواند نیازهای اساسیش را احساس کند و اگر بخواهد تقاضایی کند تقاضایش حول نیازهای کودکانه خود است،...
جامعه امروز چنین تصویری از خود نشان میدهد...
و اما بلوغ اجتماعی
همه اعضا و جوارح پیکر اجتماع رشد کرده، باید جامعه تمایلاتش نیز رشد کند.

بیاییم شبهای قدر خواسته هایمان را از این زاویه مطرح کنیم.
آری،حتی نمک غذایمان را هم از اهل بیت بخواهیم.ولی هنگامیکه قصد رفتن به مجلس دعا در این شبها داریم،باید دغدغه مان ،احساس نیازمان،اصلا هدف دعا کردنمان جامع تر و اساسی تر از سالهای قبل باشد.
باید آگاه شویم و بدانیم که بالاترین نیاز ما وجود نازنین امام عصر عج الله است که متاسفانه به این مصیبت غیبت ،سازگار شده ایم و بود و نبودش را احساس نمیکنیم....
بیاییم ای مردم ،بزرگترین نیاز خود را در خانه خدا مطرح کنیم.
اگر همگی این کار را کنیم یقین کنید اوضاع برمیگردد.
حتی اگر منجر به آمدن امام عصر عج الله نشود که میشود
این شکل دعا کردن،این سنخ و این جنس تقاضا کردن،برکاتی خواهد داشت که کمترین آن یک قدم جلوتر رفتن اجتماع است به آن مدینه فاضله...
همه را دعوت کنیم به این شکل دعا کردن در شبهای قدر:

ما میرویم در این جلسات دعا تا بالاترین و بزرگترین نیازمان را از خدا طلب کنیم و آن ، نیاز به ظهور وجود نازنین امام عصر عج الله است .
که فرمود:هرگاه بعد از اشک بر مصائب جدم حسین علیه السلام برای فرجم دعا کنید من نیز شما را دعا خواهم کرد.

اگر دنیا میخواهیم!
اگر عقبی میخواهیم!
چه دعایی مستجاب تر و مقبول تر از دعای امام زمان.
پس یادمان نرود....
وعده همه ما :
شبهای قدر، دعا برای فرج امام عصر

بک یا الله .....عجل لولیک الفرج
بمحمد.....عجل لولیک افلرج
بعلی ......عجل لولیک الفرج
بفاطمه....عجل لولیک الفرج
.
.
.
بالحجه .......عجل لولیک افرج

 

جمعه, 04 تیر 1395 ساعت 00:00

قدر شب های قدر را بدانیم

نوشته شده توسط


همه شب ها را قدر بدانيم و قدر شب هاي قدر را بیشتر بدانيم

   توضيح مهم درباره عنوان اين مطلب

البته اين اشتباه است كه مي گويند: "شب هاي قدر" چون در سال يك شب قدر بيشتر نداريم و منظور من از عنوان بالا جمع شب هاي قدر سال هاي مختلف بود ونيز منظورم از اين كه "همه شب ها را قدر بدانيم" اين نيست كه همه شب ها را شب قدر بدانيم بلكه قدر همه شب ها را بدانيم.

  امام صادق (علیه السّلام) فرموده اند: از کتاب خدا استفاده می شود که عدد ماه های سال نزد خداوند دوازده ماه است و سرآمد ماه ها ماه رمضان می باشد و قلب ماه رمضان لیلة القدر است. (وسائل الشیعه/ج۷/ص۲۵۸)

 ذكر چهار نكته مهم درباره شب قدر:

 شب قدر يكي از شب‏هاي دهه آخر ماه رمضان است. طبق روايات ما، يكي از شب‏هاي نوزدهم يا بيست و يكم و به احتمال زياد بيست و سوم ماه مبارك رمضان، شب قدر است

.در اين شب كه شب نزول قرآن به شمار مي‏آيد، امور خير و شر مردم و ولادت و مرگ و روزي و حج و طاعت و گناه و خلاصه هر حادثه‏اي كه در طول سال واقع مي‏شود، تقدير مي‏گردد

.شب قدر هميشه و هر سال تكرار مي‏شود. عبادت در آن شب فضيلت فراوان دارد و در نيكويي سرنوشت يك ساله بسيار مؤثر است

.در اين شب تمام حوادث سال آينده به امام هر زمان ارائه مي‏شود و وي از سرنوشت خود و ديگران با خبر مي‏گردد. امام باقر (علیه السّلام) مي‏فرمايد: "انه ينزل في ليلة القدر الي ولي الامر تفسير الامور سنةً سنةً، يؤمر في امر نفسه بكذا و كذا و في امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به ولي امر(امام هر زمان) تفسير كارها و حوادث نازل مي‏شود و وي درباره خويش و ديگر مردمان مأمور به دستورهايي مي‏شود.

  شب قدر، يك فرصت است، فرصتي غير قابل جبران و بسيار گران بها، پس بنابراين نبايد آن را از دست بدهيم. در شب قدر مقدرات بندگان اعم از مرگ و زندگي و ولادت و زيارت و... تقدير مي‏شود، و اين ها همگي با حفظ علل و شرايط آن ها و عدم وجود موانع است و اختيار خود انسان يكي از علل و شرايط  به شمار مي‏آيد و به همين دليل است كه سفارش شده آن شب مخصوص را به شب زنده داري و عبادت و دعا سپري كنيد، تا اين عمل در آن شب خاص كه از هزار شب برتر است، شرايط نزول فيض الاهي را فراهم آورد. البته چنين نيست كه اگر كسي در طول سال كاري انجام داد، اين تقدير را تغيير ندهد؛ زيرا تقدير تغييرپذير است و با توجه به مقدمات آن تغيير مي‏كند.

 در اين لحظات سرشار از برکات و معنویات شب قدر، كه بسیار دوست داشتنی و هنگامه خلوت انسان با خود و خدايش است، ما را نيز از دعاي خيرتان بهره مند سازيد. التماس دعا.

پي نوشت ها:
1. اقبال الاعمال، سيد بن طاووس، تحقيق و تصحيح جواد قيومي اصفهاني، ج1، ص 312 و 313 و 374 و 375.
2. الكافي، كليني، ج4، ص 157.
3. المراقبات، ملكي تبريزي، ص، 237 ـ 252.
4. الكافي، ج1، ص 248.

دوشنبه, 31 خرداد 1395 ساعت 00:00

ولادت امام حسن (ع)

نوشته شده توسط

روز پانزدهم ماه مبارک رمضان سال سوم هجری، در خاندان نبوت، چهارمین نفر از پنج نفر آل عبا علیهم السلام به دنیا آمد، به قدری زیبا بود که خداوند، نام او را حسن (زیبا) نامید.
گذشته از بشارت های دریافت شده توسط پیامبر صلی الله علیه و آله، امام حسن (ع) اولین نوه پسری آن حضرت بود، بنابراین شادمانی در خانه پیامبر صلی الله علیه و اله و علی و فاطمه علیهماالسلام توصیف شدنی نیست.

اما دیری نپایید که غم های عالم، دل رسول خدا صلی الله علیه و اله را فرا گرفت، زیرا جبراییل علیه السلام چگونگی شهادت امام حسن (ع) را با سَمّ، برای پیامبر صلی الله علیه و اله گفت و پیامبر صلی الله علیه و اله آهسته و بی صدا دور از چشمان فاطمه علیها السلام گریست.

روز پانزدهم رمضان روز شادی دل امیرالمومنین و حضرت فاطمه سلام الله علیهما است. روزی که می شود به اهل بیت علیهم السلام متوسل شد، تا ان شاء الله واسطه خیر در این ماه پر برکت بشوند. ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام ضمن شادی دل مۆمنین، امید حاجتمندان را نیز به دنبال دارد، به دلیل اینکه این روز، روز ولادت کریم اهل بیت علیهم السلام است، کریمی که هیچ سائل و درخواست کننده ای را از در خانه خود، دست خالی رد نکرده است.
در این ماه، برای تسریع در برآورده شدن حاجات و رفع گرفتاریها و همچنین آمرزش گناهان، بهترین و محبوبترین بندگان خدا را، واسطه قرار دهیم، تا به برکت وجود مقدس این بزرگواران، همه این موارد، به بهترین شکل صورت پذیرد. ان شاء الله.

درسی از مظهر کرامت
در وصف کرامت، امام حسن مجتبی علیه السلام، همین بس که، روزی دخترک کنیزی، شاخه گلی، به امام حسن علیه السلام هدیه داد، امام شاخه گل را گرفته و نام و نشان او را سوال کردند، وقتی متوجه شدند که آن دختر کنیز است، به درب خانه صاحب آن کنیز رفته او را خریده و آزاد نمودند، افرادی که شاهد ماجرا بودند، سوال کردند که آن دختر فقط شاخه گلی به شما هدیه داد و شما او را آزاد نمودید؟
امام علیه السلام فرمودند: که باید پاسخ نیکی را به بیشتر از آن داد، و این رسم ما اهل بیت است، که به بیش از آنچه به ما هدیه داده شده، احسان نماییم.

ما هم می توانیم با انجام سنن و آداب اهل بیت علیهم السلام در زندگی و تبعیت از سفارشات آن بزرگواران، به پیشگاه پر عظمت اهل بیت علیهم السلام شاخه گلی هدیه بفرستیم تا ان شاء الله با عنایت و دعای آنها، ما هم از قید و بند دنیا آزاد گشته، و دیگر عبد دنیا نباشیم.

امام حسن مجتبی(ع)،میلاد امام حسن (ع)،ولادت امام حسن(ع)

سبط، سید، زكى، مجتبى از القاب امام حسن (ع) هستند

در این ماه تمام زمینه ها، برای فرستادن هدیه و انجام احسان نسبت به اهل بیت علیهم السلام، فراهم است. از خواندن قرآن و دعا تا صدقه دادن، تا انجام تغییرات شخصی در رفتار، مثل: زیاد شدن احترام ما به پدر و مادر، کنار گذاشتن تنبلی و کسالت، داشتن پوشش مناسب، کمک به دیگران و ... جلب رضایت خدا و عمل به وظیفه، نه توجه به نتیجه، مهم ‌ترین درس از زندگی حضرت امام حسن علیه السلام است.

ضمن اینکه از دیگر نکات بارز شخصیت ایشان صبر و حلم امام حسن علیه السلام در برابر سختی و مشکلات است. در تاریخ نقل است که مروان ‌بن حکم، که از دشمنان تراز اول اهل بیت علیهم السلام است، می‌گوید: من در شگفتم از حلم و صبر حسن. سپس ضمن اشاره به کوهی ادامه می‌دهد: اگر مصیبت ‌هایی که حسن دید، به این کوه وارد می‌شد، فرو می ‌ریخت.

مظلومیتی بزرگتر از عاشورا
تمام اهل بیت علیهم السلام مظلوم بودند و در این میان امام حسن علیه السلام فوق‌العاده مظلوم است، چنانچه شیخ راضی آل یاسین، از علمای بزرگ شیعه، که کتابی به نام صلح امام حسن علیه السلام نوشته، درمقدمه کتابش می‌نویسد: «مظلومیت روز ساباط امام حسن علیه السلام از روز عاشورای امام حسین علیه السلام بیشتر است».

امام حسن علیه السلام همانند پدرش، به مدت 10 سال، خار در چشم و استخوان در گلو، وضعیت را می ‌دید و تحمل می‌کرد.
در ماجرای ساباط امام حسن مجتبى علیه السلام، در حال حرکت از تاریکى هاى ساباط مدائن بود، که ملعونى از قبیله بنى اَسد، بنام جرّاح بن سِنان رسید و به حضرت گفت: اى حسن آیا کافر شدى؟ سپس، خنجرى مسموم، به ران حضرت زد. حضرت از شدت درد دست بر گردن او انداخت و هر دو به زمین افتادند. همراهان حضرت، آن ملعون را به هلاکت رسانده و امام حسن علیه السلام را به مدائن، خانه والى مدائن، به نام سعد بن مسعود (عموى مختار) بردند. سعد جرّاحى آورد و جراحت آن حضرت را مداوا نمود. (وقایع الایام، صفحه 317)

از دیگر مصیبت‌های امام حسن علیه السلام این است که وقتی ایشان صلح را می‌پذیرد، از طرف نزدیک‌ترین افرادش، مورد توهین قرار می‌گیرد. چنانکه خطاب به حضرتش می‌گویند: «السلام علیک یا مذلّل المۆمنین» سلام ای خوار کننده مۆمنین!
امام مجتبی علیه السلام مجبور است این کنایه‌ها را تحمل کند و از طرفی هم برای تفهیم این افراد، می ‌گوید: مَثل من بر شما، مَثل خضر و موسی است. پذیرش صلح من حکمت دارد، که شما نمی ‌دانید. اگر من این صلح را نمی ‌پذیرفتم، شما و معدود شیعیان ما، از بین می‌رفتید و حکومت ظلم نیز همچنان پا بر جا می‌ماند.

دوشنبه, 17 خرداد 1395 ساعت 00:00

ماه مبارک رمضان و اهمیت آن

نوشته شده توسط


رمضان در مکتب پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم ماه ضیافت خداست، در این مهمانی بزرگ الهی میزبان خداوند است و بندگان مومن او مهمان این دعوت الهی و ریاضت و زهد و مجاهده نفسانی و تقوا، وسائل پذیرایی آن.
و این سخن از پیام آور مکتب الهی است: «دعیتم الی ضیافة الله» رمضان ماهی است که شما را در آن به سوی ضیافت خدا خوانده اند.
یکی از تفاوتهای عمده ضیافت الهی با ضیافت مردمی در این است که در ضیافتی که از جانب مردم صورت می گیرد محور؛ دعوت بسوی طعام است و بهره بردن از آنچه هست. اما در ضیافت الهی محور، تقوی و ریاضت و مبارزه نفسانی با شهوات و امیال شیطانی است که از جمله ویژگیهای ان، بودن و نخوردن و قدرت داشتن و گناه نکردن و بر خواهشای دل «نه» گفتن است که تسلط بر نفس را تقویت می کند و بدون این هم نمی توان به وارستگی از خود و رسیدن به قرب الی الله رسید.
آری رمضان، ماه قرب است ماه گریز از خویشتن خویش و التجاء به پروردگار.
این مقام قرب حق تعالی است که تمامی انبیاء الهی و هم بندگان مخلص خداوند آرزوی رسیدن به آن را داشتند:
«وَ اَنِر اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضیاء نَظَرِها اِلیکَ حتی تَخْرَقَ اَبْصارُ القلوب حُجُبَ النّورِ فَتَصِلَ الی مَعْدِنِ الَظَمَة...»
«و چشمان دلمان را جلوه ای از عنایت خود روشن فرمای تا پرده های نور را بدرد و به سرچشمه عظمت برسد»
این فرازی از مناجات تمامی ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین است که با آن پروردگار خود را می خواندند و در مقام معرفة الله فانی می گشتند لذا وارد شدن در وادی فیض الهی لیاقت و شایستگی می خواهد.
رمضان، هجرت درونی است برای سیر در دنیای باطن. برای مرور نفسانیات و اخلاقیات.
اگر دل را در اختیار صالحات گذاشتی اگر مشوق به خیر و تقوا و عشق به الله را، در دل مشعل ساختی، دیگر حسنات و صالحات جریان زلالی می شود که خود به خود از ان چشمه می جوشد و از درون به بیرون سرایت می کند و از قلب به اندام می رسد و از دل بر دیده تاثیر می گذارد اگر به دیدار رمضان می روی که لقاء خداوند نیز می باشد باید چهره جان را هم بیارایی و جمال باطن را هم داشته باشی.
رمضان، دوره تزکیه و تهذیب و تربیت و ساختن و مقاومت کردن و تحمل نمودن و چشیدن است ایام عفاف و کنترل و امساک و توجه به خدا و تقرب به پروردگار است.
دریغ... که این فرصت بگذرد و کاری نکنی که خدا را از خویش راضی کنی.
بنابراین محور ضیافت خدای تبارک و تعالی دعوت و لذات معنوی و روحانی و وارستگی کامل از بتهای درونی می باشد که رسیدن به این مقامات عالیه مقدمه ورود به معدن عظمت الهی است.
لذا باید تمامی حجابهای ظلمانی به حجابهای نورانی تبدیل گردد تا لیاقت ورود به بهشت الهی نصیب سالک الی الله شود اما کسی که هنوز نتوانسته است زنجیرهای وابستگی درونی و این حجابهای تاریک نفسانی را کنار بزند و توجهش را از عالم طبیعت به عالم روحانیت منعطف گرداند و حتی هیچ گاه توان خود را در جهت تهذیب نس بکار نینداخته است در اسفل السافلین که اخرین درجه حجب ظلمانیست قرار می گیرد؛ در حال که خداوند انسان را در عالیترین مقام آفریده است.«لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم»
رمضان دعوتی است معنوی و تو مهمان عرش خدایی. مگر نه اینکه مهمان باید به دلخواه صاحبخانه رفتار کند؟
مگر نه اینکه هر چه میزبان آورد باید تناول کرد و هر جا که او گفت آرمید؟

آثار و برکات روزه داری در دنیا، قبرو قیامت

برای رسیدن به مقام قرب الهی، توجه به این نکته ضروری است که تنها اجتناب از مبطلات فقهی کافی نیست انچه در رساله های عملیه مراجع معظم تقلید آمده، شرایط صحت روزه است و روزه صحیح با روزه مقبول فاصله زیادی دارد . روزه صحیح ان است که قضا و کفاره را ساقط می کند اما روزه مقبول علاوه بر شرایط صحت روزه، به امور دیگری نیز نیازمند است. از جمله اینکه تمامی اعضا و جوارح انسان باید روزه باشند چشم او به نامحرم نگاه نکند. گوش او شنونده غنا و غیبت نباشند. زبان او گوینده غیبت و تهمت نباشد. روزه داری که با این امور همراه است اگر چه قضا و کفاره ندارد اما روزه ای نیست که پروردگار عالم آن را بپذیرد روزه نیست که که وقتی روزه دار هنگام افطار می گوید: اللهم لک صمت. ملائکه گفته او را تصدیق کنند.
علاوه برا ین انسان باید به جایی برسد که دل او نیز روزه باشد؛ یعنی غیر خدا را وارد آن نکند و تمام توجه انسان به ذات باری تعالی باشد.
بهشت برای چنین روزه ای کم است؛ پاداش این روزه ذات خداوند متعال است و چه سعادتی بالاتر از این که چنین پاداشی نتیجه عمل انسان باشد و در تمام عالم وجود، تنها قلب انسان مومن است که ظرفیت چنین پاداشی را دارد.
در حدیث قدسی چنین آمده: «زمین و آسمان وسعت مرا ندارند تنها قلب بنده مومنم است که می تواند مرا در خود جای دهد.»
و معنای میهمانی خداوند تبارک و تعالی همین است انسان نباید در این میهمانی به  کمتر از این راضی شود وگرنه باخته است.

دوشنبه, 17 خرداد 1395 ساعت 00:00

بیانات آیت الله سیستانی درباره جوانان

نوشته شده توسط

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و درود به مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید علی حسینی سیستانی (دام ظله)

ما گروهی از دانشجویان و فعالان اجتماعی، از حضرت عالی استدعا داریم توصیه‌ها و نصایحی را که در این روزها به کار ما می آید و بیانگر نقش جوانان و وظیفه آن‌ها برای نقش آفرینی در جامعه است و هر نصیحت دیگری را که به نظر حضرت‌عالی برای ما فایده دارد، بیان فرمایید.

گروهی از دانشجویان و فعالان اجتماعی

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی محمد و آله الطاهرین

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
شما جوانان عزیز را ـ که مسائلتان همچون مسائل شخص من و خانواده‌ام برایم اهمیت دارد ـ به هشت نصیحت سفارش می‌کنم؛ اندرزهایی که سعادت کامل این زندگی و حیات واپسین آدمی در آن نهفته، و فشرده پیام‌های خداوند سبحان به بندگان و پندهای حکیمان و بندگان صالح خدا و رهاورد تجربیات و دانش این جانب است:

۱) لزوم اعتقاد راستین به خداوند سبحان و جهان آخرت :
با دلایل روشنی که برای این امر اقامه شده است و قضاوت‌هایی که آیین استوار در این باره نموده، مبادا کسی از شما در این باور کوتاهی کند. انسان با درنگ اندیشمندانه، درمی‌یابد که هر موجودی در این جهان، آفریده‌ای بدیع و تازه است و نشان از صانعی توانا و خالقی بزرگ دارد. خداوند متعال برای یادآوری این نکته، از طریق انبیای خود، همواره پیام‌هایی را ابلاغ کرده و در آن‌ها روشن و مشخص نموده است که زندگی، در حقیقت عرصه‌ای است برای آزمون بندگان خویش، تا نشان دهد که کدام‌یک نیکوکارتر هستند؛ بنابراین، هر که وجود خداوند متعال و روز آخرت را نادیده بگیرد و به آن‌ها ایمان نیاورد، از معنا و افق و فرجام زندگی غافل مانده و رمز و راز تکاپوی در آن را درنیافته است؛ ازاین‌رو، یکایک شما وظیفه دارید از این باور خود پاسداری کنید و آن را که به‌راستی هم پراهمیت‌ترین واقعیت است، گرامی‌ترین امور خویش برشمارید، بلکه باید بکوشید تا یقین و ارزش این باور در شما چندان فزونی یابد که گویا همیشه پیش روی او ایستاده‌اید و او با نگاه نافذ و تیزبین خود شما را نظاره می‌کند؛ که گفته‌اند: «چون صبح شود، شبروان را بستایند».
چنانچه آدمی در دوره‌ای از سال‌های جوانی، ضعفی در دین خود احساس کند؛ و به عنوان مثال، انجام واجبات را دشوار بشمارد یا به لذت‌های دنیوی گرایش داشته باشد، اما هرگز نباید ارتباط خود با خداوند متعال را کاملاً قطع کند و بدین ترتیب راه بازگشت را برای خود ناهموار سازد. انسان باید این نکته را بداند که اگر در هنگام احساس توانایی و عافیت، به قدرت و سلامت خود مغرور شود و فرمان خداوند سبحان را ناچیز شمارد، سرانجام، در هنگام ناتوانی و ضعف، چاره‌ای جز بازگشت به سوی پروردگار ندارد؛ بنابراین، از همان عنفوان جوانی که مدت زمان محدودی بیش نیست، باید در فکر دوره ضعف و سستی و بیماری و سالمندی خود در آینده زندگی‌اش باشد.
مبادا انسان در نتیجه پیروی از شبهاتی که برای یافتن راه‌حلی برای آنها صبر پیشه نکرده، یا با تکیه بر افکار ناپخته، یا تحت تأثیر لذت‌ها و پیرایه‌های زندگانی، یا رنجیده‌خاطر از سوءاستفاده‌های شخصیِ بعضی افراد از نام دین، رفتار و کردار نادرست خود را مشروع جلوه دهد، و از این رهگذر، در اصول ثابت دین به تردید بیفتد؛ زیرا حقیقت چیزی نیست که با رفتار مردم سنجیده می‌شود، بلکه شخصیت‌ها را باید با حقیقت به آزمون کشید. 

۲) آراستگی به اخلاق نیک:
خوش‌خویی دربرگیرنده فضیلت‌های بسیاری مانند حکمت، تفکر، مدارا، فروتنی، دوراندیشی، بردباری، شکیبایی و جز اینها است؛ و به همین دلیل، از مهم‌ترین عوامل سعادت در دنیا و آخرت به شمار می‌رود، و روزی که ترازوی اعمال آدمیان برپا شود، نزدیک‌ترین مردم به خداوند و دارنده سنگین‌ترین کفّه، کسی است که خوش‌اخلاق‌تر باشد؛ بنابراین، هر یک از شما باید اخلاق خود را در رفتار با والدین و خانواده و فرزندان و دوستان و عموم مردم سامان دهد، و چنانچه در خود قصوری مشاهده کرد، نفس خویش را رها نکند، بلکه آن را به محاسبه کشد و حکیمانه به هدفش سوق دهد و اگر نفس سر باز زد، ناامید نشود، بلکه حتی با دشواری، خود را به خوش‌خلقی بیاراید، زیرا «هر که سرشت ملّتی را به خود تحمیل کند، سرانجام یکی از آن‌ها خواهد شد»، و نزد خداوند سبحان، تلاش چنین فردی، نسبت به کسی که این صفت در نهاد او باشد، پاداش بیشتری دارد.

۳) تلاش برای فراگیری درست یک حرفه، به دست آوردن تخصص،به تکاپو انداختن نفس، و تحمل رنج و سختی برای رسیدن به آن:
این امر برکات فراوانی دارد: بخشی از وقت انسان را پر می‌کند، از این رهگذر می‌تواند هزینه خود و خانواده‌اش را تأمین نماید، به جامعه خود سود برساند، برای کارهای خیر کمک بگیرد، تجربه‌هایی اندیشه‌پرور و مهارت‌افزا به دست آورد، و سرمایه‌اش پاک شود؛ زیرا به دست آوردن سرمایه هر چه با خستگی بیشتری باشد پاکی و برکت آن افزون‌تر است. وانگهی، خداوند متعال انسان زحمتکشی را که با کسب و کار، خود را به تکاپو می‌اندازد دوست می‌دارد و از انسان بیکار و بی‌بهره‌ای که بار دوش دیگران باشد یا وقت خود را در لهو و لعب بگذراند، بیزار است. پس مراقب باشید که دوران جوانی‌تان بدون فراگیری حرفه یا تخصصی سپری نشود؛ زیرا خداوند سبحان در جوانان نیروهایی درونی و بدنی قرار داده است تا انسان با بهره‌گیری از آن بتواند سرمایه زندگی خود را فراهم کند؛ پس زنهار که با وقت‌گذرانی و بی‌اعتنایی آن را هدر ندهید.
هر یک از شما باید چندان به حرفه و تخصص خود اهتمام ورزد که در آن به مهارت برسد، و در نتیجه، سخنی را نا آگاهانه بر زبان نیاورد و کاری را ناشیانه انجام ندهد، بلکه از پرداختن به مواردی که توانایی یا دانش آن را ندارد عذر بخواهد، یا به شخصی که مهارت بیشتری دارد مراجعه کند، که این کار برای او شایسته‌تر و برای جلب اعتماد دیگران بهتر است. آدمی باید کار و وظیفه خود را با علاقه و همت و خلاقیت و رغبت انجام دهد، و نباید تمام اهتمام او کسب مال حتی از راه نامشروع باشد؛ زیرا مال حرام برکت ندارد و هر که سرمایه‌ای را از راه نامشروع جمع‌آوری کند، از این مطلب ایمن نباشد که چه بسا خداوند او را به بلایی گرفتار سازد که ناچار شود پول خود را با رنج و زحمت بیشتری در راه آن هزینه کند؛ چنین مالی در این دنیا مایه بی‌نیازی نیست و در آخرت هم وبال او خواهد شد.
هر یک از شما وجدانش را میان خود و دیگران میزان قرار دهد؛ بنابراین وقتی به کاری برای دیگران می‌پردازد، همان‌گونه باشد که برای خود کار می‌کند و دوست دارد دیگران برایش کار کنند؛ و دیگران را به گونه‌ای مورد احسان خویش قرار دهد که دوست دارد خداوند سبحان در حق او نیکی کند، و همواره اخلاق کار و شایستگی‌های این حوزه را در نظر داشته باشد و به روش‌های زشتی که از آشکار شدن آن‌ها شرم دارد نپردازد، و بداند که هر کارگر، خواه عادی یا متخصص، امانتدار کارفرما و مراجعه‌کننده است، پس باید خیرخواه او باشد و ناآگاهانه مرتکب خیانت به او نشود؛ زیرا خداوند متعال مراقب او است و بر کارهایش نظارت دارد و دیر یا زود حق دیگران را از او می‌ستاند؛ به‌درستی که خیانت و پیمان‌شکنی زشت‌ترین کارها نزد خداوند سبحان است و فرجام و نتیجه خطرناک‌تری دارد.
در میان همه صاحبان مشاغل، پزشکان که با جان و بدن مردم سر و کار دارند، باید توجه بیشتری به این نصایح داشته باشند؛ بنابراین، باید به‌شدت از سرپیچی از موارد یادشده که به سوءعاقبت می‌انجامد، پرهیز کنند، و «فردا برای کسی که آن را ببیند نزدیک است».
خداوند سبحان می‌فرماید:
﴿وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ * الَّذِینَ إِذَا اکْتَالُوا عَلَی النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ * وَ إِذَا کَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ * أَلایَظُنُّ أُولَئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ﴾؛ «وای بر کم‌فروشان * آنان که چون از مردم پیمانه می‌گیرند آن را پُر می‌کنند * و چون برای مردم پیمانه یا وزن می‌کنند از آن می‌کاهند * آیا آنها گمان نمی‌کنند که روزی برانگیخته می‌شوند؟»
از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) چنین روایت شده است: «إنَّ اللهَ تَعالی یُحِبُّ إذا عَمِلَ أحدُکُم عَمَلاً أن یُتقِنَه»؛ «خداوند متعال دوست دارد هر کس کاری را انجام می‌دهد، آن را به بهترین صورت انجام دهد».
لازم است دانشجویان و اساتید دانشگاه‌ها، در زمینه‌های تخصصی خود، به‌ویژه در حوزه پزشکی، از دستاوردهای دیگر مراکز علمی آگاهی داشته باشد، تا دانش و عملکرد آنان در زمینه‌های کاری‌شان با دانش روز برابری کند، بلکه وظیفه دارند با ارائه مقالات مفید علمی و پیشگامی در یافته‌های نو، موجبات تکامل علم را فراهم آورند و با امکانات موجود، به رقابت با دیگر مراکز علمی بپردازند و در فراگیری دانش، به شاگردی دیگران و مصرف ابزار و تجهیزات آنان بسنده نکنند، بلکه همانند نیاکان خویش که در گذشته‌های دور پیشگامان و پرچمداران این عرصه بودند، در پیدایش و تولید علم و بهره‌برداری از آن مشارکت فعال داشته باشند؛ که در این زمینه هیچ ملتی شایسته‌تر از دیگر ملت‌ها نیست.
بر شما لازم است تا از استعدادهای درخشان موجود در نوجوانان و جوانانی که در نبوغ سرآمد دیگرانند و هوش و برتری آشکاری دارند، حتی اگر از اقشار فرودست باشند، پشتیبانی کنید، و همان طور که به فرزندان خود یاری می‌دهید، دست ایشان را تا رسیدن به مراتب بالای علم و دانش سودمند بگیرید، تا همانند کار آنان، برای شما نیز پاداش نوشته شود و جامعه و آیندگان از علم آن‌ها بهره ببرند.

۴) پایبندی به رفتار و اخلاق پسندیده و پرهیز از ناپسندی‌ها :
هیچ خیر و سعادتی جز بر پایه فضیلت استوار نیست، و هیچ بدی و شقاوتی مگر از فرومایگی سرچشمه نمی‌گیرد ـ ‌جز در موارد خاصی که خداوند بندگان خود را با آن می‌آزماید. راست گفت خداوند سبحان که فرمود: ﴿وَ مَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ﴾؛ «و هر مصیبتی که به شما رسد به سبب دستاورد خود شما است و خدا از بسیاری می‌گذرد».
بعضی از صفات پسندیده عبارتند از: محاسبه نفس، پاکدامنی در ظاهر و نگاه و رفتار، راستگویی، صله رحم، امانت‌داری، وفاداری به پیمان‌ها و تعهدات، استواری بر حق، و پرهیز از رفتارهای پست و کردارهای ناروا.
و بعضی از صفات ناپسند عبارتند از: تعصب‌های ناپسند، واکنش‌های شتابان، سرگرمی‌های پست، خودنمایی در برابر مردم، اسراف به هنگام برخورداری، تعدی به هنگام فقر، نارضایتی در گرفتاری‌ها، بدرفتاری با دیگران به‌ویژه با ضعیفان، هدر دادن سرمایه، کفران نعمت، پافشاری بر گناه، کمک به ظلم و ستم، و تمایل به ستوده شدن بر کارهای نکرده.
دختران را به پاکدامنی و عفاف سفارش اکید می‌کنم؛ زیرا زن به خاطر ظرافتی که دارد، در برابر پیامدهای ناشی از بی‌توجهی به عفاف آسیب‌پذیرتر است، پس دختران باید مراقب باشند که فریب احساسات پوچ را نخورند و درگیر وابستگی‌های گذرایی نشوند که لذتشان فناپذیر، ولی پیامدهای ناگوارشان جاودان است، و دختران را نشاید که به چیزی جز زندگی پایدار که سعادت و خوشبختی آن‌ها را ضمانت می‌کند، بیندیشند؛ چه برازنده است زنی که با حفظ سنگینی و متانت ظاهر و رفتار خویش، به امر زندگی و کار و تحصیل خود می‌پردازد.

۵)اهمیت دادن به تشکیل خانواده، با ازدواج و تولید نسل، بدون تأخیر :
تشکیل خانواده مایه انس و لذت انسان، و موجب جدّیت در کار است و وقار و احساس مسئولیت را در پی دارد و سبب می‌شود تا انسان همه نیروی خود را برای روز نیازمندی به کار گیرد و او را از بسیاری از امور نامشروع و پست حفظ می‌کند، تا جایی که در روایت آمده است: «هر که ازدواج کند نیمی از دین خود را پاس داشته است» و مهم‌تر از همه این موارد، تشکیل خانواده، سنّتی ضروری است که بیش از دیگر سنت‌ها بر آن تأکید شده و فطرتی است که انسان با آن سرشته شده است و هر که از این سنت روگردان شود به دشواری می‌افتد و به تنبلی و کسالت مبتلا می‌شود. هیچ کس نباید برای ازدواج از فقر بترسد؛ زیرا خداوند سبحان بخشی از انگیزه‌های روزی را در ازدواج قرار داده که انسان در نگاه اول، آن را به حساب نمی‌آورد. هر یک از شما باید به اخلاق و دین و اصالت کسی که با او ازدواج می‌کند دقت داشته باشد و در توجه به زیبایی و ظاهر و شغل وی زیاده‌روی نکند؛ زیرا این موارد مایه فریفتگی است و هنگامی‌که زندگی چهره سختی و آزمایش خود را نشان می‌دهد، این پرده‌ها به‌سرعت کنار می‌رود. در حدیث، از ازدواج با زن فقط به خاطر زیبایی او پرهیز داده شده است. در کنار آن، باید دانست که هر کس به خاطر دین و اخلاق زنی، با وی ازدواج کند، در این وصلت برای او برکت قرار داده‌اند.
دختران و اولیای آن‌ها بر حذر باشند که اشتغال را بر تشکیل خانواده و اهتمام به آن ترجیح ندهند؛ زیرا ازدواج سنت مؤکد زندگی است، ولی اشتغال چیزی از قبیل مستحبات و مکمّل‌ها است که ترک آن سنت مؤکد برای این امور، از حکمت به دور است، و کسی که در آغاز جوانی از این نکته غفلت کند، به‌سرعت پشیمان می‌شود، و البته این پشیمانی برای او سودی نخواهد داشت. در تجربه‌های زندگی گواه این نکته فراوان است.
بر اولیای دختران جایز نیست که از ازدواج آن‌ها جلوگیری کنند، یا با پایبندی به آداب و رسومی، نظیر گذاشتن مهریه‌های سنگین یا دست نگه داشتن به امید ازدواج با یکی از پسرعموها یا سادات، که خداوند کسی را ملزم به این امور نکرده، مانع ازدواج آنان شوند؛ زیرا در این کار مفسده‌های بزرگی است که از آن ناآگاهند، و باید بدانند که خداوند سبحان پدران را بر دختران ولایت نداده، مگر برای مصلحت‌اندیشی و پافشاری در خوشبختی آن‌ها، و هر کس بدون رعایت مصلحت، از ازدواج زنی جلوگیری کند، مرتکب گناه شده است، و آثار آن تا وقتی که آن زن از پیامدهای کار او رنج می‌برد دامنگیرش خواهد بود و با این کار دری از درهای دوزخ را بر خود گشوده است.

۶)تلاش برای نیکوکاری و کمک‌رسانی به مردم  به‌ویژه به یتیمان و بیوه‌زنان و بینوایان و پرداختن به کارهای عام المنفعه
این کار موجب رشد ایمان و تهذیب نفس می‌شود و زکات نعمت‌ها و خیراتی است که به انسان داده شده است، و نهادینه کردن فضیلت و همیاری در کارهای نیک و پرهیزکاری، و انجام بی‌سروصدای امر به معروف و نهی از منکر و کمک‌رسانی به مسئولان برای حفظ نظام همگانی و رعایت منافع عمومی را در خود جای دارد و باعث بهبودی وضعیت جامعه می‌شود؛ بنابراین، برکت این دنیا و ذخیره آخرت خواهد بود.
خداوند سبحان جامعه متحد و هم‌پیمان را که افراد آن به مشکلات برادران و همنوعان خود اهمیت می‌دهند و خوبی‌هایی را که برای خود بخواهند برای دیگران نیز می‌خواهند، دوست دارد و فرموده است: ﴿وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ﴾؛ «و اگر مردم شهرها ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند، هر آینه برکاتی از آسمان و زمین بر آن‌ها می‌گشودیم»
و فرموده است: ﴿إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ﴾؛ «خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنان حال خود را تغییر دهند».
پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز فرمود: «لایُؤمِنُ أحَدُکُم حتّی یحِبَّ لأخِیهِ مَا یحِبُّ لِنَفسِه و یُکرهَ لأخِیهِ مَا یُکرِهُ لِنَفسه»؛ «هیچ یک از شما به کمال ایمان نمی‌رسد، مگر آنچه را که برای خود دوست دارد برای برادر خود نیز دوست داشته باشد و آنچه را که برای خودش نمی‌پسندد برای برادر خود نیز نپسندد».
همچنین فرمود: «مَن سَنَّ سُنةً حَسَنةً فَلَهُ أجرُهَا وَ أجرُ مَن عَمِلَ بها»، «هر که سنت نیکی را بنا نهاد، پاداش آن کار و پاداش کسانی که به آن سنت عمل می‌کنند برای او است».

۷) کسانی که کاری از امور دیگران را بر عهده دارند، مسئولیت خود را، چه در خانواده و چه در جامعه، به‌درستی انجام دهند؛ بنابراین، پدران سرپرستی فرزندان را و شوهران سرپرستی همسرانشان را به‌خوبی عهده‌دار شوند، و با رعایت حکمت و به منظور پاسداری از حریم خانواده و جامعه، از خشونت و سنگدلی، حتی در مواردی که قاطعیت لازم است، پرهیز کنند؛ زیرا روش‌های قاطعانه، منحصر به آزار بدنی و به کار بردن الفاظ رکیک نیست، بلکه ابزار و شیوه‌های تربیتی دیگری نیز وجود دارد که اگر کسی در پی آن باشد و با اهل خبره و حکمت مشورت کند، به آن‌ها دسترسی خواهد داشت. وانگهی، روش‌های خشونت‌آمیز در بسیاری از موارد نتیجه معکوس دارد و موجب ریشه‌دار شدن امری که نظر به بهبود آن است و سرافکندگی شخصیت کسی که قصد اصلاح وی در میان است، می‌گردد. قاطعیت چنانچه سبب ظلم شود و اصلاح خطا اگر خود موجب خطای دیگری باشد، هیچ خیری ندارد.
کسی هم که عهده‌دار یکی از مسئولیت‌های جامعه است، باید به کار خویش اهتمام ورزد و در آن خیرخواه مردم باشد و در انجام وظایفی که از دید آن‌ها پنهان است خیانت نکند، که خداوند متعال بر همه کارهای او و مردم ولایت دارد و در روز قیامت او را پیوسته بازخواست خواهد نمود؛ پس باید مراقب باشد که اموال مردم را به مصرف نامشروع نرساند و تصمیمی برخلاف خیر و مصلحت آنان نگیرد و با سوءاستفاده از موقعیت خود، گروه و حزبی تشکیل ندهد تا تخلفات یکدیگر را مخفی کنند، به تقسیم منافع نامشروع و اموال شبهه‌ناک میان یکدیگر بپردازند و دیگران را از مناصبی که شایستگی آن را دارند کنار بزنند یا از دریافت خدماتی که سزاوار آن هستند باز دارند؛ بلکه باید کارهایش برای همگان یکسان باشد و نباید مقام خویش را ابزاری برای ادای حقوقی مانند حق خویشاوندی یا جبران نیکی‌های دیگران و دیگر حقوقی که بر گردن شخص او است قرار دهد؛ زیرا ایفای این حقوق شخصی از رهگذر حقوق عمومی، ظلم و تباهی است؛ بنابراین، اگر برای شما شرایطی پیش آمد که کسی را انتخاب کنید، سراغ کسی بروید که از قدرت بی‌بهره است، مقامی پشت سر او نیست و جز خداوند سبحان هیچ یاوری برای گرفتن حق خویش ندارد.
احدی از شما دین یا مذهب را ابزاری برای توجیه کارهای خود قرار ندهد؛ زیرا دین و مذاهب حقه بر اصول راستینی همچون رعایت عدل و احسان و امانت‌داری و اموری از این قبیل بنیان نهاده شده است. خداوند سبحان می‌فرماید: ﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ﴾. «ما پیامبران خود را با دلایل آشکار فرستادیم و به همراه آن‌ها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم به عدالت رفتار کنند». امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «إنّی سَمِعت رسولَ الله (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) یَقولُ فی غَیر مَوطِن: لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لایُؤْخَذُ لِلضَّعِیفِ فِیهَا حَقَّهُ مِنَ الْقَوِیِّ غَیْرَمُتَعتِعٍ»؛ «من بارها از پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) شنیدم که می‌فرمود: ملتی که در آن حق ضعیف از قوی، بدون ترس و واهمه گرفته نشود، به تقدَس نخواهد رسید» و هر که مبنای خود را بر چیزی جز این قرار دهد، در حقیقت خویشتن را با آرزوهای پوچ و امیدهای دروغین فریب داده است. نزدیک‌ترین مردم به پیروی از پیشوایان عدالت مانند پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و امام علی (علیه‌السلام) و امام حسین شهید (علیه‌السلام) کسانی هستند که بیش از دیگران به سخنان آن‌ها عمل کرده و از سیره آن‌ها پیروی می‌کنند.
کسی که عهده‌دار امور مردم است باید به خواندن نامه امام علی (علیه‌السلام) به مالک اشتر هنگام اعزام او به مصر پایبند باشد؛ زیرا این نامه توصیفی فراگیر از اصول عدالت و امانت‌داری است و به تناسب وضعیت افراد، برای همگان، خواه مسئولان و خواه کسانی که رتبه پایین‌تری دارند، مفید است. هر چه مسئولیت کسی گسترده‌تر باشد توجه به دستورالعمل‌های این نامه برایش لازم‌تر و ضروری‌تر است.

۸)آراسته شدن به روحیه علم‌آموزی و تلاش برای افزایش حکمت و معرفت در همه مراحل و احوال زندگی :
آدمی باید کارها و خصلت‌های خود و پیامدهای آن را بسنجد و به رویدادهای پیرامون خویش و نتایج آن بنگرد، تا هر روز بر معرفت و تجربه و کمال او افزوده شود؛ چه، زندگی مدرسه‌ای است با ابعاد گوناگون و بسی ژرف، و در طول زندگی، انسان هیچ‌گاه از دانش و شناخت و مهارت بی‌نیاز نیست؛ در هر کار و حادثه‌اش نشانه و عبرتی نهفته و هر رخدادش دربردارنده پیغام و نکته‌ای است که هر کس در آن اندیشه کند، سرچشمه آن را در سنت‌های الهی خواهد یافت و نمونه‌هایی از موعظه‌ها و پندها را خواهد دید؛ این گونه است که انسان، تا آن گاه که به ملاقات خدای سبحان برود، هرگز از دانش و شناخت و مهارت بی‌نیاز نمی‌شود و هر چه بینش بیشتری داشته باشد، در راه شناخت حقایق، به آزمون و خطای کمتری نیاز دارد. خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَمَن یُؤْتَ الحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً﴾. «و کسی که به او حکمت داده شود، از خیر زیادی بهره‌مند شده است» و به پیامبر خود (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: ﴿وَ قُل رَبّ زِدنِی عِلماً﴾. «بگو: ای پروردگارم، دانش مرا افزون کن».
و سزاوار است انسان با سه کتاب زیر انس داشته باشد و با تأمل و تفکر، از آن‌ها توشه برگیرد:

نخستین و برترین کتاب، قرآن کریم آخرین پیام خداوند سبحان به آفریدگان است که آن را نازل فرموده تا گنجینه‌های عقل و خرد را برانگیزد و چشمه‌های حکمت و دانایی را بجوشاند و با آن سختی دل‌ها را نرم کند، و از باب نمونه، در آن رخدادهایی را بیان فرموده است، پس انسان باید خود را از تلاوت این کتاب محروم نکند و هنگام تلاوت، این احساس را داشته باشد که گوش به خطاب خداوند سبحان سپرده؛ زیرا خداوند کتاب خود را، به عنوان پیامی برای همه جهانیان نازل کرده است.

دومین کتاب نهج‌البلاغه است، که عموماً همان مضامین و نکات قرآن را با شیوه‌ای رسا و به گونه‌ای بیان می‌کند که روحیه تدبیر و تفکر و پندپذیری و حکمت‌طلبی در آدمی زنده می‌شود؛ پس انسان هرگاه فرصت و فراغتی به دست می‌آورد شایسته نیست که از خواندن آن کوتاهی کند، و در هنگام مطالعه آن کتاب باید این احساس را داشته باشد که آرزوهایش برآورده شده و پای خطبه‌های امام (علیه‌السلام) نشسته است و باید به نامه حضرت (علیه‌السلام) به فرزندش امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) که از قضا برای همین منظور بیان شده است، توجه بیشتری داشته باشد.

سومین کتاب، صحیفه سجادیه است؛ مجموعه‌ای شامل دعاهایی بلیغ برگرفته از قرآن کریم که در آن درس‌هایی برای رویکردها، دغدغه‌ها، دیدگاه‌ها و آرمان‌های انسان، و تبیین راه‌های محاسبه نفس و به نقد کشیدن آن و کشف زوایای پنهان و رمز و راز نفس آدمی است؛ و در این میان، دعای مکارم‌الاخلاق ویژگی برجسته‌ای دارد.
این هشت توصیه، که چیزی جز چند تذکر نیست، پایه‌ها و ارکان راه درست زندگانی است؛ زیرا انسان در پرتو همین یادآوری‌ها است که نور حق و روشنای حقیقت و زلالی فطرت و گواهی‌های عقل و تجربه‌های زندگی را درمی‌یابد؛ پیام‌های الهی و موعظه‌های اهل بصیرت نیز به همین امر شهادت داده‌اند؛ بنابراین برای هر انسان، مخصوصاً جوانانی که در اوج توان و نیروی بدنی و روحی خود به سر می‌برند، شایسته است که به این اندرزها عمل کند یا در راه آن‌ها بکوشد؛ اندرزهایی که در حقیقت سرمایه‌های زندگی انسان هستند و اگر بخشی از آن یا رسیدن به مراتب بالای آن را از دست بدهند، باید بدانند که «بهره اندک، بهتر از ترک همه است»، و به دست آوردن بعضی از این امور، بهتر از رها کردن تمام آن است؛ خداوند سبحان می‌فرماید: ﴿فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ * وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ﴾؛ «پس هر که به وزن ذره‌ای نیکی کرده باشد آن را می‌بیند * و هر کس به وزن ذره‌ای بدی کرده باشد آن را می‌بیند».

از خداوند مسألت دارم شما را به آنچه موجب سعادت و استواری در دنیا و آخرت است موفق دارد؛ فإنـّهُ وَلیُّ التَوفیق

۲۸ ربیع‌الاول ۱۴۳۷ هجری قمری

صفحه1 از3

درباره قاسمیه

هیئت زنجیرزنان و شاه حسین گویان محله شتربان در تاریخ 1346 به همت جوانان این محله تاسیس شده و تاکنون به فعالیت خود در زمینه های مذهبی ادامه می دهد

ادامه مطلب

اوقات شرعی